شاید برای اصلاح طلبان و بخصوص بزرگانی که مدیریت این جریان را در دست دارند کمی سنگین باشد که در مدت کوتاهی پس از آن واقعه، مورد انتقاد گیرند اما نمی توان مردم و یک جناح ریشه دار و مورد حمایت مردمی را معطل نگرانی های افراد بخصوصی نمود.
چشم نمی توان بر روی واقعیت بست؛ اصولگرایان ترکیب منسجم تری خواهند داشت زیرا دغدغه خروج یاران خود را ندارند بر عکس برخی از امیدیان که معلوم نیست تا آخر بر عهد خود باشند و بر این اساس و واقعیتهای دیگری که در اندک زمان و تا انتخابات ریاست جمهوری 96 از میان غبارهای سیاسی سر بر خواهند آورد و حضور شخص آقای لاریجانی در مجلس و موضعگیریهایی که در رابطه با دولت و خصوصاً برجام داشته است پسندیده تر آن است که اصلاح طلبان سینه چاک رئیس مجلس نشوند و از خود مایه نگذارند.
مجلسی که تشکیل خواهد شد کار شاق سیاسی نخواهد کرد چون توان و ظرفیت و موقعیت آن را ندارد پس سعی خواهد کرد بیشتر به امور اقتصادی بپردازد. بر این مجلس نباید فشار زیاد وارد آورد و در همین حد که دولت را همراهی کند و به بهبود معیشت مردم و اوضاع اقتصادی بپردازد می بایست اکتفا کرد و نمایندگان هم بدانند که اگر نمی توانند گام بعدی را با صلابت بردارند لااقل زمینه و شرایط را طوری فراهم کنند که گشایش در فضای سیاسی ایجاد شود و دولت را در رفع موانع و محدودیتهای سیاسی و حصر و بندها یاری دهند و بدانند که با وجود فضای امنیتی و بدون توجه به توسعه سیاسی موفقیتهای اقتصادی و توسعه همه جانبه میسر نخواهد شد.
شهید مطهری سازمان روحانیت را دارای نقص و اشکالاتی می دید و عمده مشکل را در نحوه ارتزاق روحانیون می دانست و خود می گفت علت العلل همه خرابیها سهم امام است و معتقد بود "علت اصلی و اساسی نواقص و مشکلات روحانیت نظام مالی و طرز ارتزاق روحانیون است که باعث سلب حریت روحانیون و عوام زدگی می شود."
رفتار سیاسی خودکامگان انحصارطلب بی شباهت به نواختن موسیقی با خاکستر مردگان نیست. هرگاه دیکتاتوری خود را در خطر بیند بی شک با تهمت و افترا بستن به دیگران و محدود کردن و بند و زنجیر و روی آوردن به سرکوب و ترساندن و هراسناک کردن فضا مقصود خود را دنبال می کنند. برخی از اصولگرایان و تمامیت خواهان امروز همین راه را در پیش گرفته اند و خاکستر مردگان را به فضا و اعماق جامعه ارسال می کنند. موزیک مرگ می نوازند و موسیقی با خاکستر مردگان به صدا در آورده اند.
اگر اراده ای برای مانع شدن از فاجعه وجود داشت می بایست با احمدی نژاد برخورد می شد و او را تنیبه و محاکمه می کردند ولی چنانکه می بینیم هنوز هم قدر می بیند و در صدر می نشیند و این فاجعه ای دیگر است و فاجعه دیگر اینکه با آن همه افتضاح و فاجعه آفرینی، خود را محق می داند که کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شود و چنین گستاخی دلیل دارد. اما چه دلیلی؟