عمر حمزاوی :مترجم علی سرداری
این الگو، البته با تفاوتهایی، در جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ نیز تکرار شد. آمریکا توانست رژیم صدام حسین را با سرعتی چشمگیر سرنگون کند؛ عملیاتی که در نگاه نخست نمونهای از اقدام سریع و قاطع به نظر میرسید. اما این «پیروزی نظامی» بهسرعت به بحرانی پیچیده و طولانی بدل شد. فقدان برنامهریزی پس از جنگ، انحلال نهادهای دولتی و برچیدن ساختارهای امنیتی، خلأی سیاسی و امنیتی ایجاد کرد که نیروهای مختلف داخلی و خارجی از آن بهرهبرداری کردند. نتیجه، تشدید خشونت فرقهای و تروریسم و حضور طولانیمدت آمریکا بود که نتوانست به ثبات واقعی منجر شود. تجربه عراق نشان داد که سرنگونی یک رژیم سیاسی بهطور خودکار به ایجاد نظم جایگزین نمیانجامد و نیروی نظامی بهتنهایی قادر به تغییر شکل جوامع یا تحمیل الگوهای حکمرانی از بیرون نیست. علاوه بر این، فقدان مشروعیت بینالمللی گسترده، توانایی آمریکا در جلب حمایت سیاسی و مالی را تضعیف کرد و زمینه را برای انتقادهای گسترده فراهم ساخت. بار دیگر روشن شد که برتری نظامی بدون یک چشمانداز سیاسی جامع، ابزاری با اثربخشی محدود است.
- 1405/02/08