آیت‌الله خامنه‌ای و جریان امنیتی ـ نظامی همسو، ایران را به باتلاقی بس پرهزینه برای ایرانیان و منافع ملی کشانده‌اند. باتلاقی که شیخ آزاده و سبز، مهدی کروبی، از درون حصر ظالمانه نسبت به عوارض‌اش هشدار می‌دهد: «جاه‌طلبی و ریاست برخی را چنان فراگرفته که حد و مرزی برای هواهای نفسانی خود قائل نیستند و ثروت و فرزندان این ملت را قربانی مطامع بلندپروازیهای خود در منطقه قرار داده‌اند.

رییس‌جمهور اعتدال‌گرا به شکل سیاستمدارانه‌ای تلاش می‌کند با شفاف‌ ساختن موضع خود، و با پرهیز از رودربایستی‌های مرسوم در حاکمیت، بدنه‌ اجتماعی حامی خود، و نیز جامعه مدنی جان گرفته با دو انتخابات ۱۳۹۲ و ۱۳۹۴ را امیدوارتر و باانگیزه‌تر و توانمندتر کند. رویکردی که می‌تواند موجب تقویت جایگاه روحانی در ساختار سیاسی قدرت، و پرهزینه‌ترشدن مانع‌تراشی و محدودیت‌سازی اقتدارگرایان برای وی شود.

معلوم نیست رهبر جمهوری اسلامی خود باید به چه کسی برای رکود تولید و بحران اقتصادی و ناامنی معیشتی و بیکاری هولناک و تشدید فقر و اختلاف طبقاتی، و نیز مسائل و آسیب‌های اجتماعی مترتب بر آن‌ها (ازجمله اعتیاد و تن‌فروشی و سرقت و خشونت) پاسخ گوید؟ او نه بابت سیاست‌های اتمی‌ و عوارض ناشی از تحریم‌ها به کسی پاسخ می‌گوید، نه برای مداخلهٔ بی‌حاصل جمهوری اسلامی در سوریه، نه برای تداوم اقتدارگرایی در داخل کشور و سرکوب منتقدان و روزنامه‌نگاران، و نه برای کارنامهٔ نهادهای زیرمجموعه‌اش (از صدا و سیما تا سپاه و بنیاد شهید).

بذل حداکثر همدلی و همراهی با خانوادهٔ ستایش مظلوم و مهاجران و پناهجویان افغان و همسایگان شرقی (مردم شریف و رنجدیدهٔ افغانستان) به‌جای خود؛ مقاومت در برابر تداوم مجازات خشونت‌بار و بی‎حاصل اعدام به‌نوبهٔ خود.

خروج اقتصاد ایران از رکود نیازمند اجماع، ‌عزم و اقدام کل نظام سیاسی است که بدون ثبات سیاسی و اقتدار برآمده از روندهای دموکراتیک و مشارکت اجتماعی ـ سیاسی موثر و فعال، و نیز بدون کاستن از شکاف ملت ـ حکومت و افزایش اعتماد عمومی در فضای باثبات و امن سیاسی ممکن نیست.

توجه تام و تمام روحانی و رفسنجانی به اقتصاد بازار آزاد و لوازم و نتایج آن، و اتکای ایشان به سرمایه‌گذاری خارجی، اگر با بی‌توجهی به مقوله‌هایی چون شکاف طبقاتی و تأمین اجتماعی و لاغرشدن روزافزون اقشار نابرخوردار همراه شود، می‌تواند پیامدهای ای‌بسا ناگواری (چون شورش‌های اعتراضی حاشیه‌نشینان در نیمه نخست دهه ۷۰) درپی داشته باشد. و این مستقل از نتایج سوء اجتماعی ـ فرهنگی مترتب بر بیکاری و فقر است؛ مسائل و آسیب‌های اجتماعی چون اعتیاد و طلاق و دزدی و تن‌فروشی، که آمار آن اسف‌بار شده است.

شیخ آزاده و صبور و سبز آشکارا اقتدار غیردموکراتیک کانون مرکزی قدرت را نقد می‌کند و از کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ می‌گوید و به انحراف کشاندن آرمان‌های انقلاب ۱۳۵۷. کروبی همچنین بار دیگر، اقتدار رهبر جمهوری اسلامی و انصاف و استقلال دستگاه قضایی وی را برای برگزاری دادگاهی حتی نمایشی و فرمایشی به پرسش می‌کشد.

این‌چنین، و با وجود برگزاری انتخابات فیلترشده با نظارت استصوابی شورای نگهبان، و تمامی محدودیت‌ها و نواقص انتخابات در ایران و فاصله‌ آن با استانداردهای انتخابات آزاد، سالم و عادلانه، باز هم نمایندگان مجلس و رییس جمهور امکان و اختیار پرسش‌گری موثر از عملکرد سپاه پاسداران و نظارت بر آن را دارا نیستند. وضع آزادی و امنیت مطبوعات و کنش نقادانه و مستقل رسانه‌ها در ایران نیز به‌قدر لازم مشهور است.

رویای تبدیل ایران به کره شمالی با بزک دموکراسی، البته نسبتی با واقعیت‌های اجتماعی و خواسته‌های جامعه مدنی ایران و تعدد و تنوع بازیگران سیاسی ایران امروز برقرار نمی‌کند.

حساسیت‌های رهبر جمهوری اسلامی درباره مجلس خبرگان رهبری و برگزیدن جانشین وی نیز با توجه به بیماری آیت‌الله خامنه‌ای و تغییرات سیاسی در قوه مجریه و تحقق برجام، به‌گونه‌ای معنادار افزایش یافته است. دور از انتظار نیست که جریان نظامی ـ امنیتی همسو و گرداگرد رهبری نیز موضع و حساسیتی مشابه داشته باشند.