از چهارشنبه هفته گذشته پس از تماس کوتاه تلفنی سعید صدیقی زندانی محکوم به اعدام با خانواده اش، تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت و محل نگهداری وی در دست نیست.
ولی الله برادر سعید صدیقی با بیان اینکه ما نمی دانیم سعید را اعدام کرده اند یا نه، به سایت ملی‑مذهبی می گوید: “چهارشنبه هفته گذشته ساعت چهار و نیم صبح سعید با مادرم تماس می گیرد و می گوید من را دارند برای اجرای حکم اعدام می برند حلالم کنید و یک وصیت نامه ای هم نوشته ام و دست فلانی است…از آن زمان ما هیچ اطلاعی از او نداریم. بعضی ها می گویند پنج شنبه ها صبح، حکم اعدامها را اجرا می کنند و ما می ترسیم اگر تا الان اعدامش نکرده باشند، فردا او را اعدام کنند دیگر نمی دانیم چه باید انجام دهیم.”
وی ادامه می دهد: “امروز مادرم به دادگاه انقلاب مراجعه کرده و او را به اجرای احکام شعبه هشت فرستاده اند. در آنجا مادرم می گوید بچه من را برده اید زندان اوین دارید اعدامش می کنید که می گویند مگر چنین چیزی امکان دارد پرونده تا به بخش عفو نرود کسی را برای اجرای حکم نمی برند؟! چگونه او را برای اجرای حکم به زندان اوین برده اند! مادرم به زندان اوین مراجعه می کند و به او می گویند او را به زندان قزل حصار برده اند؛ بعد که به زندان قزل حصار مراجعه می کند اسم سعید را در کامپیوتر می زنند اما می گویند اسم سعید صدیقی نیست و شاید او را به رجایی شهر فرستاده اند…مادرم به رجایی شهر و کهریزک مراجعه می کند در آنجا هم می گویند نیست… امروز خانواده های زندانیان محکوم به اعدام هم دوباره جلوی بیت رهبری تجمع کردند و از آنجا به آنها گفته اند بروید جلوی مجلس تجمع کنید ما نمی توانیم جوابتان را بدهیم. هیچ مقامی حاضر به پاسخگویی نیست که بر چه اساسی می خواهید اعدام کنید. این در حالی است که مادرم به هر کجا مراجعه می کرد می گفتند مملکت قانون دارد و اینطور نیست که فرزندتان را اعدام کنند.”
آقای صدیقی با تاکید بر بی گناهی برادرش خاطرنشان می کند: “سعید را آذر ماه پارسال دستگیر کردند و ما تا دو ماه و نیم از او خبر نداشتیم. بعد از پیگیری های فراوان متوجه شدیم او در زندان کهریزک به جرم مواد مخدر نگهداری می شود. در اولین ملاقات مادرم دید که او را شکنجه کرده اند، دندانهایش را شکسته اند و بالای پلکش کبود شده است. وقتی مادرم ماجرا را پرسیده سعید می گوید که اشتباه شده و همین امروز و فردا آزادم می کنند. تا اینکه خرداد ماه در دادگاه به جرم حمل مواد مخدر حکم اعدام برای او صادر کردند در صورتیکه برادر ارتباطی به مواد مخدر نداشته و آنهایی که با او کار می کردند مواد مخدر را در شیرآلات جاسازی کرده بودند و برادرم از آن بی خبر بوده است. برادر من هیچ سابقه کیفری نداشته، یازده سال بیمه کاری کارگری داشته و هشت سال جواز ابزار فروشی داشته است و همه او را می شناسند و بی گناه بی گناه دارد اعدام می شود. از چهارشنبه هم از او خبر نداریم و اصلا نمی دانیم اعدام شده یا نه؟
در ختم حاج آقا قدیریان از ابزارفروشان، اتحادیه ابزارفروشان که می دانند سعید بی گناه است به مادرم خبر می دهند که آقای اژه ای در مراسم ختم حضور دارد و مادرم به مراسم ختم می رود و محسنی اژه ای را می بیند و مسئله را توضیح می دهد که ایشان هم می گوید رسیدگی می کنیم. بعد در مراسم چهل حاج آقا قدیریان، مجتبی خامنه ای را می بیند و با او حرف می زند و نامه ای که تمام اتحادیه ابزارفروشان زیرش را امضا کرده و شهادت داده بودند که سعید بی گناه است را به مجتبی خامنه ای می دهد و ایشان نامه را از برادرم مجید می گیرند و می گویند رسیدگی می کنیم. اگر تلاش این اتحادیه ابزار فروشان نبود ما نمی توانستیم ثابت کنیم که برادرم بی گناه است. کسانی زیر نامه بی گناهی سعید را امضا کرده اند که پشتیبان جمهوری اسلامی بودند و در روی سر کار آمدن جمهوری اسلامی نقش برجسته داشتند و همین اشخاص به آقای خامنه ای نامه نوشته و گفتند سعید بی گناه است اما باز جوابی نگرفته ایم.”
