آخرین وضعیت احمد قابل در گفتگو با یکی از نزدیکان‏

قابل؛ بی حرکت بر روی تخت بیمارستان قائم مشهد

 احمد قابل نواندیش دینی طی روز های گذشته به اتاق آی سی یو بخش داخلی اورژانس بیمارستان قائم مشهد منتقل شده است.‏ خبرهای ضد و نقیضی در باره ایشان منتشر شد. ساعاتی نیز خبر ناگوار درگذشت ایشان در فضای مجازی تیتر یک شد و حتی در میان دوستان و نزدیکان ایشان در مشهد دهان به دهان می گشت.

یکی از بستگان این پژوهشگر توانا و زندانی سیاسی سابق در گفتگو با سایت ملی-مذهبی آخرین وضعیت وی را تشریح کرد و گفت:” حاج احمد بعد از چند مرحله عمل جراحی خارج کردن تومور مغزی، طی یک سال گذشته به مرور حافظه اش کم شده بود و در منزل استراحت میکرد. شنبه شب دچار مشکل تنفسی شد و بلافاصله به اورژانس بیمارستان قائم منتقل شد. مشکل تنفسی به دلیل جمع شدن خلط در سینه حاج آقا بود و به همین خاطر سریعا پزشکان عمل ساکشن انجام دادند تا راه تنفسی باز شود.‏ متاسفانه از بعد از عمل بدن ایشان هیچ حرکتی نداشته است.”‏
وی افزود:” روز چهارشنبه آقای قابل از بخش داخلی به آی سی یو منتقل شدند و کاملا بی حرکت روی تخت خوابیده اند.‏ برخی از پزشکان مشکوک به مرگ مغزی هستند، اما هنوز این امر توسط پزشکان متخصص تایید نشده و هنوز نمی شود در مورد وضعیت ایشان اظهار نظر دقیق و قطعی کرد”‏.
وی در رابطه با نقش زندان وکیل آباد در ایجاد بیماری استاد قابل گفت:” قطعا دوران زندان و وضعیت وحشتناک زندان وکیل آباد مشهد در به وجود آمدن این بیماری نقش داشته است. خصوصا اینکه این زندان تنها یک پزشک کشیک دارد و وضعیت بهداشتی و پزشکی زندان بسیار وخیم است. هر هفته در این زندان لااقل یک زندانی به همین خاطر می میرد و مرگ زندانیان در این زندان به یک امر معمولی بدل شده است.”‏
وی از تاخیر در مرخصی استعلاجی انتقاد کرد و این تاخیر را یکی از عوامل بی نتیجه بودن درمان احمد قابل دانست:” علائم بیماری حاج احمد در زندان بروز پیدا کرده به نحوی که سمت چپ بدنش لمس شده بود، بخشی از بینایی اش را از دست داده بود و نمیتوانست به راحتی راه برود به نحوی که برای انتقال به سالن ملاقات باید دو نفر زیر بغلش را میگرفتند. با این حال حدود یک ماه طول کشید که مسئولان زندان با درخواست مرخصی استعلاجی موافقت کنند. قطعا اگر ایشون زودتر آزاد میشدند و تومور مغزی زودتر تشخیص داده میشد ، درمانها نتیجه بهتری میداشت و امروز حاج احمد وضعیتشان اینگونه نمی بود.”‏
گفتني است احمد قابل پس از کودتای انتخاباتی سه بار بازداشت و برای ماهها در شرایط غیرانسانی زندان وکیل آباد و بازداشتگاه اطلاعات مشهد نگهداری شده بود. وی در ۲۹ آذر ۱۳۸۸ در حاليكه که بعد از مرگ آيت الله  منتظری برای مراسم تشییع او از مشهد به قم سفر می‌کرد، در بین راه و در شهر نیشابور بازداشت شد. اولين جلسه دادگاه قابل ، در حاليكه او را با پابند و دستبند به جلسه دادگاه آورده بودند، در روز ۲۹ اردیبهشت 89 برگزار شد. روز ۲۱ خرداد ۱۳۸۹ پس از تحمل حدود ۱۷۰ روز زندان، با قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون ریالی و با حکم رییس شعبه ۵ دادگاه انقلاب مشهد آزاد شد.‏
