یک قرن و نیم است که در پی عدلیه ، نهادهای مدنی، دموکراسی وانتخابات هستیم ولی همچنان ” اندرخم یک کوچه ایم”،به همین خاطر پس از انقلاب همراه با فراز ونشیبهایی امیدوار شدیم که به اهدافمان دست خواهیم یافت اما دیری نپاید که باز در همان مسیر همیشگی افتادیم وهنوز اندرخم کوچه گیر کرده ایم ، ولی از پا نه ایستاده ایم و همچنان برای دست یابی به انتخابات تمام توان خود را به کار گرفته ایم و سعی کردیم نه این که به عقب باز نگردیم بلکه با موانع برخورد اصلاحی کنیم در همین جهت بود که اصلاحات دوم خرداد را باز آفریدیم. از همان دوران اصلاحات ، مخالفین این روند اتاق فکر تشکیل دادند تا اجازه ندهند نهادهای مدنی شکل بگیرند.این بار با آمدن احمدی نژاد همه چیز به هم ریخت ولی ما از پا ننشستیم و به راه خود ادامه ادادیم تا دوباره با نیروی بسیار بزرگی وارد صحنه شدیم ، ولی باز تحملمان نکردند. سعی نمودند برای همیشه ما را خاموش کنند ولی نشدیم.
از سوی دیگر در این چند سال گذشته مردم ایران این موضوع را خوب متوجه شده اند که انتخابات نیمه جان و با روشنایی بسیار ضعیف آسیب پذیراست ولی تنها فرصت باقی مانده امروز است که باید ار آن خوب استفاده کرد ، مردم نیز در راه آن بسیار هزینه داده اند.اکنون این پرسش مطرح است که چگونه می توان از آن به خوبی بهره برداری کرد؟ در ضمن شیوه ای که جناح راست در تن ندادن به انتخابات آزاد وبرخورد حذفی و… در پیش گرفته یاد آور روندی است که ریشه ی آن به پیش ازعصر مشروطه باز می گردد، که جامعه ما برای به دست آوردن آن همواره با آن دست پنجه نرم کرده است.
اکنون زمان انتخابات فرا رسیده و این روند با عصر مشروطه و یا زمان کتر محمد مصدق قابل مقایسه نیست ولی من را به یاد عصر پهلوی در اعلام حزب رستاخیزانداخته که ” شاه” یک حزب را برای همه ی مردم ایران تاسیس نمود، ولی امروز جناح راست حتا گام را نیز از عصر پهلوی فراتر نهاده تا مردم حتا در یک حزب فعال شوند ، بلکه به عصر ناصر الدین شاه باز گشته ، زیرا که که فقط “گوش به فرمان” می خواهد ، یعنی همچون عصر ناصری که برای دیگران جایگاهی قائل نبودند.
اکنون کشورمان در حال برگزاری انتخابات به سر می برد ولی با آن وضعیتی که توصیف شد، شورای نگهبان همه افرادی که در زمان انقلاب و پس ازآن در شگل گیری رژیم نقش داشتند را “ردکرده” حتی آنها که سمت وسوی مردمی گرفته بودند. یعنی تمامی آنها را در این انتخابات قلع وقمع نموده و در مقابل – افرادی که در زمان انقلاب ویا پس از آن همواره نقش منفی داشتند مورد تائید قرار داده ، بدینگونه زمینه را برای ورود آنا ن به دو مجلس هموار کرده اند.اکنون با چنین وضعیتی چگونه می توان درانتخابات شرکت کرد ؟
در حال حاضر موقعیت ایران را می توان با دوره حاکمیت نظامیان در ترکیه مقایسه کرد. آنها با مخالفین خود، “بر خورد حذفی” داشته و از طرفی کشور را نیز زمین گیر کرده بودند ولی مخالفان آنها شرکت در انتخابات را ادامه داده وخسته نشدند تا در روند انتخابات به پیروزی رسیدند، توازن قوا را شکل داده و دولت را به دست گرفته اند ، بدین طریق کشور را نیز از بحران بیرون آوردند.
ما در ایران باید همین شیوه اصلاح طلبی را پیشه کرده ومسیر جامعه مدنی را با اصلاح طلبی ادامه دهیم ، تا در نهایت شهروندان از حذف شدن درانتخابات ها و کشوراز بحران نجات یابد ، چون جناح قدرت مند با “بحران وخذف” زندگی می کند و تصمیم “خروج” از آن دو را ندارد ، این نگاه اصلاحی است که می تواند مشکلات را بتدریج مهار نماید. از طرفی “نگاه اصلاحی” تا به حال دو بار عملا نشان داده که چگونه میشود کشور را از بحران ،حذف وجنگ ویرانگر توسط دیپلماسی نجات داد ، باید عمق این موضوع را دریافت که منطقه روی “آتش” قرار دارد وهرلحظه امکان شعله ور شدن بیشترآ ن وجود دارد.درواقع باید با هوشیاری به هرکاری اقدام کرد .
اکنون لازم است در این انتخابات شرکت کنیم وبه نامزدهایی که نگاه اصلاح طلبی دارند رای دهیم ، در صورتی که آنها حذف شدند درمرحله دوم اصلاح طلبان در “لایه بعدی” را بر گزینیم ، ودر نهایت اگر چنین نشد در مقابل راستهای تندرو ” به راستهای میانه رو” رای داده چون تندروها اگر این بار وارد قدرت شوند کشور با فاجعه مواجه خواهد شد. این را در دوره احمدی نژاد ومجلس کنونی دیدیم وفاجعه ورشکستگی و….را تجربه کردیم. در صورتی که میانه روها وارد مجلس گردند حد اقل اینها دست به تخریب نخواهند زد، جامعه هم از این فرصت استفاده کرده وآماده می شود تا چگونه ” برنامه ریزی” کند و از این بحران چگونه راه رهایی یابد.