پیرزن ۶۲ ساله‌ای که تصاویر زنان کتک خورده را به جهانیان نشان داد

اُمیه کوچک» زن ۶۲ ساله‌ای اهل روستایی در میان رشته کوه‌های توروس ترکیه است که پنج کلاس بیشتر سواد ندارد، اما از بیست سال پیش تاکنون یک تئاتر کاملا زنانه در روستای محل زندگی‌اش راه انداخته است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، «اُمیه کوچک» زنی ۶۲ ساله اهل روستایی در میان رشته کوه‌های تورس در استان آدانای ترکیه است که از بیست سال پیش تاکنون یک تئاتر کاملا زنانه در روستای محل زندگی‌اش راه انداخته است.

امیه کوچک تنها پنج کلاس توانسته بود درس بخواند اما امروز نمایشنامه می‌نویسد و آن را با زنان روستا اجرا می‌کند. امیه خانم وقتی که ۴۵ ساله بود تئاتری را در مدرسه پسرش دید و مبهوت بازی نوجوانان در صحنه و جذب شیوه قصه‌گویی‌شان شد.

در ۱۰ سالگی امیه، طرح سوادآموزی در مسجد روستایشان اجرا شد که در آن هر خانواده می‌توانست یکی از دخترهایش را برای آموزش به مسجد بفرستد؛ با اینکه قرعه به نام خواهر کوچک‌تر امیه افتاد، اما چون خواهرش علاقه‌ای به درس خواندن نداشت، امیه توانست با اصرار به پدرش، درس بخواند که همین مساله زمینه نوشتن او در ۳۵ سال بعد شد.

اما ماجرای علاقه امیه به تئاتر به سال ۲۰۰۱ برمی‌گردد؛ وقتی که او بعد از دیدن تئاتری در مدرسه پسرش، تصمیم گرفت گروه تئاتری زنانه بسازد. هرچند که وقتی سراغ دعوت از زنان روستا رفت، بسیاری از آنها دستپاچه شده و خندیدند. چراکه زنان روستا می‌دانستند پدرها و شوهرهایشان، اصلا اجازه اجرای تئاتر به آنها نمی‌دهند. اما امیه با تک‌تک مردان روستا حرف زد و توانست بعضی از آن‌ها را راضی کند.

در روستای کوچک و سنتی امیه، تا مدت‌ها با تئاتر او و بازی زنان مخالفت می‌شد اما امیه کم‌کم توانست مردان را هم همراه خود کند.

او در نمایشنامه‌های اولش تصمیم گرفت از زندگی سخت و پرمشقت زنان روستا بگوید؛ زنانی که باید صبح تا شب در خانه و مزرعه کار کرده و دستمزدشان را به شوهر می‌دادند و کتک هم می‌خوردند. امیه کوچک از همان اول می‌خواست این نمایش‌ها راهی باشد که اهالی روستا را متوجه بعضی از گرفتاری‌های زنان کند و از سال ۲۰۰۱ تا امروز این روند را ادامه داده است.

امیه کوچک خودش قصه‌ای را برای تئاتر می‌نویسد، آن را کارگردانی می‌کند و با کمک سه فرزندش برای نمایش‌ها حامی مالی پیدا می‌کند. برای تمرین هم بعدازظهرها به مدرسه روستا می‌روند. بعد از سال‌ها، گروه تئاتر جمع و جورشان کم‌کم به مناطق اطراف دعوت می‌شد و ۵ سال بعد در جشنواره تئاتر آدانا شرکت کرد.

اما در سال ۲۰۰۷ امیه تصمیم گرفت فیلم بسازد؛ اما از زمان این تصمیم ۵ سال طول کشید تا بتواند تهیه‌کننده‌ای پیدا کند. فیلم «عروسک پشمی» او سال ۲۰۱۳ توانست جایزه جشنواره فیلم اوراسیا نیویورک را بگیرد. داستان این فیلم برگرفته از زندگی زن همسایه امیه بود که قصه‌اش را تعریف کرده بود. ساخت و نمایش این فیلم، آغاز شهرت جهانی این زن روستایی شد.