وی در تاريخ 23 شهريور 89 و در پی افشای اعدام های خودسرانه ، دسته جمعی و پنهانی در زندان وکیل آباد مشهد، برای دومين بار بازداشت  و به زندان وکیل آباد مشهد منتقل شد. دلیل بازداشت دوم وی بررسی اتهامات جدیدی عنوان شد که به واسطه فعالیت های پس از بازداشت اول، علیه وی اقامه شده بود.‏ احمد قابل چند روز پس از بازداشتش در ملاقات با همسرش عنوان کرد پس از انتقال به بند 6.1 و مطلع شدن از بازتاب گسترده این موارد، مطمئن شده که علت اصلی بازداشتش اعتراض به اعدام‌های زندان وکیل آباد مشهد بوده است.‏
آقاي قابل در ديماه سال 89 مجددا از زندان وكيل آباد آزاد شد ولی نهم مرداد ماه سال 90 مجددا روانه زندان وکیل آباد مشهد شد و در پی وخیم شدن وضعیت جسمانی اش و با تاخیر فراوان اواخر شهریور ماه همان سال به مرخصی استعلاجی آمد.‏
احمد قابل در گزارش “پس از هشت ماه” که بعد از اولین دوره زندانش در زندان وکیل آباد نوشته بود به اعدام های خودسرانه در این زندان اشاره و به آن اعتراض کرده بود. امری که باعث شد دوبار دیگر راهی همان زندان شود:‏
‏”افراد حاضر در این بند می دانند که به محض تصمیم بر اعدام، از تردد افراد در داخل بند ممانعت می شود و افراد زیر تیغ، همراه با نیروهای گارد به سوئیت های این بند منتقل شده و پس از چند ساعت، شبانگاهان یا سحرگاهان همه چیز به حال عادی بر می گردد. یعنی اعدامی ها به دیار باقی فرستاده شده اند و مجریان حکم، از کاری طاقت فرسا و ناراحت کننده، رهایی یافته اند و هم بندیان ما از ممنوعیت تردد نجات یافته اند!!‏
آمار های وحشتناکی از میزان اعدام ها در ماه های قبل و سال های پیش از آن نیز از زبان کسانی که سابقه ی حضور بیشتری در زندان داشتند، می شنیدم که صحت آن ها را از نسبت حقیقی همین آمار سه ماهه با میزان اعلام شده ی رسمی، می توان بدست آورد (ضمنا از آمار دروغین اعدامی ها با این نسبت 10 به 1، می توان عادت مسئولان به آمار دروغین در انتخابات را نیز پیدا کرد).‏
این اعدام ها که با احکامی در باره ی مواد مخدر، قصاص، تجاوز به عنف و … به اجرا درآمده، اگر از دید حاکمیت، کاملا عادلانه و قابل دفاع است، چرا در خفا انجام می گیرد و اگر قابل دفاع نیست، چرا انجام می گیرد؟! آیا در نظام کیفری اسلام، جایی برای دستور العمل قرآن کریم که می گوید:«فلایسرف فی القتل=در قتل، زیاده روی نکن» وجود ندارد؟!! کشتن چند نفر در یک ماه و یا یکسال، مصداق اسراف در قتل است؟!چرا کسی برای این معضل، فکری نمی کند؟! از کشتن افراد در جرایم گوناگون، چه نفعی حاصل شده است که هنوز هم بر تکثیر موارد اعدام در قوانین کشور اصرار می شود؟!
حتی در بند قرنطینه، پیرمردی را دیدم که بیش از 70 سال داشت و بخاطر تکرار شرب خمر، حکم اعدامش صادر شده بود ولی امیدوار بود که یک نوبت قبلی حد شرب خمرش محسوب نشود و از اعدام رهایی یابد!!‏
برخی آمارهای غیر رسمی از حضور صدها نفر زیر حکم اعدام در زندان مشهد خبر می دهد که من با چند نفر از آنان در همین مدت کم محشور بودم.”‏
لینک به منبع:‏
http://antitaleban.wordpress.com/2010/08/09/%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA%DB%B3-%D8%9B-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D8%9B-18-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF/
همچنین آقای قابل در یکی از مصاحبه هایش به وضعیت وحشتناک زندان وکیل آباد اشاره کرده بود. زندانی که در مدت اقامتش در آن به بیماری مرگ آور تومور مغزی دچار شد:‏
http://www.youtube.com/watch?v=VP5hkTX2MYk

