رویاهای موشکی آیت‌الله خامنه‌ای

در روزهای پسابرجام، واکنش‌های تند رهبر جمهوری اسلامی به تعمیق مناسبات تهران ـ واشنگتن به شکلی محسوس افزایش یافته است. راس هرم نظام سیاسی، پس از سخنرانی نوروزی، در جدیدترین اظهارنظر خود با انتقاد شدید از کسانی که روزگار و دنیای فردا را دنیای مذاکره می‌دانند و نه موشک، می‌گوید: «روزگار، روزگار همه‌چیز است وگرنه به‌راحتی و به‌صراحت حق ملت را خواهند خورد. اگر این حرف از روی ناآگاهی گفته شده باشد یک مسئله است، اما اگر از روی آگاهی باشد خیانت است.»

او با اشاره به تلاش «دشمنان» برای «تقویت توان نظامی و موشکی خود»، پرسیده که «در این شرایط چطور می‌گوییم روزگار موشک گذشته است؟»

سخنان خامنه‌ای را با اطمینان می‌توان واکنشی خشم‌آلود به دیدگاه اخیر هاشمی رفسنجانی ارزیابی کرد؛ رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام هفته‌ پیش در حساب توییتر خود تاکید کرده بود: «دنیای فردا، دنیای گفتمان‌هاست نه موشک‌ها.»

اقتدار موشکی یا اقتدار دموکراتیک؟

آیت‌الله خامنه‌ای آگاه از فقدان پشتوانه‌های دموکراتیک و لازم برای خود و کانون مرکزی قدرت در جمهوری اسلامی، می‌کوشد که همچون سابق بر مولفه‌هایی جز مشارکت سیاسی ـ اجتماعی فعال لایه‌های اجتماعی در روندهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری تاکید کند. «تحریف حقیقت» و «تقدیس خشونت»، دو ویژگی بارز نظام مبتنی شده بر ولایت مطلقه فقیه از دل روندهای غیردموکراتیک یا شبه‌دموکراتیک را بازتاب می‌دهد.

از زاویه‌ پیش‌گفته، نامنتظره نیست که وقتی تکیه بر توان هسته‌ای در پی توافق اتمی سال گذشته، دچار خدشه‌ جدی می‌شود، هسته اصلی قدرت در جمهوری اسلامی بکوشد اقتدار موشکی خود را با برگزاری مانور، نمایش موشک‌های بالستیک و سوله‌های زیرزمینی و اغراق در باره‌ کمیت و کیفیت آن، تبلیغ کند.آیت‌الله خامنه‌ای در داخل کشور بحران هژمونی و اقتدار دموکراتیک خود را با تکیه بر تهدید مخالفان و ارعاب دگراندیشان و حذف منتقدان و ردصلاحیت غیرخودی‌ها در انتخابات و بازداشت معترضان، و نیز با اعمال سانسور و خودسانسوری بر رسانه‌ها و تکثیر دروغ و نشر داده‌های دور از واقع، جبران کرده و می‌کوشد در مناسبات جهانی نیز بجای اتکا بر حمایت عمیق و وسیع قشرهای اجتماعی و مشارکت سیاسی فعال شهروندان و همدلی و اعتماد و آشتی ملی، و تعامل مبتنی بر «گفت‌وگو»، به «موشک» تکیه زند.

پا در راه اسف‌بار کره شمالی؟

میرحسین موسوی از نامزدهای معترض به کودتای انتخاباتی ۸۸، در آذر ۱۳۸۹ و دو ماه پیش از محصورشدن با اشاره به رویکردها و نگاه تمامیت‌خواهانه‌ کانون مرکزی قدرت در جمهوری اسلامی نوشت: «بعد از انتخابات دو ماه طول کشید که بنده اعتقاد پیدا کنم مناظره کذایی نه برای از میدان بردن بنده یا آقای کروبی بلکه برای تصفیه حساب کامل با همه نیروهای رقیب و یکدست کردن کشور بوده است. بنده یکی و فقط یکی از این هدف‌ها و سنگ‌های سر راه بودم… جریان حاکم در آستانه انتخابات، بیست سال برای یکدست کردن کشور طراحی و تلاش کرده بود… اقتدارگرایان به‌دنبال حذف کردن همه فضای ملی از منتقدان و معترضان بودند؛ فضایی شبیه کره شمالی با کمی بزک مردمسالاری.»

با وجود به حاشیه رفتن برنامه‌های اتمی جمهوری اسلامی، به نظر می‌رسد که تمامیت‌خواهان جمهوری اسلامی و تندروهای مستقر در سپاه و هسته اصلی قدرت، همچنان رویاهای خود را می‌جویند. همان‌که در کره شمالی، میلیون‌ها فقیر و قربانی بجا نهاده است.

همین هفته، خبرگزاری فارس ـ نزدیک به سپاه پاسداران ـ در خبری معنادار نوشت که رسانه دولتی و رسمی کره شمالی به شهروندان خود دستور داده که خود را برای قحطی و دوره ریاضت اقتصادی احتمالی آماده کنند. در یادداشت روزنامه “رودونگ سینمون” آمده است: «ما احتمالا باید مسیر دشواری را ادامه دهیم و حتی مجبور شویم ریشه گیاه هم بجویم.»

