مصطفی یوسف، پژوهشگر اقتصاد سیاسی و مدیر مرکز بین‌المللی مطالعات توسعه:مترجم علی سرداری.

اجلاس گروه هفت: قوانین اقتصاد جهانی چگونه تدوین می‌شوند و چه کسی هزینه آن را می‌پردازد؟

اجلاس گروه هفت: قوانین اقتصاد جهانی چگونه شکل می‌گیرند و چه کسی هزینه آن را می‌پردازد؟
مصطفی یوسف
محقق اقتصاد سیاسی و مدیر مرکز بین‌المللی مطالعات توسعه
یک افسر پلیس فرانسوی در حال عبور از کنار لوگوهای گروه هفت در اویان-له-بن، شرق فرانسه، پنجشنبه، 11 ژوئن 2026، پیش از اجلاس گروه هفت که قرار است از 15 تا 17 ژوئن برگزار شود. (عکس از آسوشیتدپرس/باز راتنر)
یک افسر پلیس فرانسوی در حال عبور از کنار لوگوهای گروه هفت در اویان-له-بن، شرق فرانسه (آسوشیتد پرس)
مهندسی هژمونی و چالش بقا
نشست گروه هفت در اویان: چه کسی قوانین اقتصاد جهانی را می‌نویسد؟
جنوب جهان چگونه با ماشین کنترل ژئواکونومیک مقابله می‌کند؟
قدرت‌های بزرگ نه تنها در اجلاس گروه هفت در اویان گرد هم می‌آیند تا درباره امور اقتصادی و سیاسی جهانی بحث کنند، بلکه برای ترسیم مرزهای قدرت، تعریف قوانین بازی و تغییر جایگاه سایر کشورها در نظام بین‌المللی نیز گرد هم می‌آیند.
همزمان با برگزاری اجلاس گروه هفت در اویان فرانسه، بخش بزرگی از رسانه‌ها مشغول جزئیات صحنه پروتکل خواهند بود: لبخندهای دیپلماتیک، دست دادن‌های رسمی، عکس‌های گروهی و بیانیه‌های پایانی که با دقت تدوین شده‌اند. با این حال، مطالعه عمیق‌تر تاریخ تغییرات اقتصادی و ژئوپلیتیکی نشان می‌دهد که آنچه در این اجلاس‌ها رخ می‌دهد، صرفاً حلقه نهایی در یک زنجیره طولانی از تصمیم‌گیری جهانی است؛ زنجیره‌ای که اغلب از پشت درهای بسته آغاز می‌شود، سپس به زبانی آراسته ارائه می‌شود، قبل از اینکه به سیاست‌های مالی، تجاری و فناوری تبدیل شود که نفوذ خود را بر بقیه جهان اعمال می‌کنند.
برای درک سازوکار اقتصاد بین‌الملل امروز، دیگر کافی نیست که نهادها و مجامع بزرگ را به عنوان نهادهای منزوی ببینیم. دقیق‌تر این است که آنها را به عنوان حلقه‌های به هم پیوسته در چیزی که می‌توان آن را «زنجیره تأمین سیاست‌های ژئواکونومیک» نامید، در نظر بگیریم: محافل بحث بسته مانند بیلدربرگ، پلتفرم‌های بازاریابی فکری و اقتصادی مانند داووس، و سپس بازوهای اجرایی تأثیرگذارتر، در صدر آنها گروه هفت.
این بدان معنا نیست که تصمیمات همیشه از طریق دستورات مستقیم یا توطئه‌های مخفی گرفته می‌شوند، بلکه به این معنی است که یک سیستم نفوذ وجود دارد که فضای فکری، سیاسی و مالی را ایجاد می‌کند که در آن انتخاب‌های جهان تدوین می‌شوند. هژمونی مدرن غرب دیگر همیشه به کشتی‌های جنگی یا اشغال مستقیم نیاز ندارد؛ بلکه ابزارهای پیچیده‌تر و مؤثرتری به دست آورده است: نرخ بهره، شرایط تأمین مالی، انحصار فناوری پیشرفته، کنترل زنجیره‌های تأمین و مهندسی بدهی‌های دولتی.
سیستم اقتصادی بین‌المللی از نظر تاریخی به گونه‌ای طراحی نشده است که این کشورها را به شرکای برابر در تصمیم‌گیری تبدیل کند. در عوض، آنها اغلب به نقش دریافت‌کنندگان سیاست‌ها، تأمین‌کنندگان مواد اولیه یا بازارهای آزاد برای محصولات و سرمایه از شمال جهان تنزل یافته‌اند.
در بیلدربرگ و گردهمایی‌های مشابه، نخبگان غربی ایده‌های خود را به دور از فشار رأی‌دهندگان و بررسی دقیق پارلمان‌ها آزمایش می‌کنند. در آنجا، سوالات بزرگی مطرح می‌شود: چگونه ظهور چین مدیریت خواهد شد؟ چه کسی مالک زیرساخت‌های هوش مصنوعی است؟ چگونه زنجیره‌های تأمین برای حفظ برتری غرب بازسازی می‌شوند؟ سپس دستور کار به داووس تغییر می‌کند، جایی که سیاست‌های سخت با زبانی نرم بیان می‌شوند: پایداری، گذار سبز، سرمایه‌داری ذینفعان و حاکمیت زیست‌محیطی و اجتماعی.
