عبدالرزاق بلقروز l مترجم علی سرداری

دانش و اراده به قدرت

هدف دانش با تعیین ماهیت بینش جهان که نقطه آغاز و اصل فهم و تفسیر است، تعیین می شود. اگر بینش جهان دینی/اخلاقی است، پس هدف معرفت، کاوش در مظاهر حضور الهی و مظاهر آن در جهانها و اعمال است. در چارچوب بینش علمی/فنی جهان، هدف دانش درک قوانین حرکت وجود طبیعی و انسانی و فرموله کردن آنها به نمادهای ریاضی به منظور گردش علمی و فنی است.
با این حال، این دیدگاههای جهان، در پرتو سیاستهای تمدنی معاصر، اکنون نیاز به افزودن چشماندازی جدید دارند. دانش دیگر فقط اطلاعات سردی نیست که از برخوردهای فرهنگی، درگیری های سیاسی و درگیری های اقتصادی جدا شود، بلکه با ارادهها، مبارزات، و خواست قدرت برای تسلط و انحصار حق اعمال خشونت مشروع عجین شده است.
دانش، همانطور که فردریش نیچه (1844–1900) می گفت، “به خاطر حقیقت خلق نشده است، بلکه با انگیزه های قدرت و سلطه خلق شده است”. او در بینش فرهنگی خود از آینده، طرحی فکری ترسیم کرد که اصل آن این است که غالب، صاحب علم است. “شما پیروز خواهید شد و صاحب علم پیروز خواهد شد” چنانکه در کتاب “علم سرگرمی” او آمده است” صادر شده در سال 1882. بر اساس این شناخت، کارکرد ذهن از جستجوی خنثی برای دانش به وسیله ای در دست غریزه قدرت تغییر کرد. بدینسان، رابطه میان دانش و اراده معکوس شد، به طوری که انگیزههای عمیق برای گرایشهای دانش و فعالیتهای ذهن و زبان، تمایل به تسلط و تداوم بخشیدن به امور نخست، و سپس انسان دوم شد. در اينجا شايان گفتن است كه زبان نيز جزء راهبردهاي سلطه است هر كس صاحب علم باشد به زاويه بينش و اصل تفسيرش از جهان، اشياء را نام مي برد. شاید این توصیف تنها به علوم فنی کاربردی محدود نشود، بلکه به علوم انسانی و اجتماعی نیز تسری یابد.
کتاب ابن خلدون که تاریخ فرهنگی و سیاسی شمال آفریقا را ارائه می کرد، به ماده ای شناختی تبدیل شد که برای استعمار فرانسه در درک ساختار شخصیت فرهنگی، اجزای آن و ورودی های تأثیرگذاری بر آن مفید بود، در آماده سازی برای استعمار و نابودی فرهنگ آن، همانطور که در ایالات متحده اتفاق افتاد، جایی که نوشته های مارگارت مید و روث بندیکت به عنوان راهنمای سیاست آمریکا در جنگ علیه ژاپن برای درک شخصیت ملی آن و جایگاه امپراتور ژاپن در تخیل فرهنگی؛ با هدف نظارت بر ورودی های احتمالی برای نفوذ در جامعه ژاپن و کشتن اراده آن برای مقاومت و پیروزی.
کارکرد ذهن از جستجوی خنثی برای دانش به وسیله ای در دست غریزه قدرت تغییر کرده است
دوگانگی دانش/قدرت، در زمان استعمار مستقیم یا کلاسیک، در درجه اول در استفاده از علوم انسانی و اجتماعی آشکار شد، به ویژه علم اومانیسم برای درک ویژگی های فرهنگی و عوامل اجتماعی شدن به منظور برچیدن و تغییر شکل با توجه به مرجع استعمارگر. امروزه این دوگانگی بیشتر در عرصه های هوش مصنوعی و خزانه های داده مشهود است، جایی که الگوریتم های کنترل کننده به روغن واقعی قدرت تبدیل شده اند. بنابراین شاهد تشدید درگیریها میان کشورهای بزرگ در این زمینه هستیم.
دوران کلاسیک درگیری مستقیم به پایان رسیده است و با دوران سلطه از طریق اطلاعات، داده ها و شبکه ها جایگزین شده است. شاید آنچه امروز در برابر چشم و گوش ما بین ایالات متحده و چین در حال رخ دادن است نمونه بارز این واقعیت باشد این یک مبارزه عمیق بر سر این است که چه کسی دانش را در اختیار دارد، زیرا دانش به قدرتمندترین ابزار برای کنترل و بازتولید قدرت تبدیل شده است.
هر کس با سرمایه گذاری در دانش، مراکز تحقیقاتی و اتاق های فکر در توسعه توانمندی های ملی خود تعلل کند، خود را در معرض تهدید نوع جدیدی از برده داری می بیند، نه برده داری به معنای سنتی استعماری: تاریخی و قانونی، بلکه بردگی الگوریتمی سیستمهای هوش مصنوعی و پلتفرمهای دیجیتال است، زیرا این سیستمها قادر به پیشبینی و هدایت انتخابهای ذهنی افراد شدهاند، حتی اگر با سیاستهای دولت ملی در تضاد باشند.
بنابراین، هر کس دارای اطلاعات باشد، آزمایشگاه هایی برای توسعه هوش و نوآوری ایجاد کند و بودجه کافی برای تحقیقات علمی و خلاقیت اختصاص دهد، کسی است که به آزادی واقعی دست می یابد، در حالی که کسی که در این نژاد عقب می ماند قربانی برده داری دیجیتال می شود، در دنیایی که به کسانی که در داشتن علم کند هستند رحم نمی کند.

