تقی رحمانی

فقه در کدام ترازو

ایا اخلاق می تواند ترازوی سنجش فقه باشد؟
ایا عرفان می تواند ترازوی سنجش فقه باشد؟
ایا عدالت می توان ترازوی سنجش فقه باشد؟
فقه را ادعا این است که عقل،جان، مال، دین و نسل مومن را حفظ می کند.
روشنفکران مسلمان با فقه بر خوردی تحلیلی عمیق نداشته اند.بازرگان از رشد سرطانی ، سروش از دود کردن چراغ دین (منظورش فقه) ، شریعتی از ظالمانه بودن فقه در عمل و شعاری بودن فقه در منبر سخن گفته اند.این سخنان غلط نیست اما دقیق هم نیست.
اقبال لاهوری شاید سخن تحلیلی تر گفته است او می گوید که قران به ما آموخت که دستگاه سازی حقوقی انجام دهیم به همین خاطر در دوره زنده بودن جوامع اسلامی ما دستگاه سازی متنوع فقهی داشتیم که بعدها منجمد شد.
اما روشنفکران مسلمان با فقه به خصوص قوانین اجتماعی ان متناسب موج زمانه روشنفکری سه برخورد داشته اند 1-سنجش علمی تجربی فقه که کار بازرگان بوده است .متاثر از موج اول روشنفکری جهانی
2- سنجش عادلانه بودن احکام فقهی که کار شریعتی بوده است.متاثر از موج دوم روشنفکری جهانی
3- سنجش اخلاقی فقه که روشنفکران دینی انجام می دهند.متاثر از موج سوم روشنفکری جهانی
نه علم، نه اخلاق معیاراصلی برای سنجش فقه نیستند.فقه را نمی تواند در برابر عرفان یا اخلاق قرار داد. بدیل فقه،عرفان یا اخلاق نیست.
بدیل سازی های غیر موجه باعث نمی شود که فقه از میان برود.
نمی شود فقه را برای دین داران به اخلاق تقلیل داد.
فقه تکلیف محض نیست فقه هم حق و هم تکلیف را مورد توجه قرار می دهد.
اما می شود از فقه پرسید که هر زمانه ای در حق و تکلیف چیست و چگونه تفسیر می شود. مثلا آیا به جای واژه تکلیف نباید واژه مسولیت گذاشت.
فقه را با عیار عدالت با توجه به زمان مکان باید سنجید.
در میان روشنفکران مسلمان نسل دوم آن یعی گفتمان عدالت خواه با فقه می تواند تعامل سازنده کنند. منتها بادقیق و چالش اصولی.
باید توجه داشت در حوزه نسلی برآمده که امکان گفتگو با ان وجود دارد.این نسل جدید با نگاه انتقادی نه نفی به فقه وارد می شود
پس نمی توان مانند سروش و مجتهد در باره فقه حکم کلی داد.
همچنین با تکیه به نگاه شریعتی در نقد فقه می توان بحث را از حیطه قضاوت های خطابه ای به حیطه قضاوت های تحقیقی ببرد.
اما عدالت معیار اصلی برای سنجش فقه می تواند باشد نه عرفان نه اخلاق .
البته عدالت در زمان مکان هم ابعاد متفاوت می گیرد.

مطالب مرتبط

سلوى زكزك:مترجم علی سرداری

برخی هنرمندان تجسمی می‌گویند انتخاب عضویت در دانشکده‌ی هنرهای زیبا تحت تأثیر استاد طراحی بوده است، نه نتیجه‌ی آگاهی اولیه از استعداد و تمایلاتشان و نه به دلیل راهنمایی خانواده. برخی افراد ناگهان از عبارت «می‌دانم چگونه طراحی کنم» به «عاشق طراحی هستم» یا «نقاش خواهم شد» می‌رسند؛ و طراحی را از یک سرگرمی ساده به پیگیری جدی و صمیمانه برای شناخت مدارس هنر و درگیر شدن در مطالعه‌ی آکادمیک تبدیل می‌کنند، تا پس از فارغ‌التحصیلی به‌عنوان هنرمند مشغول به کار شوند.

فواز حدّاد:مترجم علی سرداری

شکست‌های خود، نقاب فرهنگ بزنند. یک فعال حقوق بشر ممکن است برای کسب شهرت یا نفوذ ماسک بزند و یک تاجر ممکن است برای پنهان کردن منافع خود، ماسک منافع عمومی بر چهره بزند. هرچه ماسک‌ها بیشتر شوند، اتهامات نیز بیشتر می‌شود. در این زمینه، باید فعالی را که با انگیزه صداقت واقعی انتقاد می‌کند، از دیگران متمایز کرد؛ و این نیازی به نقاب ندارد.

بسام البدارين:مترجم علی سرداری

همچنین سخن از شبهات نقض قانون اساسی مطرح شد؛ موضوعی که صالح العارموتی، رهبر مجلس، و آیت‌الله الفریحات، عضو کمیتهٔ حقوقی مجلس نمایندگان، دربارهٔ آن هشدار دادند.
الخساونه اشاره می‌کند که بحث‌های داغ پیرامون قوانین مالکیت املاک و مدیریت محلی ناشی از تنش کلی در روند قانون‌گذاری است.

مطالب پربازدید

مقاله