الشریع از اشاره به جنایات جنگی «حزبالله» در سوریه طی سالهای جنگ در کنار رژیم بشار اسد غافل نشد، اما تأکید کرد که ورق را برای حزب و همه «ستمگرانی» که علیه سوریه، کشور و مردم آن مرتکب جنایت شدهاند، برمیگرداند. او افزود که تنها جنگهای سوریه جدید، جنگ علیه فقر و انواع ناتوانیهای زندگی، اقتصادی و توسعهای است و بازسازی سوریه، نبرد اصلی با بالاترین اولویت محسوب میشود.
برخی تخمینها نشان میدهد که توافق ابراهیم بهجای گسترش، وارد مرحله «بازتعریف» خواهد شد. بهجای شرطبندی بر یک اتحاد امنیتی مستحکم با اسرائیل، ممکن است به چارچوبی محدود برای همکاری اقتصادی، فناوری و اطلاعاتی تبدیل شود، در حالی که از تبدیل آن به یک محور نظامی آشکار علیه ایران اجتناب شود. برخی تحلیلهای غربی نیز معتقدند کشورهای خلیج فارس در کوتاهمدت تعمیق این توافق را در اولویت قرار نخواهند داد و در عوض برای ترتیبات منطقهای باثباتتر که ریشههای بحران با ایران را برطرف کند و آزادی کشتیرانی و امنیت انرژی را تضمین کند، فشار خواهند آورد.
1405/04/01
بيير لوي ريمون پژوهشگر و شخصیت رسانهای فرانسوی :مترجم علی سرداری
اما مشکل اصلی این است که این وضعیت پیشبینی نشده بود. نه طرف آمریکایی—که اسیر رویکردهای سنتی مبتنی بر زبان زور است—و نه طرف اسرائیلی—که بقای خود را در هدفگیریهای کلاسیک میبیند—پیشدستی نکردند. اسرائیل پس از اعلام توافق، حملات خود را به نیروهای وابسته به ایران در جبهه لبنان آغاز کرد. مسئله این نیست که آیا با توافقی روبهرو هستیم که در بلندمدت پابرجا بماند؛ آنچه در خطر است، محیط جدیدی است که این توافقات در آن شکل میگیرند و فهم تازهای که از آنها پدیدار میشود.
از سوی دیگر؛ مودودی در کتاب خود، *اصطلاحات اربعه*، به دنبال نسبت دادن هر عملی به خدا، حتی امور مربوط به حکومت است. هدف او ایجاد جامعهای است که این جامعه را به عنوان جامعهای الهی و متمایز از سایر مردم به رسمیت بشناسد. این جامعه الهی، تنها جامعه واقعاً مسلمان است که از تمام ادیان، فرقهها و مکاتب فکری که خدا را متفاوت از جامعه اسلامی تصویر کردهاند، برتر است. او استدلال میکند که این جامعه تمام امور خود را به خدا واگذار میکند، خدایی که آن را سازماندهی و کنترل میکند و بنابراین حق دارد علیه جوامع غیرمسلمان قیام کند و از سلاح و خشونت برای دستیابی به اهداف الهی خود استفاده کند. این جامعه خود را گروهی الهی میداند که مورد ظلم قرار گرفته و باید با این بیعدالتی مقابله کند. با این حال، شیوع این مفهوم در میان پیروان آن، حالتی از تنش و خشونت بین آنها و کل جامعه ایجاد میکند.
کشورهای خلیج فارس خود را در موقعیتی حساس میبینند. آنها سازندگان اصلی توافقات بزرگ نیستند، اما از جمله طرفهایی هستند که بیشترین تأثیر را از نتایج آنها میپذیرند. امنیت انرژی، ناوبری دریایی، بنادر، سرمایهگذاری و ثبات اقتصادی همگی مستقیماً تحت تأثیر هرگونه تشدید تنش بین واشنگتن و تهران قرار دارند.
آنچه دولت اشغالگر در جنگ خود در لبنان، کرانه باختری و غزه و حملات خود در سوریه ـ پس از لغو قرارداد جدایی نیروها در سال ۱۹۷۴ ـ انجام میدهد، تنها بخشی از این پروژه است که بر اساس اصل «نیش زدن تدریجی» اعمال میشود؛ امری که محکومیتهای گستردهای ایجاد میکند، اما به جنگی جدید و همهجانبه منجر نمیشود.
این جنبشهای دیجیتال همزمان با تشدید لفاظیهای چندین تن از شیوخ این گروه است که استفاده از زور را مشروع میدانند. وصفی ابوزید، رهبر اخوان المسلمین، با اظهاراتی مبنی بر اینکه «صلحطلبی نه یک اصل مذهبی است و نه یک الزام سیاسی»، در مرکز توجه قرار گرفته است و استدلال میکند که تنها معیار برای اقدام در مرحله فعلی «منافع مشروع» است و بدین ترتیب نقض مفهوم دولت-ملت و حاکمیت قانون را توجیه میکند.
در نزدیکی بازارهای تجاری مرکز شهر بیروت، تعدادی از آوارگانِ حومه جنوبی در چادرهایی که کنار البیال برپا شده بود، اسکان یافتهاند. کسانی هستند که دست یاری به سوی آنها دراز میکنند، اما نگاهی گذرا به صحنه نشان میدهد که همبستگی اجتماعی با بزرگی فاجعه تناسب ندارد و این همبستگی، شکننده و محدود است.
میانجیگری پاکستان نقشی محوری در موفقیت مذاکرات داشت؛ نه تنها به دلیل حمایت کشورهای کلیدی منطقه مانند ترکیه، عربستان، مصر و قطر، بلکه به دلیل اعتماد دو طرف به اسلامآباد، بر پایه روابط تاریخی و ممتاز با ایران. وزرای کشور و خارجه و فرمانده ارتش پاکستان بیوقفه تلاش کردند تا بر همه موانع غلبه کنند و سرانجام اعلام کردند که توافق حاصل شده است.
ترامپ در واکنش به این امتناع، بارها نتانیاهو را «مردی بسیار دشوار» توصیف کرد و گفت او باید از این توافق سپاسگزار باشد، «زیرا اگر ایران سلاح هستهای داشت، اسرائیل دو ساعت هم دوام نمیآورد». او چندین بار پس از آن نیز گفت که نتانیاهو بسیاری از غیرنظامیان را میکشد و ساختمانهای لبنان را تخریب میکند. این اظهارات نشانهای از افزایش خشم ترامپ از چالشطلبی نتانیاهو در برابر منافع آمریکا بود.