صحنه آرایی خطرناک

نقشهایی که روزانه و شاید در هر روز بارها از سوی افرادی با مسئولیتهای گوناگون به نمایش گذاشته می شود برای مردم تکراری و تنفر انگیز شده است. شیوع فساد و انتشار گناه و فقر و خشونت و ناامنی به حدی رسیده که به سادگی در هر جایی می توان نمونه هایی از آن را مشاهده کرد. جامعه آنچنان سیاست زده شده که رنج و حرمان مردم را پنهان می کند تا بحرانی فراگیر تار و پود جامعه را از هم بگسلد.

دولت و مجلس و قضا در انظار مردم به جان هم افتاده اند و هریک در پی منکوب کردن دیگری است، هر روز خبری می رسد که فلان؛ دزدی کرد، قصه ایی که انگار تمامی ندارد و ملتی که نجیبانه، بر باد رفتن همه سرمایه های خود را به نظاره نشسته است و نه اینکه نمی تواند داد خود را بستاند و یا فریادی بر آورد و حتی شورشی کند بلکه به دلبستگی خود به دین و راه و مقصدش پایبند است و با آنکه در زیر آوار مانده است اما می خواهد تا این کشتی را به ساحل امن برساند.

زمان آن رسیده گرچه دیر ولی باز هم می توان و باید سیاسیون مفاهمه کنند، نه ائتلاف که مقطعی و برای هدفی خاص باشد بلکه تفاهمی که همیشگی باشد تا چاره ای بر دردهای بیشمار ملتی با اصالت در میان غوغای جنگ و نابسامانی های امروز بیابند.

بدون تردید یکی از مولفه های اقتدار نظام نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی هستند، نمی توان منکر رشادتهای پاسداران مومن و ارتشیان مخلص در دوران دفاع مقدس بود و اکنون هم امنیتی که در میان طوفانهای سهمگین پدیدار است جای تحسین دارد و دو بیشتر باید بسیج را ستود که در مشکلات و مصائب و در هر شرایطی مردم را یاری داده اند. اما باید از توطئه ها هم آگاه بود.

چرا عده ای سعی می کنند بسیج را در دایره تنگ جناح خود تعریف کنند و بخشی از جامعه را ضد بسیج و سپاه نشان دهند؟ چرا عده ای در درون همین سپاه و بسیج خود را تافته جدا بافته ای می بینند و انحصار طلبی دارند؟ چنانکه فرمانده ای که به تازگی منصوب شده است بجای اینکه توان مدیریتی و نظامی خود را نشان دهد با اظهار نظری هدفدار بیش از نیمی از جامعه را از بسیج جدا می کند و هیچ به عاقبت سخن خود نمی اندیشد. اظهار نظر فرمانده جدید بسیج ( غیب پرور) به تکفیری ها می ماند و بس، آیا “نجس سیاسی” خواندن دیگران و اینگونه حکم دادن دو قطبی کردن جامعه نیست؟

فرمانده سابق سپاه(صفوی) با اعلام اینکه ” انتظارات رهبری در حکم انتصاب جنابعالی خبر از حوادث مهم پیش رو دارد ” به نوعی هشدار به دکتر روحانی و اصلاح طلبان بود و مشخص است که این هشدار و نظر غیب پرور خطایی است که نمی باید؛ ولی کردند و دیگر اینکه نمی خواهند زمین قدرت را واگذار کنند لذا می خواهند با مهره ای چون غیب پرور ناامیدی و یاس را از اردوگاه حامیان تندروی خود دور کنند و از سوی دیگر سخن نسنجیده غیب پرور در ” نجس سیاسی ” خواندن دیگران علاوه بر اینکه دیدگاهی تکفیری است نوعی اعلام نظامی هم به جریان سیاسی رقیب و دخالت آشکار نظامیان در سیاست است.

کافر تراشی و مرتد سازی سابقه ای دیرینه دارد و همیشه آنانکه تکفیر شده اند اهل اندیشه و فکر بوده اند، در تاریخ کم نیست اندیشمندانی که مورد تهمت قرارگرفته اند و اتهامات آنها توهین به مقدسات، خروج از دین، توهین به خلیفه مسلمین، انکار مسلمات و ضروریات دین و از این قبیل بوده و بیشتر به این خاطر مورد کین قرار گرفته اند که در برابر قدرت ایستاده و یا اندیشه نوین و نافذ و حقی را بیان کرده اند. زمانی شیخ اشراق، زمانی صدرالمتالهین، زمانی بوعلی، حلاج، ناصر خسرو، ابن عربی، عین القضات و در میان معاصرین امام خمینی و اگر به صدر اسلام باز گردیم امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام.

دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند

پنهان خورید باده که تعزیر می‌کنند

ناموس عشق و رونق عشاق می‌برند

عیب جوان و سرزنش پیر می‌کنند

جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز

باطل در این خیال که اکسیر می‌کنند

گویند رمز عشق مگویید و مشنوید

مشکل حکایتیست که تقریر می‌کنند

امروز بعض افرادی که مسندی دارند به حفظ همان مسند و قدرت می نگرند و آلام مردم فراموش کرده اند، تکیه بر اینان راهی است رو به تباهی و باید از آنان بر حذر بود. دینشان هم به تقلید است نه به تحقیق و این افراد عوامل و بازیگران نمایشهایی خواهند بود تا قدرت را ضمانت کنند، به رنج ملت توجهی ندارند و سناریویی که از هم اکنون نوشته اند تا در آینده به نمایش گذارند نوعی صحنه آرایی خطرناک است که همه را به سقوط می کشاند و بیشتر و پیشتر از همه خود را به نابودی می کشانند.

آینده سیاسی ایران با مواضعی تند و خشن و با رویکردی تکفیر گونه در معرض خطر قرار می گیرد و باید جناحها و شخصیتهای سیاسی که رهبری جامعه را بدست دارند با کنترل نظامیان و ایجاد تفاهم میان خود و توصیه قوا به هماهنگی و مبارزه با فسادهای کلان و محاکمه غارتگران که ملت انتظار بازخواست از آنها را دارد اعتماد و اطمینان را در بخشهای مختلف جامعه بوجود آورند.

بجای آنکه از همان ابتدا با شمشیر آخته وارد میدان قدرت شوند و بی محابا یاران دیروز و یاوران انقلاب را که در حصرند و امکان دفاع از خود را ندارند به تهمت و افترا ببندند و از پیش خود، کودکانه تصور کنند اصطلاحی اختراع کرده اند چون “نجس سیاسی” و می توانند وارد مباحث سیاسی نمایند، به این بیندیشند که اینان که امروز مورد لعن و تکفیرشان قرار می دهند کسانی هستند که مردم و تاریخ این سرزمین مجاهدتها و خدمات آنها را از یاد نبرده و نخواهد برد و تکفیر آنان روح ملت را جریحه دار می کند، بهتر است بجای این همه خشونت در گفتار و عمل و توهین و تهدید حصر را در هم شکنند.  دل ملت شاد خواهد شد.

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.