در حال حاضر، تداوم و تکیه بر بسیاری از تولیدات فکری که در دهه سی قرن گذشته پدیدار شد، در ادامه تفکر از طریق منطق واکنش ها یا عکس العمل ها صورت می گیرد. من به بسیاری از متفکرانی که از دهه چهل قرن گذشته در جهان عرب واسلام ظهور کردند، احترام می گذارم. اما ایدههای آنها به درجهای از انتزاع رسیده بود که تبدیل آنها به برنامهای برای اقدام جامعه ملی یا آگاهی عمومی از عموم مردم غیرممکن بود.
بیانیه مشترکی که در آن زمان منتشر شد، بر ادامه تلاش های مشترک برای توسعه ابتکار یک جاده، کمربند ی در سطح زمینی و در سطح دریایی تاکید کنند. در این بیانیه، چین همچنین تعهد خود را نسبت به توسعه زیرساخت های کشورهای عربی که خواهان مشارکت چین در آنها است، ابراز دارند. از سوی دیگرتوسط تعدادی از ناظران برای نموونه ، کماثیو هارت و ام.کی. بهادرکومار، اما به عنوان مثال نه محدود به این،است که روند مثبتی که در کشور حرمین شریفین در حال وقوع است، مبتنی بر عقل سلیم و تلاش های آرام روسیه و چین است که به دنبال ایجاد یک معماری امنیتی منطقه ای و جهانی در خارج ازهژمونی آمریکا و غرب هستند.
از ایران گرفته تا افغانستان و پاکستان و تا منطقه عربی که گرفتار جهل و فساد و روحیه امنیتی مردانه است، فجایع نسبت به زنان با نامها و صحنههای متفاوت تکرار میشود. و جالب که در همه جا اتفاقات مشابه است. دختری که در دهه دوم زندگی خود بوده و احتمالا به دلیل آشکار بودن موهایش از نظر پاسدار اخلاق فتنه انگیز است و باید قبل از وقوع هر مسئله ای باید حذف شود. اما مرگ مهسا امینی در سکوت نگذشت و خشم همگانی را برانگیخت. خیابان های ایران و زنان ایرانی همراه با ایرانیان در داخل و خارج از کشور به تظاهرات و محکومیت جنایت علیه قوانین ناعادلانه که با فتوای صاحبان قدرت تحت لوای دین پنهان میشوند پرداخته و شرایط سخت و خفقانکننده را محکوم کردند.
پس آیا این بيزاری دینی ناشی از مشغله شدید ما به دین است؟ یا به دلیلِ اختلافات معانی و انتظارات ما از دین است؟ یا به خاطر کشمکش های طاقت فرسا بین افرادی است که به نام دین مبارزه می کنند؟ یا به دلیل نزاع هایی که معنای حقیقت را تضعیف می کند؟ واضح است که چنین عباراتی افکار را تحریک می کند، ادراکات «معمولی» را مختل می نماید و عقل را خسته میگرداند.
یکی از فعالیتهای قدیمی و قانونی که چندین دهه است توسط زندانیان سیاسی انجام میگیرد، اطلاعرسانی فردی و یا جمعی پیرامون نظراتشان است. سال گذشته که اوین بودم در سی و چهارمین شماره از اطلاعرسانی «در زندان چه میگذرد» توضیحی داده بودم. مبارزینی که با فضای زندانهای عمومی بعد دههی شصت آشنایی دقیق داشته باشند هم میدانند که راههای متعدد علنی و مخفی برای انتقال نظرات به بیرون از زندان وجود دارد.
تجارب زیسته دکتریزدی درباب کارجمعی وتطبیق آن با شرایط ایران عبرت آموز و قابل توجه است. مخصوصا از آنجا که یکی از پایه های دموکراسی درجوامع پاگرفتن احزاب قوی وتوانا است در سوی دیگر عمر این احزاب در جامعه ایران به دلیل عدم تحمل و یا انشعاب و شکست و ضعیف بسیار کوتاه می باشد . اما با همه اینها چند نام از جمله حزب توده ایران، نهضت آزادی و...و.... هنوزبرسرزبان هاست و جا دارد علل برخی کامیابی های آنان و چگونگی سخت جان بودنشان مورد ارزیابی قرار بگیرند .
این گروهها متاثر از جنبش دانشجوی دهه ۸۰ ایران شکل گرفتند و حضور خودشان در صحنه سیاست را با آکسیونهای اعتراضی و بعضا بدون مجوز در مقابل سفارتخانهها، و شیوه اعتراضی متفاوت از نسل پیشین به مسئله فلسطین، و همراه با درگیری با پلیس و قانونهای دستو پاگیر آغاز کردند. با وجهای اعتراضی و غیرمحافظهکارانه.
او به معاونانش دستور می دهد تا استعفای خود را بنویسند و نزد او به امانت گذارند و از آنها نخواست فورا تسلیم شوند و چون این اتفاق نیفتاد، خیابان تنها راه برای به چالش کشیدن مخالفانش شد، شعار او این بود: «اگر نمی خواهید من حکومت کنم. من هم نمی گذارم تو حکومت کنی.» طرف مقابل هم این پیام را خیلی واضح درک کرد و علناً گفتند که اعتراض صدر علیه نامزد نیست، بلکه اعتراضی گسترده به هر نامزد دیگری است که بخواهد جایگزین شود.
اپوزیسیون دموکراتیک آن را دید و نیروهای مدنی مدرن عرب نیز آن را تهدیدی جدی، برای خودشان میدانستند که با آن ایده مدرنیته خود نیز تهدیدی برای داعش به نظر می رسید، از سوی دیگر ظهور (داعش) چالشی را برای شیوه معمول درک اسلام ایجاد کرد و غرب در برابر ظهور آن ایستاد. اما در آن ایستادگی توجیهی برای شکست خود در حمایت از جنبش دموکراتیک یافت و توجیه ای برای بازگشت هماهنگی با رژیم های عربی (و منطق سلفی گری که بخشی از آن را می شکند)دراین شیوه برای خودش مشکلی ندید. در این زمینه لازم است غرب به درس شرق شناسی که فراموش نکرده است، بازگردد.
آخرین وسوسۀ مسیح اثری زیبا و سترگ از کازانتراکیس است. در این کتاب علاوه بر شرح دلنشین منازعات سیاسی و اعتقادی در یهودیۀ عصر عیسی، دلهرههای ایمان مسیحی به طرزی صادقانه و دلانگیز مورد واکاوی قرار گرفته است. در این واکاوی، کازانتزاکیس عیسی را بر بالای صلیب در معرض وسوسۀ شیطان قرار میدهد. جوهر وسوسه شیطان این است که چرا عیسی با انتخاب یک زندگی عادی از طریق ازدواج با مجدلیه، خانوادهای برخوردار از عشق زمینی و مواهب دنیوی برای خود تدارک ندیده و در عوض به عزم نجات روح انسان، خود را درگیر فشار و شکنجه و صلیب کرده است؟ بر اساس این وسوسه، مسیح بر روی صلیب یک زندگی عادی از جمله عشقورزی با مجدلیه را در ذهن خود مرور میکند و در این صیرورت فرضی، فرزندانی سر به دنیا میدهد تا اینکه به تدریج پیر میشود و عزرائیل به سراغش می آید. در آن لحظه، مسیح به عینه میبیند که آن زندگی عادی و آرام او چقدر پوچ و خالی از معنا بوده و در عوض تلاشش برای نجات روح انسانها به بهای رنج بردن و مصلوب شدن، تجربهای بینهایت غنی و معنابخش با خود داشته است.