ویدئو
برگزیده

انتشار دفتر «جنبش جنگل» از مجموعه «هشت فراز، هزار نیاز»

این فراز شامل 6 نشست است (نشست‌های بیست و ششم تا سی‌ویکم) و در حد فاصل شهریور تا مهر 1386 ارائه شده است. پیشاز این فراز، فرازهای جنبش تنباکو و انقلاب مشروطه ارائه شده بودند. هدی صابر در تمایز این فراز با فرازهای قبلی اظهار داشته است:

درباره پروین بختیارنژاد

زندگی به مثابه سعی

در این ماراتن زندگی پروین بختیارنژاد بالاخره بر زمین افتاد. آن جوان ایده‌آلیست تغییرات زیادی کرد. اگرچه به واقعیت تن نداد و سعی کرد اَشکال دیگری از دور زدنِ امر واقع و درافتادن با آن را برای ما به مثابه الگو بر جای گذارد، اما قدرت دست از سر مجازات و تنبیه بر نداشت. ولی حُسنش این بود که ما در این ماراتن و در برابر این هفت‌خوان، پوست کلفت شده‌ایم. این هویتی که شکل گرفته و میراثی که برای ما به جای می‌ماند یک چیز مسجل است: هویت امری دیروزی، خاطره و یا حسرتی دیروزی نیست، بلکه هویت و طرح‌اندازی دیگری است. برای ساخت و سا هویت جدید، ما به یک جنگ بزرگ و درافتادنِ مدام با امر واقع محتاج‌ایم و در نتیجه، خوشحال‌ایم از اینکه به وسوسه شریعتی باشد یا صمد، خروج کرده‌ایم.

جنبش دانشجویی، در بستر هویت اجتهادی

بحث‌هایی که حنیف نژاد و نهضت آزادی مطرح کردند فقط در زمینه دانشگاه نبود و به نوعی مستقیماً مذهب ما را با توده ها پیوند می‌داد. این مهم است که انجمن اسلامی عامل پیوند با توده‌ها بود، چون مذهب عاملی عمومی بود. متاسفانه از زمانی که دکتر سروش آمد و مباحث خود را مطرح کرد، این ویژگی از دانشگاه گرفته‌شد. دوران مجاهدین و شریعتی بچه مسلمان‌ها از مذهب دفاع می‌کردند و این مذهب آنها را با توده‌ها پیوند می‌داد. این عامل پیوند کم کم از بین رفت.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.