تقی رحمانی

بی گمان برای مقلد یا معتقد اعلام نظر فقیه مهم است. اگر این اعمال نظر با ابهام زیاد همراه باشد بعدها در باور همان مقلد هم سوال ایجاد می کند.استدلل فقه در مورد اختلاف در رویت هلال ماه چشم غیر مسلح برخی به این هم باور ندارند و با رویت به وسیله دوربین دقیق مخالف نیستند.افق مشترک شب مشترک است. تائید دو شاهد عادل از رویت ماه است.

تقی رحمانی

صالحی حتی در مورد رفتار با اسرا در جنگ هم نوشت که باید حقوق آنان رعایت شود. روش صالحی در بعد از انقلاب خرافه زدائی و هم نقد رفتار حکومت دینی بود که با همان فقه و باورهای مرسوم به حل مشکلات می پرداخت اما صالحی نجف آبادی تلاش کرد با استناد به قران و فقه و سنت امامان نشان دهد که رفتار حکومت ولایت فقیه با نظر اخباری آقای خمینی را باور ندارد.او تلاش کرد نشان دهد که برخی از احادیث نادرست جلو درک صحیح از قران را گرفته است.

تقی رحمانی

در میان روشنفکران مسلمان نسل دوم آن یعی گفتمان عدالت خواه با فقه می تواند تعامل سازنده کنند. منتها بادقیق و چالش اصولی.
باید توجه داشت در حوزه نسلی برآمده که امکان گفتگو با ان وجود دارد.این نسل جدید با نگاه انتقادی نه نفی به فقه وارد می شود
پس نمی توان مانند سروش و مجتهد در باره فقه حکم کلی داد.

تقی رحمانی

در دوره غیبت مومنان به شیعه رساله عملیه را نه به اجبار بلکه به اعتقاد همه مردم می کرد حکم شرعی به معنی لازم اجرا بودن برای همه مردم نیست.بلکه اعلام نظر است که مومنان در صورت توان به آن عمل کنند.
در دوره صفویه هم رساله فقها به معنی قانون رسمی نبوده است. زمانی قانون اجرائی می شده که حکم سلطانی نام می گرفته است.
به سادگی می توان گفت که مدل حکومت ولایت مطلقه فقیه نگاه کلاسیک شیعه 12 امامی را به لرزه در می آورد.اما ایا می تواند جایگزین آن شود؟

تقی رحمانی

انچه کارگزاران و عارف می گویند پایان اصلاح طلبی رسمی دوم خرداد است ،یعنی پایان وعده وعید های اصلاح طلبانه وحرکت کامل برای نرمال سازی با حکومت.آن هم حکومتی که بار خود را کج بسته است اما بسته است هم چنین مدل کارگزارانی مشابه در درئن جناح خود تدارک دیده است به اصلاح طلبان اعتمادی ندارد کارگزاران را هم غیر قابل اتکا پایدار می داند. پس فقط به دنبال راه انداختن اصلاح طلب پاستوریزه شده است.

تقی رحمانی

اما سوال محوری این است که این اختلاف میان دو طیف اصلاح طلب بازی با اصلاح طلبی است یا اصلاح اصلاح طلبی؟
تجربه تاریخی در این مورد به ما می گوید که رهبری نظام شرایط را در مسیری قرار داده است که به دنبال دو بال برای حکومت خود است. شاه دو حزب مردم و ایران نوین را به عنوان نمایش ازادی درون نظام سامان داد که کار هر دو حزب ابراز وفاداری به شاه بود. خامنه ای هم چنین می خواهد.

تقی رحمانی

اشکال از انجا شروع می شود که روشنفکر ایرانی حوزه تمدنی خود را به خوبی نمی شناسد و هم در نقش خود مبالغه بلیغ می کند.مستند حتی ارای فردید را درست موشکافی نمی کند به سوی پرونده سیاسی برای او می رود که غرب ستیز است.فردید از 5 دوره بشری سخن می گوید فردا و پس فردای فردید را اگر مستند نقد می کرد که نقد خوبی هم با ان وارد است چرا که نظریه سستی است.بهتر می توانست به نقد ارای فردید بپردازد.

تقی رحمانی

جکومت از جنس مدیریت جامعه و سامان دادن به نیاز جامعه و هم کنترل جامعه البته با انتخاب یا رضایت یا تحمل مردم است. شریعت امری است که مومن انتخاب می کند و آن را اجرا می کند البته در حد توان.مشروب الکلی حرمتش در قران منع بدون مجازات شده است در احکام شرعی مجازات برایش تعیین شده است، اگر کسی آن را بخورد گناه شرعی کرده است اما این گناه چه میزان است و چه مجازاتی دارد و چه کسی باید این مجازات را اجرا کند مسئله مهمی است که باید به آن پرداخت.

تقی رحمانی

مختصر این که مصلحت نظام به این چهره ها نیاز دارد تا امور هنری و غیره اش بگذرد. از طرفی نظام مدعی اجرای احکام شریعت است. اما نمی تواند از مصلحت خود هم غافل شود. حفظ نظام هم از حفظ شریعت واجب تر است این را بار ها نشان داده اند این دوگانه به شریعت ضربه می زد،که زده است. حکومت به شریعت نیاز دارد برای مصلحت خود اما شریعت به حکومت نیاز دارند. عدم اجرای شریعت شکست شریعت نیست مشکل مومن یا مقلد است. اما شکست حکومت شکست و رفوزگی حکومت است.

 تقی رحمانی

وزارت اطلاعات که در دهه 60 در اعدام های 67 نقش محوری داشت مگر اصلاح طلبان در ان نقش نداشتند محور اعدام مجاهدین خلق گزارش وزارت اطلاعات بود. خوب مگر ما کینه اصلاح طلبان را به مجاهدین نمی دانیم.البته قصد من تبرئه مجاهدین نیست.
چرا حجاریان یکبار در مورد اعدام های 67 حرف نمی زند در مورد نقشش نمی گویم او اطلاعات زیادی دارد. پس در این موقع اگر کسی حکم خمینی را نبیند یا توجیه کند به رئیسی حمله کند خوب آدم دلش برای رئیسی هم.مشکل این شده است که اصلاح طلبان و اصولگرایان که تربیون دارند یکی رئیسی را عامل اصلی در جنایت 67 عمده می کند. یا دیگری خلخالی را عامل اعدام می داند.این دو جریان به عمد حتی تاریخ را تحریف هم می کنند.