از ۲ سال پیش امیه به گرمایش زمین هم توجه کرد و بعد از برگشت از اروپا بود که نمایش‌نامه‌ی تازه‌ای نوشت به اسم «آه، آنا! یک نفر آسمان را سوراخ کرد» و در آن با زبانی ساده از اهمیت بازیافت زباله به روستاییان گفت.

شخصیت‌های نمایشنامه‌های امیه برای مردم آشناست و هین باعث می‌شود مخاطبانش با داستان‌هایش همراه شوند؛ از قصه همسایه‌ای فضول تا مادربزرگی که آلزایمر دارد.

سه سال پیش هم با رونالدو فوتبالیست مشهور، در یک آگهی تلویزیونی شرکت کرد و در سریال‌هایی هم بازی کرد.

زنان روستا می‌گویند امیه به آن‌ها این باور را داد که تحمل این خشونت و ظلم روزره حق‌شان نیست. امروز با گذشت سال‌ها از شروع این حرکت، دیگر مردان روستا هم حامی امیه کوچک هستند و و دختران و زنان زیادی در روستا منتظرند تا در نمایشی از آن‌ها هم دعوت شود

مطالب مرتبط

نگا القدس العربی :مترجم علی سرداری

اگرچه این تخلفات جدید نیستند، اما تنوع در اشکال و اهداف آن‌ها همچنان ادامه دارد. جدیدترین نمونه، تلاش تعدادی از شهرک‌نشینان برای آتش زدن مسجدی در روستای برقع در شرق رام‌الله بود. مهاجمان پس از آتش زدن خودرویی در نزدیکی مسجد، درهای آن را شکستند و ورودی مسجد را به آتش کشیدند، با وجود آنکه می‌دانستند نمازگزاران در داخل حضور دارند. روشن است که این نوع جنایت فراتر از تلاش برای ارعاب مردم فلسطین و وادار کردن آنان به ترک خانه‌ها و اموالشان است؛ زیرا مسجد را با اهمیت آشکار مذهبی آن هدف قرار می‌دهد. این اقدام، با نمادهای معنوی‌اش، نمونه‌ای آشکار از رویه نژادپرستانه‌ای است که سقوط رژیم صهیونیستی به پایین‌ترین سطوح تبعیض نژادی و مذهبی و زشت‌ترین اشکال آپارتاید را تأیید می‌کند.

نگاه القدس العربی: مترجم علی سرداری

جنگ با ایران، بخش بزرگی از زرادخانه مهمات آمریکا را مصرف کرد و با وجود کشته شدن شماری از رهبران ایران، از جمله علی خامنه‌ای، رهبر پیشین، این جنگ برای آمریکا و اسرائیل ـ «ابرقدرت جدید» به تعبیر نتانیاهو ـ به پیروزی راهبردی منجر نشد. برنامه‌های موساد برای مسلح‌سازی مخالفان ایرانی شکست خورد و بسیج عمومی در ایران ناکام ماند. ساختار سیاسی ایران انسجام بیشتری یافت و چالش‌برانگیزتر و خطرناک‌تر به نظر رسید. افزون بر این، تهران با بستن تنگه هرمز، جغرافیا را به سلاحی راهبردی ـ نه کم‌خطرتر از سلاح هسته‌ای ـ تبدیل کرد و آن را به منبع درآمدی از طریق وضع مالیات بر کشتی‌های عبوری بدل ساخت.

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:مترجم علی سرداری

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:النصره – «منابع رسمی آمریکایی در آن زمان گزارش دادند که اسرائیل پیش از آغاز جنگ با ایران، با اطلاع ایالات متحده از این تأسیسات استفاده می‌کرده و آنها را برای پناه دادن به نیروهای ویژه و به‌عنوان مرکز لجستیکی نیروی هوایی اسرائیل به کار می‌گرفته است. به گفته همین منابع، در آغاز جنگ، حملات هوایی اسرائیل علیه نیروهای عراقی تقریباً یکی از این تأسیسات را آشکار کرده بود. منبعی در منطقه شرقی اظهار داشت که قرار بود این سایت‌ها موقت باشند، اما اهمیت استراتژیک آنها غیرقابل انکار است.

مطالب پربازدید

مقاله