فقهای منصوب رهبر جمهوری اسلامی که خروجی دیدگاه و رأی آنان نظر هسته اصلی قدرت را بازتاب می‌دهد و نمایندگی می‌کند، با کسی ـ حتی خانواده بنیان‌گذار نظام ـ تعارف ندارند. به بیان دقیق‌تر، تمامیت‌خواهان برای پیگیری پروژه‌ها و تحقق مطلوب‌های سیاسی ـ ایدئولوژیک خود، با کسی رودربایستی ندارند.

شخص اول نظام در قبال حمله به سفارت و کنسولگری عربستان، خاموشی پیشه می‌کند. آیا می‌توان خودسرها را «بی‌سر» دانست؟ چه نسبتی بین سر اصلی و بزرگ و خودسرها وجود دارد؟ ده نکته در مرور حاشیه و متن تنش اخیر میان تهران و ریاض.

صلح‌ستیزان و اقتدارگرایان گفت‌وگوگریز در ایران اما از یاد برده‌اند که به‌جای خنده بر جیبوتی باید همپای دیگر ایرانیان، زانوی غم بغل گیرند. کشوری که امروز بهانه‌ای برای تمسخر و توهین راست افراطی شده، تا همین چند سال پیش ـ و همچون برخی دیگر کشور‌ها ـ موجبی برای مباهات جمهوری اسلامی و گسترش عمق استراتژیک نظام مبتنی بر ولایت فقیه و جهان‌گردی دولت احمدی‌نژاد بود.

به باور نویسنده، نخستین درسی که مردم ایران از تداوم و تسلسل هجوم‌ها و خشونت و نیز توالی شکست و ناکامی در مبارزه با بی‌عدالتی و ناامنی و استبداد و اشغال‌گری آموختند، «پرهیز از رویارویی و ستیزه‌جویی با متجاوزان در شرایط نابرابر» بود. مردم ایران، مسیر غیرمستقیم مقابله و اشکال مقاومت منفی و مدنی و نیز مقاومت فرهنگی در سایه تعامل و همکاری میان خود را برگزیدند.

دکتر پیمان معتقد است که برای گذار مسالمت‌آمیز و پیروزمندانه به عصر جدید و دستیابی به توسعه پایدار و انسانی باید میان سه نیروی عمده و اساسی تجمیع و هماهنگی پدید آید: نیروهای مادی و اجتماعی توسعه، نیروهای ذهنی (فکری ـ فرهنگی) حاضر در شعور خودآگاه جمعی، و کهن خاطرات و سرمشق‌های اولیه پنهان در ناخودآگاه قومی.

تأیید صلاحیت چهره‌های تندرو، شفاف‌سازی پروژه‌های سیاسی معنادار فقهای شورای نگهبان و کانون مرکزی قدرت خواهد بود؛ و ردصلاحیت آنان هم‌زمان با عدم‌تأیید صلاحیت چهره‌های نزدیک به اصلاح‌طلبان، اقدامی نه چندان غیرمترقبه برای حفظ توازن در ردصلاحیت‌ها محسوب خواهد شد.

آخرین اظهارنظر تند علیه هاشمی از سوی مهدی محمدی، تحلیلگر همسو با تندروها و از همفکران سعید جلیلی و کیهان شریعتمداری است؛ او نوشته: «هاشمی همچنان هشتاد و هشتی رفتار می‌کند. هاشمی صریحا اعتراف کرده است که درصورت عدم تحقق اهدافش بدل به موتور محرکه ناامنی در ایران خواهد شد و تجربه ۸۸ به ما می‌گوید چنین کارهایی از او برمی‌آید... این موتور را باید خاموش کرد.»

هرچند نقطه عزیمت سخن لاریجانی با زاویه دید رفسنجانی متفاوت به نظر می‌رسد، اما نتیجه یکی است: رونمایی از ساختار سیاسی قدرت در جمهوری اسلامی، و شدت تکیه و ابتنای آن به ولایت مطلقه فقیه؛ جایی و کسی که خود را به هیچ شخص حقیقی و حقوقی پاسخگو نمی‌داند؛ و تا تحت فشار موثری مجبور نشود، تن به «نرمش قهرمانانه» نمی‌دهد.

نگاهی به کتاب "فقر و نابرابری در ایران" تألیف سعید مدنی

"فقر و نابرابری در ایران" کیفرخواستی است مستند علیه کسانی که فقر و نابرابری را به‌عنوان نتیجه‌ی اجتناب‌ناپذیر توسعه توجیه کرده‌اند؛ علیه کسانی که وعده دادند با رشد اقتصادی، فقر و نابرابری هم در زندگی ایرانیان کاهش خواهد یافت؛ علیه کسانی که با علم به ناتوانی در آزادسازی سیاسی ـ اجتماعی، راه آزادسازی اقتصادی را در پیش گرفتند؛ علیه کسانی که بدون توجه به فقر و نابرابری به‌مثابه‌ی مهمترین عامل بروز و شیوع مشکلات و آسیب‌های اجتماعی، به تصور پاک کردن مسأله، بارها منابع ملی را صرف جمع‌آوری آسیب‌دیدگان و قربانیان فقر و نابرابری کردند.