آخرین شنیده ها حاکی از آن است که وبلاگ ایشان نیز ساعات زیادی است که هک شده است.

مطالب مرتبط

نگا القدس العربی :مترجم علی سرداری

اگرچه این تخلفات جدید نیستند، اما تنوع در اشکال و اهداف آن‌ها همچنان ادامه دارد. جدیدترین نمونه، تلاش تعدادی از شهرک‌نشینان برای آتش زدن مسجدی در روستای برقع در شرق رام‌الله بود. مهاجمان پس از آتش زدن خودرویی در نزدیکی مسجد، درهای آن را شکستند و ورودی مسجد را به آتش کشیدند، با وجود آنکه می‌دانستند نمازگزاران در داخل حضور دارند. روشن است که این نوع جنایت فراتر از تلاش برای ارعاب مردم فلسطین و وادار کردن آنان به ترک خانه‌ها و اموالشان است؛ زیرا مسجد را با اهمیت آشکار مذهبی آن هدف قرار می‌دهد. این اقدام، با نمادهای معنوی‌اش، نمونه‌ای آشکار از رویه نژادپرستانه‌ای است که سقوط رژیم صهیونیستی به پایین‌ترین سطوح تبعیض نژادی و مذهبی و زشت‌ترین اشکال آپارتاید را تأیید می‌کند.

نگاه القدس العربی: مترجم علی سرداری

جنگ با ایران، بخش بزرگی از زرادخانه مهمات آمریکا را مصرف کرد و با وجود کشته شدن شماری از رهبران ایران، از جمله علی خامنه‌ای، رهبر پیشین، این جنگ برای آمریکا و اسرائیل ـ «ابرقدرت جدید» به تعبیر نتانیاهو ـ به پیروزی راهبردی منجر نشد. برنامه‌های موساد برای مسلح‌سازی مخالفان ایرانی شکست خورد و بسیج عمومی در ایران ناکام ماند. ساختار سیاسی ایران انسجام بیشتری یافت و چالش‌برانگیزتر و خطرناک‌تر به نظر رسید. افزون بر این، تهران با بستن تنگه هرمز، جغرافیا را به سلاحی راهبردی ـ نه کم‌خطرتر از سلاح هسته‌ای ـ تبدیل کرد و آن را به منبع درآمدی از طریق وضع مالیات بر کشتی‌های عبوری بدل ساخت.

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:مترجم علی سرداری

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:النصره – «منابع رسمی آمریکایی در آن زمان گزارش دادند که اسرائیل پیش از آغاز جنگ با ایران، با اطلاع ایالات متحده از این تأسیسات استفاده می‌کرده و آنها را برای پناه دادن به نیروهای ویژه و به‌عنوان مرکز لجستیکی نیروی هوایی اسرائیل به کار می‌گرفته است. به گفته همین منابع، در آغاز جنگ، حملات هوایی اسرائیل علیه نیروهای عراقی تقریباً یکی از این تأسیسات را آشکار کرده بود. منبعی در منطقه شرقی اظهار داشت که قرار بود این سایت‌ها موقت باشند، اما اهمیت استراتژیک آنها غیرقابل انکار است.

مطالب پربازدید

مقاله