مطالب مرتبط

ابراهیم نوار:مترجم علی سرداری

نتانیاهو که در ابتدای سال جاری در مصاحبه با The Economist اعلام کرده بود اسرائیل در حال اجرای طرحی برای دستیابی به «استقلال دفاعی» از آمریکا طی ده سال است، به‌خوبی می‌داند که در صورت درگیری با واشنگتن، این طرح ممکن است زودتر از بین برود؛ بنابراین می‌کوشد از این سناریو اجتناب کند.

تيم قسطنطين:مترجم علی سرداری

تنها زمانی که رئیس‌جمهور ترامپ با محاصره بنادر ایران پاسخ داد، رهبران تهران به اجتناب‌ناپذیری پایان جنگ پی بردند. غرور آنها پیش‌تر مانع مذاکره شده بود، اما با قطع آخرین منبع درآمد باقی‌مانده، ایران ناچار به بازگشت به میز مذاکره شد.
یادداشت تفاهم حاصل از این مذاکرات، تنها چند روز پیش علنی شد و از سوی همه طرف‌ها با انتقاد روبه‌رو شده است. تندروهای ایرانی از هرگونه توافق با «شیطان بزرگ» خشمگین‌اند. در سوی دیگر، منتقدان راست افراطی در آمریکا نمی‌فهمند چرا دولت ترامپ حتی باید لغو تحریم‌ها یا آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران را در نظر بگیرد.

د. مثنى عبدالله:مترجم علی سرداری

به نظر می‌رسد شراکت استراتژیک میان دو طرف در خطر نیست، اما دولت فعلی آمریکا معتقد است که این دوره نشان‌دهنده عدم پایبندی اسرائیل به تعهدات است و هیچ احترامی برای انتخاب‌های سیاسی آمریکا قائل نیست. آمریکا معتقد است آرامش در لبنان برای جلوگیری از گسترش رویارویی‌ها ضروری است. همچنین دولت آمریکا تلاش‌های قابل توجهی در تفاهم اخیر با ایران انجام داده، در حالی که اسرائیل می‌کوشد این روند را تضعیف کند؛ حتی با وجود اینکه جامعه بین‌المللی و دولت لبنان برای موفقیت توافق فشار می‌آورند. با این حال، ادامه این بحران بر روابط آمریکا و اسرائیل تأثیر منفی خواهد گذاشت، اما نمی‌توان از فروپاشی اتحاد میان آن‌ها سخن گفت. احتمال اصلاح مواضع اسرائیل و اجرای آنچه از آن خواسته شده، طبق توافق با ترامپ، حداقل در دوره کنونی وجود دارد.

مطالب پربازدید

مقاله