آینده سیاسی ایران با مواضعی تند و خشن و با رویکردی تکفیر گونه در معرض خطر قرار می گیرد و باید جناحها و شخصیتهای سیاسی که رهبری جامعه را بدست دارند با کنترل نظامیان و ایجاد تفاهم میان خود و توصیه قوا به هماهنگی و مبارزه با فسادهای کلان و محاکمه غارتگران که ملت انتظار بازخواست از آنها را دارد اعتماد و اطمینان را در بخشهای مختلف جامعه بوجود آورند.

شاید این نظر آقای عبدالله گنجی مدیر مسئول روزنامه جوان بتواند نمای نزدیکتری از نظرات آقای مطهری و آقای صادقی و اقدام قضایی علیه آنها بدست دهد. ایشان می گوید:" محمود صادقی تنها کاندیدای اصلاح طلب تهران بود که در میتینگ های انتخاباتی اش علناً و رسما از سران فتنه حمایت می کرد، تنها آخوندی بود که در دهه ۸۰ داوطلبانه خود را خلع لباس کرد. وجه مشترک او و علی مطهری فرزند شهید بودن آنان است." و ادامه می دهد که" این دو هم می خواهند روشنفکر باشند و هم در قدرت حضور یابند که اجماع این دو ویژگی محال است."

نکته دیگری که ورای همه اینها وجود دارد این است که آنهایی که با رای مستقیم مردم انتخاب شده اند از سوی آنهایی که منصوبند مورد هجمه واقع می شوند و این خطری است که عاقبتی خوش ندارد و راهی است بسوی دیکتاتوری.

رست است که در کودتای 28 مرداد سال 1332 دولت آمریکا دولتی ملی و مورد علاقه مردم را ساقط کرده و فردی را که از خشم مردم ایران فرار کرده است، به ایران بر می گرداند و سابقه بسیار بد و خطرناکی از آمریکا در ذهن مردم وجود دارد و آمریکا شاه را در پناه خود گرفت اما اینکه ادعا شود مشکلات امروز هیچ ربطی به اشغال سفارت ندارد و آمریکا موضوع تسخیر سفارت را به تاریخ سپرده و با عبور از آن واقعه، روابط خود با ایران را در گرو گذشته قرار نداده اند اشتباه فاحش سیاسی است و از عدم شناخت خوی استکباری آمریکا سرچشمه می گیرد و یا با مسامحه می توان گفت برای تبرئه خود چنین تحلیلهایی ارائه می شود.

ماجرای حصر معترضان انتخابات 88 به هر شکلی که بررسی و توجیه شود قابل پذیرش نیست و اذهان عمومی آن را بر نمی تابد و فعالین سیاسی و مدنی را آزرده و فضای سیاسی جامعه را امنیتی می کند ضمن اینکه سازمانهای حقوق بشری و مدعیان دروغین آزادی و خارج از کشور با سوءاستفاده، آن را هدف قرار داده و بر سیاستهای نظام می تازند.

عملکرد هیئت دولت خصوصاً در ماههای آخرین و نزدیکی به انتخابات 96 دلالت بر ضعف و عدم سلامت و صلابت لازم دارد و عامل اصلی؛ انتخابهای خود آقای روحانی و رفتار رئیس جمهور در این نزدیک به پایان است، اشتباهی فاحش در محاسبه که امکان دارد منجر به زوال شود و نباید از حربه های مخالفین و ترفندهایی که در آستانه انتخابات به آن چنگ می زنند و در سالهای گذشته بسیار از این قوم مشاهده شده است غافل شد.

در هر حال مشکل اصلی آقای روحانی مدیرانی است که خود انتخاب کرده و یا به تحمیل پذیرفته و امروز تار و پود دولت را از هم گسیخته اند که لازم و حیاتی است با آنها برخورد قاطع شود و تعویض و تغییر یابند تا دولت از ناهمگونی درونی که باعث سردرگمی و نارضایتی است نجات یابد.