ویدئو
برگزیده

ملی شدن نفت، بحث استقلال بود نه اقتصاد

مصدق حاضر بود نفت ایران را به هر کشوری و به هر میزانی که نفت می‌خواهند، بفروشد. حتی با تخفیف‌های سی درصد و چهل درصد، مشروط بر این‌که ملی شدن صنعت نفت را قبول کرده باشند و ایران فروشنده و جهان خریدار باشد. اگر در این‌جا خارجی‌ها کوچک‌ترین دخالتی می‌کردند که نفی قانون ملی‌شدن‌صنعت‌نفت بود، مصدق آن‌را قبول نداشت.

دورنمای اتوپیایی در تلاطم‌های ناگزیر جهان

شریعتی خود به خوبی به این پرسش پاسخ داده ‌است. او اندیشمندی انقلابی بود و در چهارچوبه‌های هیچ نظم بوروکراتیکی نمی‌گنجید. اندیشه او نوعی قیام بود علیه هرگونه جهان عارضی، تحمیلی و تکراری. مقابله‌ای بود با عسرتِ خسته‌کننده و بی‌نشاطِ ابتذال. می‌گفت برای "برون‌شد" از این یکپارچگیِ خفه‌کننده چاره‌ای جز"نه" گفتن به تمامیتِ همه آنچه ما را بی‌پروا احاطه کرده ‌است نداریم؛ و این که گفت برای همه اینها باید "قرارگاه‌مان" را در "جهان" دگرگون کنیم، به این معنا بود که چشم‌اندازی از جهانی دیگر را می‌دید که خود در آن زندگی می‌کرد. به این معنا او یک ‌روشنفکر دانشگاهی معمولی نبود. شریعتی پیوندی یافته بود با بنیان‌هایی که همه متفکران بزرگ ادراکی از آن به دست آورده‌ بودند و به گونه‌ای نقشی دوران‌ساز داشتند. دورنماهای اتوپیایی را با مهندسی‌های اجتماعی نباید یکسان گرفت.

بررسي كتاب خواب آشفته نفت

سرنوشت ما به نفت گره خورده است

امريكا علي‌رغم آن چيزي كه دكتربقايي و امثالش فكر مي‌كردند، ملي‌شدن نفت را قبول نداشت. فقط مي‌خواست برنامه عربستان در ايران پياده بشود. مك‌گي مي‌گويد كه امريكا قانون ملي‌شدن نفت را قبول نداشت و اسناد هم در اين زمينه زياد است. وقتي مصدق به امريكا مي‌رود، آنجا عميقاً متوجه اين موضوع مي‌شود. در امريكا به او گوشزد كردند "قانون ملي‌شدن نفت نه، ولي تنصيف منافع آري" و اين درحالي‌ است كه قانون ملي‌شدن نفت براي دكترمصدق از هر مسئله‌اي مقدس‌تر و مهم‌تر شده بود. وقتي هم به ايران ‌آمد، ‌گفت ما بايد اصلاحات اجتماعي بكنيم و لايه‌هاي عميق‌تر ملت را بسيج كنيم

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.