چین نیز هست. از آنجا که چین در هنر سرمایهگذاری در بحرانهای دیگران مهارت دارد، صادرات تهویه مطبوع این کشور به اتحادیه اروپا تنها در تابستان امسال با ۴۳ درصد افزایش به حدود ۳.۸ میلیارد دلار رسیده است.
در این زمینه دو تحول بسیار مهم قابل توجه است: نخست، بازگشت جبهه یمن به فعالیت علیه عربستان سعودی از طریق هدف قرار دادن نقاطی در داخل مرزهای این کشور و جلوگیری از عبور کشتیهایش از تنگه بابالمندب. دوم، اعلام قصد امضای توافقنامه تولید سوخت هستهای میان آمریکا و عربستان سعودی که ممکن است به غنیسازی اورانیوم در یک تأسیسات آمریکایی داخل عربستان اجازه دهد. اما این توافق مشروط به پیوستن عربستان به پیمان آبراهام است؛ پیمانی که نتانیاهو آن را سنگبنای نظم جدید منطقهای تحت هژمونی اسرائیل میداند.
ما امضا کنندگان این بیانیه ضمن محکومیت رفتار ظالمانه و غیر قانونی حاکمیت در ادامهی حصر میرحسین موسوی و بانو زهرا رهنورد، و نیز اعتراض به حکم زندان برای آقایان علیرضا بهشتیشیرازی، ناصر دانشفر و محمدجواد دردکشان، نیکمردان دغدغه مندی که جز صلاح ملک و ملت را نخواسته اند، حمایت مجدد خود را از این عزیزان و بیانیهی اخیر میرحسین موسوی مبنی بر اهتمام بر فرایند « همه پرسی قانون اساسی با تشکیل جبهه ای فراگیر ، متشکل از همه ی سلایق ملی، بر اساس سه اصل عدم مداخله ی خارجی، نفی استبداد و گذار دموکراتیک مسالمت آمیز» اعلام میداریم.
نشانههایی در خلیج فارس در حال ظهور است که وزن آنها از تمام سالهای گذشته سنگینتر است. نشانههایی که بهروشنی از فرسایش مدل امنیت وارداتی حکایت دارد و تداوم آن، منطقه را در معرض بیثباتی ساختاری قرار میدهد. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس میتوانند این پیام را با دقت بیشتری بخوانند؛ زیرا امنیتی که از بیرون تأمین شود، در لحظه تهدید کارکرد خود را از دست میدهد و حتی به عامل آسیبپذیری تبدیل میشود. حضور نظامی آمریکا، با هزینه سالانه سنگین و شبکه گسترده پایگاهها، نتوانسته از وقوع بحرانهای امنیتی جلوگیری کند. ناکارآمدیای که ریشه در ماهیت فرامنطقهای این حضور دارد؛ حضوری که در آن منافع محلی هیچگاه در اولویت قرار نمیگیرد.
سؤال اینجاست: چرا روزنامهنگاری در جهان غرب همچنان موفق و سودآور است، در حالی که روزنامهها در جهان عرب با زیانهای انباشته و متوالی مواجهاند؟ چرا روزنامهنگاران عرب با واقعیتی غمانگیز روبهرو هستند، در حالی که وضعیت همکارانشان در کشورهای دیگر متفاوت است؟ چه چیزی مانع موفقیت رسانهها در کشورهای عربی میشود؟
جنبش مهسا به نظرم لولای ورود کنشهای جمعی به موج سوم و دورهای جدید بود. ازاینرو با شما کاملاً موافقم که اعتراضات دیماه نشان از دور جدیدی از اعتراضات با ویژگیهای متفاوت نسبت به کنشهای جمعی پیشین داشت: چرخش از مطالبات اقتصادی به اعتراضات سیاسی، فراگیری در سطح ملی، تکثر و رادیکالیسم بیشتر برخی از ویژگیهای دور جدید کنشهای جمعی است. علاوه بر اینها، بین اعتراضات دی ماه در فاصلهی ۶ تا ۱۷ دیماه و بعد از فراخوان آقای پهلوی در ۱۸ و ۱۹ دی نیز تفاوتهایی وجود دارد. نگاه به اعتراضات دیماه به شدت تحت تاثیر فاجعهی کشتار هزاران زن و مرد و دختر و پسر جوان در ۱۸ و ۱۹ دی قرار گرفته و اغلب در آن خلاصه میشود؛ اما همچنان که حاجیزادگان (۱۴۰۵) در پژوهش خلاقانهی «جانهای دیماه» بهزیبایی توضیح داده، «همانطور که اعتراضات ۱۴۰۱را نمیشود به واکنشی هیجانی نسبت به یک "اتفاق" فروکاست، اعتراضات ۱۴۰۴ را نیز نمیتوانیم به پذیرش سادهانگارانهی یک "فراخوان" تقلیل بدهیم».
پرونده سالی الجباس نهتنها برای مسائل حقوقی، بلکه برای مسائل وجودی نیز گشوده است. آیا او واقعاً کشت؟ و اگر چنین کرد، چه کسی نخست کشته شد: مادر یا روح دختری که طی سالها متلاشی شده بود؟
این تحولات خطرناک نشان میدهد که نتانیاهو به دنبال ایجاد یک واقعیت منطقهای جدید است؛ واقعیتی که در آن، اسرائیل برتری نظامی بلامنازع داشته باشد و قدرت مخالفانش—including قدرتهای اقتصادی خلیج که از جنگ فرسوده شدهاند—رو به افول رود. این یعنی نخستوزیر اسرائیل ادامه جنگ را فرصتی برای تغییر شکل محیط استراتژیک پیرامون اسرائیل میبیند؛ محیطی که با آرمانهای راست اسرائیل و رؤیای «اسرائیل بزرگ» سازگار است.
آصف بیات، جامعهشناس ایرانی، خاطرنشان کرده است که بسیاری از جنبشهای اسلامی پروژههای خود را بر اساس ایده تغییر جامع تاریخی بنا کردهاند، نه بر مدیریت زندگی روزمره. آنها خود را نه به عنوان بازیگران سیاسی در میان دیگران، بلکه به عنوان حاملان یک پروژه تمدنی بلندمدت معرفی میکنند. بنابراین، از نظر او، موفقیت واقعی بیشتر به آینده مرتبط میشود تا لحظه حال.
برآورده نمیکنند. به همین دلیل است که برخی از محققان پیشنهاد می کنند که آنها را به عنوان "جنبش های اجتماعی" توصیف کنند این یک مفهوم گسترده تر است و قادر به توصیف نیروهای فعال است حتی اگر آنها ظرفیت زیادی برای بسیج و بسیج داشته باشند، آنها یک جامعه مدنی تولید نمی کنند، زیرا فرد را اسیر تعلق اولیه نگه میدارد، در حالی که جامعه مدنی بر این اساس است که فرد را وارد فضای شهروندی و نهادهای عمومی کند.