آیا بهار عربی یک دام و تله ای بود برای اسلام گرایان که توسط دولتهای بزرگ چیده شده بود، تاآنها را به استخدام خویش درآورند وبا یک تیر دو نشان بزنند: نخست آنها را نابود کنند تا از شرشان راحت شوند و از طرفی برای همیشه تصویر و چهره آنها را سیاه و بدنام نمایند ؟

تهیه کنندگان بیانیه چنین ادعایی را بدون هیچگونه منبع ومدرکی بیان می کنند.در آن زمان رژیم اسد نیازی به نیروی کمکی نداشت و خودش از عهده این برخوردها بر می آمد و این کار را کرد. این رژیم سالها پیش نشان داده بود که در سرکوب کم نمی آورد.

اکنون افول این پدیده جهادی جنون وار ، چه از نظر خشونت طلبی و چه از منظر اعطای امکانات مالی سازمانهای جاسوسی دولتی شروع شده است. در ضمن این فرصتی برای از بین بردن منابع مبهمی است که این پدیده را به وجود آورد و باعث ویرانی و تخریب شده است. ایما و اشاره با این دیوانگان جهادی هرگز فایده ای نخواهد داشت بلکه مقابله ریشه ای با این جریان می تواند یک راه حل باشد.

شیخ با این نگاه نظر خودش را کامل کرد که – "انسان به عنوان انسان به طور کامل مسئول اقدامات و تصمیماتی است که خدا به او داده است" - در ضمن اوهر تصمیمی بگیرد آزاد است،" عبده بر این باور بود که باید "در ظاهر آیات قرآن بحث وغورنگردد" چرا که ممکن است برداشت از معنای ظاهری آیات خلاف آزادی انسان را نشان دهد ، این زاویه دید یعنی نگاه به ظاهر آیات به صورت خطر بزرگی در خواهد آمد و عقیده مسلمانان را محاصره ومحدود خواهد کرد.

پس از دهه 60 که یک بار دیگر توفانها از نوع دیگر شروع به وزیدن می کنند کمتر کسانی باز از این موقعیت پیش آمده جان سالم به در می برند ولی چون او از امام علی آموخته هنگامی که حق و باطل در هم آمیخته شدند باید صبر پیشه نمود چنین شیوه ای را در آن مرحله بر می گزیند تا این که خط و خطوط از هم دیگر جدا و مشخص می گردند. بسته نگار از نو دو باره راهش را ادامه می دهد.

سوریه اکنون در یک تونل بن بست و تاریک سیر می کند، مردم سوریه به دست خود و به دست دیگران کشور خود را ویران می کنند. نیروهای منطقه ای و بین المللی سعی می کنند از پیروزی انقلاب جلوگیری نمایند، پایان این مسیر، پایان سوریه نیز خواهد بود. به غیر از گروه های تروریستی و دشمنان سوریه، هیچ کس دیگری از این وضعیت سوریه خوشحال نخواهد شد.

میته به نتیجه گیریها و پیشنهادات خود به یک "باز تعریف"از اسلام سیاسی به عنوان طیف گسترده ای از جنبشها و ایدئولوژیها پرداخته است و تایید می کند که "نمی توان یک سیاست واحد برای همه جریانات اسلام سیاسی اتخاذ کرد. همینطور در این گزارش آمده است برای شناخت پدیده اسلام سیاسی و برای حمایت از دموکراسی و مبارزه با افراط گرایی لازم است که دولت بریتانیا با گروههایی که به دموکراسی باور دارند به گفتگو بنشیند.

در این چند دهه گذشته هر زمان از آن فرصت بهره برداری شده باعث شده دریچه های بسیاری به سمت منافع ملی و مردم باز شود ، افراد و یا جریاناتی که حد اقل در جهت تخریب کشور نیستند بر مسند قدرت تکیه زده و در مسیرساختن کشور نقش ایفا نمایند. در این اننخابات نیز لازم است به آنها رای داده شود تا آنها هم به اندازه توان خود در این جهت گام بردارند. باز به همان شیوه نیکوی گدشته به این گرایشی رای داد ه شود تا کشورمان حفظ و از تخریب و عقبرفت جلو گیری شود و در این راستا باید از هر نوع تلاش و همراهی با همه نیروهایی که در این جهت قرار دارند کوتاهی ننمود و با توجه به چالشهایی که در مقابل کشورمان وجود دارد برای خنثی سازی آنها در این انتخابات شرکت کنیم و به روحانی نیز رای دهیم تا ایران از گزند اهریمنان در امان باشد و از سوی دیگر در جهت توسعه وجامعه مدنی و دموکراسی نیز حرکت کند. افزون بر اینها لازم است برای خواستهای بر حق در جهت رشد جامعه ودست یابی به حقوق بیشتر مردم وعقب راندن جناح غیر مسئول و تمامیت خواه کوشا باشیم .

اما نشانۀ دیگری که روی این موضوع تاکید دارد این است که اکنون آنچه در سوریه و در سینای مصر می گذرد عاملش همین گروههای جنایتکار می باشند. همچنین این کارها در لیبی وعراق نیز توسط همین گروهها انجام می گیرد. اینها به هیچ عنوانی نه «انقلابی» ونه «إسلامی» هستند، بلکه همۀ اینها یک توطئه ای است که نزدیک به 20 کشور در آن به صورت مجهز کردن این جنگجویان مشارکت دارند که هدفشان تجزیۀ سوریه، عراق ،لیبی ودیگر کشورهای عربی ومرکزی می باشد.

یکی از او پرسید: در 15 خرداد چند نفر کشته شدند؟ او در پاسخ گفت: «در آن تاریخ کسی کشته نشد بلکه یک فردی به نام سید زیتونی که اهل شمال ومریض هم بود فوت کرد». ما گفتیم رژیم شاه او را کشته است. پرسش بعدی این بود که پس از تبعید آقای خمینی به ترکیه شما چه کار کردید؟ پاسخ داد ما هر شب درمدرسه فیضیه اقدام به تظاهرات می کردیم به همین علت آقای خمینی را از ترکیه به عراق انتقال دادند. بعد پرسیده شد: «شما در آن زمان چگونه پیامهای 15 خرداد را پخش می کردید؟» که پاسخ داد: «من اعلامیه ها را می بردم تهران در آنجا کسی برای چاپ نیافتم مجبور شدم بروم پیش یک یهودی که وسائل چاپ داشت. او به من گفت: «پول بده هر چقدر می خواهی برایت چاپ می کنم».