وی می افزاید: “به دلیل هزینه بالای گرفتن وکیل، ما نتوانستیم برای او وکیل بگیریم تا اینکه محمد شریف را بعنوان وکیل تسخیری ایشان معرفی کردند. محمد شریف درخواست داده بود برادرم را ببیند که اجازه نداده بودند و فقط ده دقیقه قبل از دادگاه توانسته بود او را ببیند. الان که با آقای شریف تماس می گیریم و می گوییم در خصوص بی گناهی برادرم خبر رسانی کنید می گویند که وکیل تسخیری تنها در روز دادگاه می تواند وکیلش باشد و به ما گفت که به او فشار آورده اند دیگر با او تماس نگیریم.”
محمد شریف وکیل پایه یک دادگستری و وکیل تسخیری سعید صدیقی در لایحه دفاعیه میگوید در جریان محاکمه وی تنها ۱۵ دقیقه پیش از دادگاه موفق به ملاقات با وی شده است و خواهان اعلام نقص تحقیقات در خصوص پرونده متهم شده بود. وی هم چنین اتهامات انتسابی از سوی شرکای جرم را که به وی نسبت داده شده است خلاف شرع دانسته است.
برادر سعید صدیقی تصریح می کند: “جالب است که از دادگاه انقلاب با محمد شریف تماس می گیرند که ما خودمان شما را بعنوان وکیل تسخیری انتخاب کردیم برای چه چنین دفاعیه ای نوشته ای؟ شریف هم می گوید که من که انسان هستم شما دارید یک آدم بی گناه را اعدام می کنید. این بچه که جزو این افراد نبوده شما او را محکوم به اعدام می کنید؟ حتی لایحه دفاعیه که محمد شریف نوشته قاضی اجازه نداده در پرونده گذاشته شود.”
محمد شریف هم چنین در متن دفاعیه خود آورده است که موکلش به عنوان کارگر و نه کارفرما حاضر بوده و از محتویات بستهای که در آن مواد مخدر جاسازی شده بود بیاطلاع بوده است و در زمان بازداشت از زبان وی اعترافاتی توسط اداره مبارزه با مواد مخدر نوشته شده است که متهم آنها را در جریان دادگاه بارها منکر شده است وی در ادامه آورده است موکلش در جریان بازجویی و در جلسه رسیدگی به دادگاه در معرض سوالات القایی و اغفال کننده قرار داشته است و اقاریر کسب شده از سوی بازجو علی رغم با سواد بودن متهم توسط بازجوی پرونده نوشته شده است.
ولی الله صدیقی عنوان می کند: “بیست هفت روز سعید تحت شکنجه بوده و با انبردست پلک هایش را می کشیدند … حتی وقتی از او امضا می گرفتند چشمهایش را بسته بودند و به او می گفتند “امضا کن ما می دانیم تو کاره ای نیستی و فقط امضا کن تا قاضی حکم آزادیت را بنویسد”. هیچکدام از اعترافاتش دست خط خود سعید نیست و حتی محمد شریف به قاضی شکایت کرده که این اعترافات با دست خط خودش نیست شما دارید یک آدم بی گناه را اعدام می کنید…”
صدیقی ادامه می دهد: “در روز دادگاه برادرم به قاضی می گوید که شکنجه اش کرده اند و حتی به قاضی می گوید شما کسانی را که می گویند من با آنها در حمل مواد مخدر شریک بودم بیاورید تا رو در رو شویم؛ اما قاضی اجازه صحبت به او نمی دهد و تنها چهارده دقیقه زمان محاکمه اش طول می کشد و به اعدام اجرا لازم محکوم می شود.”
برادر این زندانی محکوم به اعدام به پیگیری های بی نتیجه خانواده اشاره کرده و می افزاید: “خلاصه پرونده به هیچ نتیجه ای نرسید و مادرم را از دادستانی به قوه قضاییه و از قوه قضاییه به بیت رهبری می فرستادند. مجید برادر دیگرم که این وضعیت را دید با رسانه ها مصاحبه کرد و به دو ساعت نکشید که او را بازداشت کردند؛ بعد با قید وثیقه پنجاه میلیونی آزادش کردند. دیروز در دادگاه انقلاب بازپرس برادر کوچکم را تهدید کرده و به او گفته شانس آوردی پنج شنبه دستگیرت کردند اگر چهارشنبه شب دستگیرت می کردند زیر دست خودم می افتادی و می فرستادمت بروی پیش برادرت…بعدش هم گفته که با اعدام سعید کاری می کنیم که آن برادرت هم که در آلمان است و بر علیه جمهوری اسلامی تبلیغات می کند و مصاحبه می کند به ایران برگردد…”
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاههای گوناگون است.