مساله سانسور در سینمای ایران

«مرگ یزدگرد» استعاره‌ای از تاریخ نوشته‌شده توسط پیروزمندان

ملی مذهبی _ فیلم «مرگ یزدگرد» به کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌کنندگی بهرام بیضایی، بر اساس نمایشنامه‌ای به همین نام در سال ۱۳۶۰ ساخته شد و تنها نمایش عمومی آن در اولین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر در سال ۱۳۶۱ بود. این فیلم، که تهیه‌کنندگی آن را شبکه یک صدا و سیما بر عهده داشت، به دلیل عدم رعایت حجاب اسلامی توسط بازیگران زن، سوسن تسلیمی و یاسمن آرامی، هیچ‌گاه پروانه نمایش دریافت نکرد و از اکران عمومی بازماند. جنجال‌های مرتبط با فیلم در سال‌های بعد نیز ادامه یافت؛ در سال ۱۴۰۲، استفاده از عکسی از سوسن تسلیمی در پوستر جشنواره انجمن فیلم کوتاه ایران، به تعطیلی این جشنواره منجر شد، که نشان‌دهنده تداوم حواشی فرهنگی و اجتماعی پیرامون این اثر است.

فیلم روایتی چندصدایی از مرگ یزدگرد سوم ارائه می‌دهد که در آن حقیقتِ واحد وجود ندارد.

سه راوی (آسیابان، زن آسیابان و دخترشان) هرکدام روایتی متناقض از ماجرا ارائه می‌کنند: یکی مدعی دفاع از ناموس می‌شود، دیگری از توطئه‌ای سیاسی سخن می‌گوید و سومی مرزی بین واقعیت و افسانه ترسیم می‌کند.

این تکثر روایت‌ها، استعاره‌ای است از تاریخِ ایران که همواره توسط قدرت‌های حاکم بازنویسی شده است. فیلم با قرار دادن سه قاضی (موبد، سرکرده و سردار سپاه) به عنوان نمایندگان نظام‌های پیشین، نشان می‌دهد که داوریِ تاریخ همیشه نسبی و وابسته به جایگاهِ قدرت است. حتی وقتی این سه نفر آسیابان را تبرئه می‌کنند، ورود اعراب مسلمان با «درفش‌های سیاه» پایان فیلم را به پرسشی باز تبدیل می‌کند: آیا هر دوره‌ی تاریخی، محکوم‌شدگانِ دوره‌ی پیشین را «بی‌گناه» اعلام می‌کند، تنها تا خود به جای آنان بنشیند؟

تردید در روایت‌های رسمی تاریخی

اگرچه عدم رعایت حجاب بازیگران زن (سوسن تسلیمی و یاسمن آرامی) دلیل رسمی توقیف بود، اما محتوای فیلم – با آن‌که مستقیم به اسلام نمی‌پرداخت – به‌دلیل تردید در روایت‌های رسمی تاریخی و نگاه انتقادی به سازوکارهای قدرت، برای نظام نوپای جمهوری اسلامی پذیرفتنی نبود. حتی امروز، استفاده از تصویر سوسن تسلیمی در سال ۱۴۰۲ باعث تعطیلی جشنواره شد که نشان می‌دهد این اثر هنوز توانایی برانگیختن حساسیت‌های ایدئولوژیک را دارد.

 بیضایی با فیلمبرداریِ مینیمال در فضای بسته‌ی آسیاب و استفاده از دیالوگ‌های شاعرانه، مرز بین سینما و تئاتر را محو می‌کند. این انتخاب فرمی، بر بی‌ثباتیِ روایت‌ها تأکید دارد: گویی تاریخ نیز همچون نمایشی است که راویانش پیوسته جای خود را عوض می‌کنند.

منبع: رادیو زمانه

مطالب مرتبط

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:مترجم علی سرداری

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:النصره – «منابع رسمی آمریکایی در آن زمان گزارش دادند که اسرائیل پیش از آغاز جنگ با ایران، با اطلاع ایالات متحده از این تأسیسات استفاده می‌کرده و آنها را برای پناه دادن به نیروهای ویژه و به‌عنوان مرکز لجستیکی نیروی هوایی اسرائیل به کار می‌گرفته است. به گفته همین منابع، در آغاز جنگ، حملات هوایی اسرائیل علیه نیروهای عراقی تقریباً یکی از این تأسیسات را آشکار کرده بود. منبعی در منطقه شرقی اظهار داشت که قرار بود این سایت‌ها موقت باشند، اما اهمیت استراتژیک آنها غیرقابل انکار است.

نگاه القدس العربی :مترجم علی سرداری

برای رهبران یهودی و صهیونیست آمریکا نیز دیگر تازگی ندارد که به وخامت، فرسایش و انحطاط تصویر دولت اشغالگر اذعان کنند؛ تصویری که زمانی با تاریخ طولانی و غنی همدردی و همبستگی با یهودیان گره خورده بود. این تصویر اکنون در تضاد کامل با مجموعه‌ای از تصاویر فجیع جنایات جنگی است که بدون هیچ بازدارندگی اخلاقی ــ که انتظار می‌رود فرزندان قربانیان هولوکاست داشته باشند ــ ثبت می‌شود؛ کسانی که امروز در فلسطین، لبنان، سوریه و هر جای دیگر، خود به جلادانی بدل شده‌اند که مست از قدرت‌اند.

احسان_شریعتی در گفتگو با NHK ژاپن (ادامه- پایان)

چه در کشورهای جنگ افروز و چه در کشورهای قربانی جنگ. تهاجم و ادامه ی نابخردانه ی جنگ اخیر (بی دلیل یا با اهداف مبهم) از سوی اسرائیل نتانیاهو و امریکای ترامپ (یعنی برغم ادعای تحقق اهداف اعلام شده ی قبلی مانند نابودی توان هسته ای، امکان تعرض نظامی، و تضعیف نیروهای همسو در منطقه، در حمله ی پیش و نیز این بار در حمله ی روز نخست)، در مجموع برخلاف ادعا به نفع نظام در ایران بوده، زیرا نه تنها موجب ریزش و فروپاشی نشده، که مقاومت پیش بینی ناپذیرش در جنگ نابرابر جاری، و این به رغم حذف رهبری و بسیاری از مسئولان سیاسی و نظامی، باعث افزایش اعتبار وی گردیده است. اما به هر حال، مسئله ی حیاتی اکنون چگونگی پایان جنگ و تضمین شروط عادلانه ی آتش بس و صلح پایدار است.