تشدید تنش میان ایالات متحده و اسرائیل دیگر پنهان نیست، بلکه پس از انتقاد جی.دی. ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، از مقامات اسرائیلی که به یادداشت تفاهم آمریکا و ایران حمله کردند، آشکار شد؛ یادداشتی که اخیراً برگزار شد. ونس گفت اگر عضو دولت اسرائیل بود، حمله به تنها متحد قدرتمند باقیمانده اسرائیل را انتخاب نمیکرد. آیا این موضع، اعلام بحران اعتماد میان دو طرف درباره نحوه برخورد با پرونده ایران است؟ یا اینکه جایگاه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در کنار ترامپ پس از همه حمایتهای بینظیری که از او کرده بود، تضعیف شده است؟
با گوش دادن به اظهارات معاون رئیسجمهور آمریکا و انتقاد تند او از مقامات اسرائیلی، متوجه میشویم که این سخنرانی بیسابقهای است؛ آن هم از سوی دولتی که نتانیاهو آن را «بهترین دولت جمهوریخواه تاریخ اسرائیل» توصیف کرده بود. بنابراین، شکاف بزرگی میان دو طرف ایجاد شده است. به نظر میرسد رئیسجمهور آمریکا از نخستوزیر اسرائیل عصبانی است، زیرا دریافته جنگی که نتانیاهو او را به آن کشاند، به محبوبیت او در داخل آمریکا آسیب زده و همچنین به حزب جمهوریخواه که در حال آماده شدن برای انتخابات میاندورهای است، لطمه وارد کرده است.
ترامپ امروز احساس میکند قربانی فریب نتانیاهو شده و چارهای ندارد جز اینکه تصمیم بگیرد به دور از نتانیاهو، دولت او و لابی طرفدار اسرائیل در آمریکا، بر اساس منافع شخصی و حزبی خود حرکت کند. بنابراین آنچه امروز میان دو طرف رخ میدهد، بدون شک مشکلساز است، اما به نظر نمیرسد این شکاف طولانیمدت باشد؛ زیرا دو طرف به یکدیگر نیاز دارند. ترامپ و حزبش برای کارزار انتخاباتی به پول نیاز دارند و این پول معمولاً از سوی گروههای طرفدار اسرائیل تأمین میشود. موضع این گروهها در مقاله اخیر یکی از روزنامههای آمریکا بیان شده بود: آنها حتی یک سنت به کمپین ونس، معاون رئیسجمهور، پرداخت نخواهند کرد؛ زیرا او بیشترین احتمال را دارد که نامزد جمهوریخواهان در انتخابات ۲۰۲۸ باشد.
آنچه ترامپ را واداشت تا از طریق ونس از اسرائیل انتقاد کند، این است که او شروع به شنیدن صداهای آمریکایی کرده که خواستار اولویت دادن به منافع آمریکا هستند و او را به خاطر جنگ علیه ایران سرزنش میکنند.
قطعاً سخنان معاون رئیسجمهور آمریکا درباره مقامات اسرائیلی تأثیر عمدهای در اسرائیل داشت، زیرا این بحران برای نخستین بار میان دو طرف رخ میدهد. هیچ مقام آمریکایی هرگز از برداشتهای دولت اسرائیل انتقاد نکرده بود و بهطور مشخص به برخی اعضای آن اشاره نکرده بود؛ همانطور که ونس زمانی که بنگویر و اسموتریچ، از نزدیکان نتانیاهو، را مورد انتقاد قرار داد. این در حالی است که آنها نخستین کسانی بودند که سیاست آمریکا و ترامپ را با سخنان آزاردهنده مورد حمله قرار دادند. به نظر میرسد دلیل این امر، ماجرایی داخلی در اسرائیل باشد؛ زیرا جناح راست اسرائیل اکنون در مخمصه بزرگی قرار دارد و نظرسنجیها نشان میدهد که در انتخابات آینده شکست خواهد خورد. بنابراین ادامه جنگ و رویارویی با ایران به سود راست افراطی است. از همین رو امروز شاهد حمله شدید به ترامپ و دولت او هستیم، حتی از سوی حامیان اسرائیل در کنگره آمریکا. چاک شومر، رهبر اقلیت دموکرات، حمله تندی به توافق آمریکا و ایران کرد و گفت این توافق «تسلیم شدن به ایران و فروش امنیت اسرائیل به بهای ناچیز» است. اما آیا این بدان معناست که اتحاد استراتژیک تاریخی میان آمریکا و اسرائیل در معرض تهدید است؟
به نظر میرسد شراکت استراتژیک میان دو طرف در خطر نیست، اما دولت فعلی آمریکا معتقد است که این دوره نشاندهنده عدم پایبندی اسرائیل به تعهدات است و هیچ احترامی برای انتخابهای سیاسی آمریکا قائل نیست. آمریکا معتقد است آرامش در لبنان برای جلوگیری از گسترش رویاروییها ضروری است. همچنین دولت آمریکا تلاشهای قابل توجهی در تفاهم اخیر با ایران انجام داده، در حالی که اسرائیل میکوشد این روند را تضعیف کند؛ حتی با وجود اینکه جامعه بینالمللی و دولت لبنان برای موفقیت توافق فشار میآورند. با این حال، ادامه این بحران بر روابط آمریکا و اسرائیل تأثیر منفی خواهد گذاشت، اما نمیتوان از فروپاشی اتحاد میان آنها سخن گفت. احتمال اصلاح مواضع اسرائیل و اجرای آنچه از آن خواسته شده، طبق توافق با ترامپ، حداقل در دوره کنونی وجود دارد.
