کانون مرکزی قدرت در جمهوری اسلامی به‌شکل رسمی و علنی، نظامی‌گری در منطقه را ـ به‌ویژه پس از تغییر روش در ماجراجویی هسته‌ای ـ در دستور کار قرار داده‌؛ بدون مجوز از ایرانیان، بی هیچ ‌اعتنا به افکار عمومی در ایران، رها از هر قید و بندی در قبال جامعه‌ای که مالیات می‌دهد و تاوان مستقیم و غیرمستقیم سیاست‌های امنیتی حاکمان را، و بی‌آنکه اجازه‌ی اظهارنظر و داوری شهروندان را فراهم سازد.

در قرائت حکومتی اما «اراذل و اوباش» فقط افرادی را که موجب ناامنی اجتماعی می‌شوند توصیف نمی‌کند؛ بلکه در اوج جنبش سبز نیز رسانه ملی (صدا و سیما) و دیگر بازوهای تبلیغاتی و رسانه‌ای و تریبون‌های رسمی جمهوری اسلامی (مانند نمازجمعه)، طیفی از شهروندان معترض را «اراذل و اوباش» می‌خواندند.

از منظر رأس هرم نظام سیاسی، فرجام تعمیق مناسبات با غرب (و به‌خصوص واشنگتن) به‌معنای "استحاله نظام سیاسی" و تغییر تدریجی و گریزناپذیر است. این‌چنین، او در خوفی متبلور می‌کوشد حتی نسبت به روند اجرای برجام، ملاحظات رنگارنگ را ـ به‌خصوص در رابطه با ایالات متحده ـ فهرست کند.

در متن ویژگی‌های نظام اقتدارگرا، اگرچه امکان سامان یافتن مجلسی واقعی وجود ندارد، اما با وجود تمام محدودیت‌ها و موانع (ازجمله نظارت استصوابی)، مجلس به‌مثابه‌ی امکانی برای امدادرسانی به جامعه مدنی، آگاهی‌بخشی، نقد حاکمان، و یاری رساندن به گذار دموکراتیک همچنان نهادی قابل اعتناست.

به شکلی کاملا محسوس، تمرکز و توجهی که در اسناد نخستین حزب اتحاد ملت بر "جامعه مدنی" وجود دارد، در اسناد پایه‌ی جبهه مشارکت موجود نیست. آشکار است که تجربه‌ی اصلاحات حکومت‌محور دوم‌خردادی، رویکردهای نخبه‌گرایانه، بی‌اعتنایی به جنبش‌های اجتماعی در دوران اصلاحات، و نیز به‌‌ویژه بعدتر، تجربه‌ی جنبش سبز* تأثیری معنادار بر اعضای ارشد اتحاد ملت و تدوین‌کنندگان اسناد پایه‌ی آن داشته است.

معرفی کتاب

شرایط زیست تاریخی و اجتماعی، گروه‌های مردم را در معرض دروغ قرار داده و انگاره‌های اهورایی در نکوهش دروغ، نتوانسته مستولی و مستقر بماند و کاری از پیش ببرد. به تعبیری، منطق عینی و مناسبات واقعی به دروغ، برای باقی ماندن، نفاق، تملق، بی‌اعتمادی و درون‌گرایی تمایل داشته‌است. دوران تسلط مغول، به‌مثابهٔ یک برش تاریخی مهم و شاخص، قابل استناد است.

مبتنی بر آنچه اژه‌ای می‌گوید، آیا امثال وی با کوبیدن بر طبل خشونت و تمامیت‌خواهی و با افزایش شکاف جامعه ـ حکومت در ایران و صلح‌ستیزی، زمینه را برای تهدید ایران مهیا نکرده‌اند و نمی‌کنند، و به "جاسوسی" مشغول نیستند؟

مطالبه‌محوری در انتخابات، سیاست‌ورزی را به اصلاح‌طلبی حکومت‌محور نمی‌سپارد. خواسته‌های خود (از برداشتن نظارت استصوابی تا انتقاد از موسسه‌های اقتصادی و مالی ـ اعتباری غیرپاسخگو و وابسته به سپاه و دیگر باندهای قدرت، و از ضرورت آزادی رهبران جنبش سبز و دیگر زندانیان سیاسی تا حل و رفع بحران آب و مشکل کارگران و معلمان و...) را تبلیغ و مطرح می‌کند و شبکه‌های اجتماعی خود را سامان می‌دهد و تقویت می‌کند.

رهبر جمهوری اسلامی، در دیدار با اعضای مجلس خبرگان به «دو مسئله روز و قابل توجه و مهم» اشاره کرد: «یکی مسئله برجام» و «یکی مسئله بعد از برجام»؛ که البته تاکید کرد: «به نظر من مسئله ی بعد از برجام، از مسئلهٔ برجام مهم‌تر است.»