این روزنامه‌ همسو با حکومت، خواهان برپایی کمپین هفتاد روزه وفاداری شده و از مردم خواسته وفاداری خود را به کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی نشان دهند. بر مبنای همین گزارش، کره شمالی در ماه‌های اخیر از دیگر کشورها تقاضای ۵۰۰ هزار تن کمک غذایی کرده؛ گو این‌که تا ماه گذشته تنها کمتر از ۱۸ هزار تن کمک غذایی به این کشور ارسال شده است.

تنها در میانه‌ دهه ۹۰ میلادی حدود سه میلیون نفر به‌خاطر ریاضت اقتصادی در کره شمالی جان خود را از دست دادند؛ و ظاهرا خودکامگی مستقر در این کشور، هنوز ضرورتی به تغییر روش‌های غیردموکراتیک نمی‌بیند و رویاهای خود را می‌جوید.

رویای تمامیت‌خواهان وطنی

رویای تبدیل ایران به کره شمالی با بزک دموکراسی، البته نسبتی با واقعیت‌های اجتماعی و خواسته‌های جامعه مدنی ایران و تعدد و تنوع بازیگران سیاسی ایران امروز برقرار نمی‌کند.

آیت‌الله خامنه‌ای و جریان امنیتی ـ نظامی گرداگرد و همسو، به‌قدر لازم از وضع اقتصاد نحیف و راکد کشور (متأثر از تحریم‌های سنگین و طولانی و مدیریت ناکارآمد و فاسد دولت احمدی‌نژاد و سوء‌استفاده‌های امنیتی و نظامی از منابع ملی در عرصه‌هایی چون سوریه و انرژی هسته‌ای و دیگر موارد) خبر دارند؛ با وجود این، اقتدارگرایی و پروژه‌های امنیتی ـ سیاسی و ایدئولوژیک هسته اصلی قدرت، همچنان در مقام سوق دادن سرمایه‌های کشور به‌سوی چشم‌اندازی است که نسبتی با مولفه‌های توسعه انسانی و پایدار ندارد. رویکردی که بارها (و از جمله در کودتای انتخاباتی ۸۸ یا برنامه‌های هسته‌ای) نتایج زیان‌بار خود را خیلی زود آشکار کرده است.

سخنان جدید رهبر جمهوری اسلامی البته هم‌زمان ـ و بار دیگر ـ از وجود دو نگاه متفاوت در ساختار سیاسی قدرت پرده برمی‌گیرد؛ سویی اقتدارگرایان و تمامیت‌خواهان ایستاده‌اند، و سوی دیگر محافظه‌کاران عمل‌گرا، راست‌های میانه‌روها، بوروکرات‌ها، تکنوکرات‌ها و دموکرات‌ها و شبه‌دموکرات‌ها. این چالش جدی ـ که به‌معنای بی‌اعتنایی تام و تمام اقتدارگرایان به «مصلحت نظام» نیست ـ در برابر چشم کنجکاو و کاوشگر جامعه مدنی ایران جریان دارد. سپهر عمومی متأثر از تغییرات اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی آنلاین که انحصار اطلاع‌رسانی را درهم شکسته و در برابر تحریف حقیقت و ارعاب و سرکوب، مقاومت می‌کند.

رویای تمامیت‌خواهان وطنی نسبت چندانی با واقعیت‌های سیاسی و اجتماعی ایران امروز برقرار نمی‌کند.

منبع: رادیو زمانه

مطالب مرتبط

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.

مصطفی العبسی:مترجم علی سرداری

طنز ماجرا اینجاست که این پیشرفت همیشه به احساسی که انتظارش را داشتیم تبدیل نشده است. در حالی که جهان با سرعتی سرسام‌آور تغییر کرده، تصویری که ما دهه‌ها پیش از آینده در ذهن داشتیم لزوماً محقق نشده است. طنز دیگر این است که بسیاری از نسل من دیگر همان اشتیاق را نسبت به آینده احساس نمی‌کنند. فاصلهٔ روانی میان ما و آینده بیش از آن چیزی شده که باید باشد. گاهی با احتیاط، نه با شور؛ و با اضطراب، نه با کنجکاوی به آن فکر می‌کنیم. شاید چون آن‌قدر عمر کرده‌ایم که بفهمیم جاده همیشه به سمتی که انتظار داشتیم نمی‌رود.

محمد خليل برعومي:مترجم علی سرداری

ه همین دلیل، موضوع «دستگاه مخفی» در اصل کمتر از پرسشی اهمیت دارد که امروز مطرح می‌شود: مسئله دیگر این نیست که آیا در گذشته دستگاه مخفی ادعایی مرتبط با یک جنبش سیاسی وجود داشته است یا نه؛ بلکه این است که آیا خود دولت امروز با منطق دستگاه‌های بسته و شبکه‌های غیرپاسخگو اداره می‌شود یا خیر. مسئله دیگر این نیست که چه کسی سال‌ها پیش به دولت نفوذ کرده بود، بلکه این است که اکنون چه کسی آن را کنترل می‌کند و چگونه پرونده‌های امنیتی، قضایی و سیاسی مدیریت می‌شود.