آیت الله خمینی پیامی نیزبرای آن مجلس ارسال کرد وبعداز آن سه سخنران پیام آیت الله خمینی را که در نوار ضبط شده بود از طریق بلند گو پخش گردید، این اولین باری بود که پس از 15 سال آیت الله خمینی خمینی به طور مستقیم با ایرانیان حرف می زند وخطابش نیزعامه بود. پس از قدردانی از بر گزاری مجلس ترحیم ،آیت الله روی یک نکته تاکید کرد . اینکه حکومت در آینده باید به دست روحانیان وروشنفکرن اداره شود و اینکه هیچ کدام به تنهای نمی توانند دولت را اداره نمایند. این سخن او نشان می داد که او نیز جامعه وموقعیت روشنفکران را خوب درک می کرد . به همین خاطر به این موضوع پرداخت و روی آن تاکید کرد .

اما این اشکالات، جوهر بحرانی را شکل می دهند که نخبگان عرب اکنون با آن زندگی می کنند. همین این موضوع با عث گردید تا شک وتردید بر جامعه های عربی سایه اندازد ، این بحران به صورت بی سابقه ای در انقلابهای عربی در ژانویه2011 به وجود آمد و خودش را نشان داد. انقلاب هایی که بسیاری از آمالها وآرزوها ی غیره منتظره درآن نمایان گردید ، ولی از دل آنها آشفتگی و نابودی و نا امیدی رویید و در همین وضعیت مرحله جدیدی آغازشد تا پرسشهای ناامید کننده ای در مورد سرنوشت توده های عرب و حقوق شهروندی وقدرت آنها برای مقابله با سرکوب حاکمان، فساد موجود و چگونه رسیدگی و کنترل بر بخشهای مالی و محافل بازار بی پاسخ بماند.

شیخ راشد الغنوشی، رهبر حزب النهضة تونسی وارد یک "ماجراجویی" در تاریخ سیاسی و دور شدنش از“اخوان ” گردید ، زمانی که حزب او در مسیری متفاوت ازاعتقاد و ایدئولوژی سابق خود قرار گرفت و به طور کامل تغیر جهت داد و تصمیم گرفت آن را تبدیل به یک حزب سیاسی مدنی نماید. در ضمن این حزب شبیه به "عدالت و توسعه" ترکیه، خواهد شد و برای مهیا کردن زمینه آن در تونس به خصوص برای آماده شدن برای انتخابات پارلمانی در سال 2019 دور خیز می کند. به ویژه اینکه رقیب واقعی در مقابل او نیست. در نتیجه شیخ راشد به دنبال بهره بردن ار تجربه ترکیه و رهبری آن، رجب طیب اردوغان است .

یونس درباره ی یکی ازپروژه های روشنگری که - سعی درگسترش "نقد گفتمان دینی" و ارائه یک "گفتمان جایگزین " آنرا دارد تاکید می کند که "این پروژه ها در سطح نخبگان محدود باقی خواهند ماند " چون آنها این پروژه ها را با قرائت عقلانی مورد بررسی قرار داده نه درگستره ی اجتماعی همچون پروژه های "نصر حامد ابوزید"که قابلیت انتشار عمومی را ندارند .

در حال حاضر موقعیت ایران را می توان با دوره حاکمیت نظامیان در ترکیه مقایسه کرد. آنها با مخالفین خود، "بر خورد حذفی" داشته و از طرفی کشور را نیز زمین گیر کرده بودند ولی مخالفان آنها شرکت در انتخابات را ادامه داده وخسته نشدند تا در روند انتخابات به پیروزی رسیدند، توازن قوا را شکل داده و دولت را به دست گرفته اند ، بدین طریق کشور را نیز از بحران بیرون آوردند.

دولت سودان در جهت عادی سازی رابطه بااسرائیل گام بر می دارد، این اتفاق پس از اعزام نیرو برای جنگ در یمن وقطع رابطه با ایران صورت گرفت چرا این"کودتا"در سیاست سودان دراین هنگام رخ داد ؟ آیا بشیر رئیس جمهوراز تجربه رئیس جمهورالنمیری وشکست فاجعه آمیز او درس نگرفته است؟

اکثریت مخالفان سیاسی ایرانی دردو دهه ۴۰ و ۵۰ و حتی برخی از رهبران آنها 20 و یا 25 ساله بوده و از ویژگی‌های خاص این دوره سنی تأثیر پذیرفته بودند. همچنین نگاه ها دراین دوره بسیار بسته ودر دایره ای بسیار تنگ واحساسی و سرشار از نقل قولهای غلو آمیز همراه با خود سانسور ودیگرسانسوری بود.

همه این عقب نشینیها و تغییرات، ما را در اصل به یک خروجی شرعی به نام « فقه الضرورة » رهنمون کرده ، که همه چیزرا ممکن و یا مجازو مشروع می سازد. این یک روش عملگرایانه است که با دور زدن " اسلامگرایی" بُروز یافته است .ما در "فقه الضروره" به این مرحله می رسیم که، "واقعیت، شرایط انسان واقعی امروزاست" که باعث صدوراحکام شرعی می گردد"،در اینجا است که مقدس به نامقدس بدل می شود، در این هنگام است که بشراین حق را به خودش می دهد در درک وفهم دین به تفسیر از آن متوسل شود. بدین ترتیب عمل به "فقه " ضرورتا - ضوابط والتزام به اصول ثابت را کاهش می دهد.

میراث باز مانده از دکتر چلبی و همه همدستان فرقه گرایش در همراهی با اشغالگران منجر به ظهور،رشد و توسعه “داعش “ گردید واز سوی دیگر این عمل کرد زمینه ای را در میان مردم برای داعش مهیا نمود تا امروز تبدیل به یک نیروی واقعی گردد، به همین خاطر تمام شبه نظامیان اسلامی در سراسر جهان جذب این گروه تروریستی شد ه اند، همین زمینه باعث گردید تا داعش به صورت“ دولت واقعی″ ظاهر گردد واز نظر مالی ونظامی و... خود کفا شود، از سوی دیگر بیش از یک صد هزار جنگجو به صفوف آن بپیوندند.

دردوره مبارک این روند بر خلاف وضعیت کنونی، سرکوب جایگاه محوری ومرکزی به خود نگرفت واین شیوه به آسانی امکان نداشت صورت پذیرد ،ولی اکنون ارتش در تلاش است تا قدرت را دردست خودش متمرکز نماید واز سوی دیگر رقابت در حال حاضر میان سازمان های امنیتی برای حفظ امتیازات خود در جریان است.