آنچه ترامپ را واداشت تا از طریق ونس از اسرائیل انتقاد کند، این است که او اکنون بهخوبی صداهای آمریکایی را میشنود که خواستار اولویت دادن به منافع آمریکا هستند و او را به خاطر جنگ علیه ایران سرزنش میکنند. به نظر میرسد این همان بخشی است که ترامپ و ونس امروز به آن میپردازند؛ با این توبیخ علنی اسرائیل، بهویژه زمانی که ونس به اسرائیل یادآوری کرد سلاحهایی که از آنها استفاده میکند، با مالیات مردم آمریکا تأمین شده است. این اعتراف ترامپ است که حق با کسانی بود که از جنگ انتقاد کردند و شکافهایی که در جنبش «آمریکا را دوباره عظیم کنیم» ایجاد شد، بهویژه از سوی چهار رهبر بزرگ مردمی آن، برای او ضربه بزرگی بود. بنابراین امروز او تلاش میکند همه اینها را پیش از انتخابات که تنها چند ماه باقی مانده، ترمیم کند. اما این مسیر برای ترامپ آسان نیست. مشکل بزرگ، خشم لابی اسرائیل است که ۳۰ تا ۴۰ درصد کمکهای مالی به حزب جمهوریخواه را تأمین میکند. او از یک سو میخواهد سرمایهداران یهودی را راضی نگه دارد و از سوی دیگر پایگاه جمهوریخواه را که ممکن است در انتخابات شرکت نکند و باعث سقوط حزب در انتخابات میاندورهای شود، از خود دور نکند. ترامپ ممکن است کمککنندگان مالی یهودی را جمع کند و تلاش کند موضع خود را با این استدلال توجیه کند که بهای سنگینی که او و حزب جمهوریخواه در نظرسنجیها پرداختند، نتیجه جنگی است که نتانیاهو او را به آن کشاند؛ جنگی که نتانیاهو و اعضای دولتش امروز قدر آن فداکاری را نمیدانند. اما ایجاد تعادل میان سرمایهگذاران و پایگاه حزبی دشوار به نظر میرسد.
انتقادی که معاون رئیسجمهور آمریکا از برخی اعضای دولت اسرائیل کرد، از سوی ترامپ و نه به ابتکار خود او مطرح شد؛ بلکه به نظر میرسد ترامپ او را در این مخمصه قرار داده است، زمانی که در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت: «من موضوع را به دست ونس سپردم و اگر او شکست بخورد، او را سرزنش خواهم کرد.» آینده سیاسی ونس اکنون به این موضوع گره خورده و او باید کارتها را درست بازی کند. در نظام سیاسی آمریکا، این امر به دانشی عمومی تبدیل شده که هر رئیسجمهور باید به منافع اسرائیل توجه کند. بنابراین این سیستم در میانمدت و بلندمدت پس از این بحران تغییر خواهد کرد. درست است که نفوذ آیپک در حزب دموکرات بهطور قابل توجهی کاهش یافته، تا جایی که نظرسنجیها نشان میدهد ۶۰ تا ۷۰ درصد دموکراتها امروز میگویند پول آیپک «بد و مشکوک» است و نباید توسط هیچ نامزد دموکرات استفاده شود. این پدیده تا حدی در حزب جمهوریخواه نیز دیده میشود، اما پیش از جنگ غزه چنین چیزی سابقه نداشت؛ هیچ رهبر سیاسی پیش از آن جرأت مقابله با آیپک را نداشت.
نویسنده عراقی
منبع القدس العربی
نگاه القدس العربی: مترجم: علی سرداری
الشریع از اشاره به جنایات جنگی «حزبالله» در سوریه طی سالهای جنگ در کنار رژیم بشار اسد غافل نشد، اما تأکید کرد که ورق را برای حزب و همه «ستمگرانی» که علیه سوریه، کشور و مردم آن مرتکب جنایت شدهاند، برمیگرداند. او افزود که تنها جنگهای سوریه جدید، جنگ علیه فقر و انواع ناتوانیهای زندگی، اقتصادی و توسعهای است و بازسازی سوریه، نبرد اصلی با بالاترین اولویت محسوب میشود.
- 1405/04/02