آنچه که به عنوان ابتکارات اخلاقی برای نجات سیاره زمین روی پرده‌ها ظاهر می‌شود، ممکن است در عمل به بازسازی قوانین بازی تبدیل شود تا برتری مداوم فناوری و مالی شمال جهان را تضمین کند، در حالی که همزمان محدودیت‌های سنگینی را بر کشورهای در حال توسعه که به شدت به صنعتی شدن سریع، انرژی ارزان و انتقال فناوری نیاز دارند، اعمال می‌کند.
می‌آید که این اجماع فکری و بازاریابی را به واقعیت سیاسی و مالی تبدیل می‌کند. این گروه صرفاً باشگاهی از کشورهای صنعتی بزرگ نیست؛ این گروه از طریق نفوذ خود در صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی، بازارهای مالی، شبکه‌های پرداخت، رتبه‌بندی ریسک و بانک‌های مرکزی بزرگ، کنترل قابل توجهی بر اهرم‌های سیستم پولی و مالی جهانی دارد.
این گروه از طریق نفوذ مالی خود می‌تواند بر روند نقدینگی جهانی، هزینه‌های استقراض و جریان سرمایه تأثیر بگذارد. یک تصمیم هماهنگ برای افزایش نرخ بهره دیگر یک موضوع صرفاً داخلی در واشنگتن، فرانکفورت یا لندن نیست؛ بلکه به سرعت به یک زلزله مالی در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین تبدیل می‌شود.
تراژدی کشورهای جنوب جهان در اینجا نهفته است. سیستم اقتصادی بین‌المللی از نظر تاریخی برای این طراحی نشده بود که این کشورها را به شرکای برابر در تصمیم‌گیری تبدیل کند. در عوض، آنها اغلب به نقش دریافت‌کنندگان سیاست، تأمین‌کنندگان مواد اولیه یا بازارهای آزاد برای محصولات و سرمایه از کشورهای شمال جهان تنزل یافته‌اند. هنگامی که بانک‌های مرکزی غربی برای مهار تورم در اقتصادهای خود، سیاست‌های پولی را تشدید می‌کنند، کشورهای در حال توسعه از طریق کاهش ارزش پول، افزایش هزینه‌های استقراض، افزایش بار بدهی و کاهش ظرفیت تأمین مالی توسعه، هزینه سنگینی را متحمل می‌شوند.
این استاندارد دوگانه غربی در بخش‌های انرژی و آب و هوا بیشتر مشهود است. از طریق پلتفرم‌های داووس و بیانیه‌های گروه هفت، استانداردهای سختگیرانه زیست‌محیطی بر کشورهای در حال توسعه تحمیل می‌شود و توانایی آنها را در بهره‌برداری از منابع سوخت فسیلی‌شان محدود می‌کند، حتی اگر این منابع بتوانند سریع‌ترین راه برای تأمین مالی صنعتی‌سازی، تأمین برق و ساخت زیرساخت‌ها باشند.
از آفریقا عملاً خواسته می‌شود که هزینه آلودگی تاریخی ناشی از انقلاب صنعتی غرب را بپردازد، در حالی که برخی از کشورهای اروپایی خود به راحتی سیاست‌های زیست‌محیطی خود را در صورت تهدید امنیت انرژی‌شان تغییر می‌دهند.
وضعیت در مورد مواد معدنی حیاتی نیز تفاوت چندانی ندارد. آفریقا و آمریکای لاتین دارای ذخایر عظیمی از لیتیوم، کبالت، مس و مواد معدنی کمیاب هستند – عناصر ضروری برای تحولات دیجیتال و انرژی، تولید باتری و هوش مصنوعی. با این حال، خطر در احیای مدل استعماری قدیمی در لباسی مدرن نهفته است: جنوب مواد خام را صادر می‌کند، در حالی که شمال فناوری، تولید، ثبت اختراع و ارزش افزوده را در انحصار خود دارد. در این صورت، “گذار سبز” دیگر یک پروژه عادلانه برای نجات سیاره نخواهد بود، بلکه یک مسابقه جدید برای کنترل منابع است.
اجلاس گروه هفت در اویان فقط یک رویداد خبری دیگر نیست؛ این یادآوری است که قدرت در نظام جهانی به عنوان یک لطف اخلاقی اعطا نمی‌شود.
منبع الجزیره

مطالب مرتبط

دکتر بسام روبین:مترجم علی سرداری

پایان دادن به جنگ و ایجاد شرایط برای توافقات سیاسی عادلانه، به امنیت و ثبات کل منطقه خدمت می‌کند و مردم آن را از ویرانی و رنج بیشتر نجات می‌دهد. امید است که این مرحله، گامی مقدماتی برای ایجاد نظامی جامع‌تر و هماهنگ‌تر مبتنی بر گفتگو، احترام به حاکمیت کشورها و اولویت دادن به منافع مشترک بر منافع متضاد باشد.

مصطفی یوسف محقق اقتصاد سیاسی و مدیر مرکز بین‌المللی مطالعات توسعه:مترجم علی سرداری

در سوی دیگر، تهران با استراتژی ریسک‌پذیری به تشدید تنش‌ها پاسخ داده است. هم‌زمان با انتشار خبرهایی درباره پیش‌نویس ۱۴ ماده‌ای توافق از طریق میانجی‌های منطقه‌ای، برای ناظران روشن بود که این موارد نه سند تسلیم، بلکه نشانه‌ای از پارامترهای جدید مذاکره است که ایران در پی تثبیت آنهاست.

صادق الطائي كاتب عراقي :مرجم علی سرداری

با این حال، این بدان معنا نیست که تهران «برنده مطلق» است. جنگ محدودیت‌های قدرت ایران و میزان تحمل‌پذیری اقتصادی کشور در صورت ادامه رویارویی را آشکار کرد. هرگونه کاهش تحریم‌ها نیز وابسته به میزان پایبندی ایران به مفاد توافق و سطح اعتمادی است که میان دو طرف شکل می‌گیرد؛ عنصری که پس از سال‌ها تنش و عدم اجرای متقابل تعهدات، تقریباً وجود ندارد.

مطالب پربازدید

مقاله

♦️شصت وششمین سالروز تولید سعید مدنی در شرایطی برگزار شد که تاکنون ۹ سال از زندگانی این فعال سیاسی ملی و مذهبی در پشت میله های زندان سپری شده است.