علی شریعتی علیه حکومت دینی

حکومت مذهبی، رژیمی است که در آن به جای رجال سیاسی ، رجال مذهبی (روحانی) مقامات سیاسی و دولتی را اشغال می کنند و به عبارت دیگر حکومت مذهبی یعنی حکومت روحانیون بر ملت. آثار طبیعی چنین حکومتی یکی استبداد است ، زیرا روحانی خود را جانشین خدا و مجری اوامر او در زمین میداند و در چنین صورتی مردم حق اظهار نظر و انتقاد و مخالفت با او را ندارند .

یک زعیم روحانی خود را بخودی خود زعیم میداند ، به اعتبار اینکه روحانی است و عالم دین ، نه به اعتبار رأی و نظر و تصویب جمهور مردم ؛ بنابراین یک حاکم غیر مسئول است و این مادراستبداد و دیکتاتوری فردی است و چون خود را سایه و نماینده خدا می داند ، بر جان ومال و ناموس همه مسلط است و در هیچ گونه ستم و تجاوزی تردید به خود راه نمی‌دهد بلکه رضای خدا را در آن می پندارد . گذشته از آن ، برای مخالف ، برای پیروان مذاهب دیگر، حتی حق حیات نیز قائل نیست . آنها را مغضوب خدا، گمراه ، نجس و دشمن راه دین و حق می شمارد و هرگونه ظلمی را نسبت به آنان عدل خدایی تلقی می کند . ” (مجموعه آثار ۲۲ ، ص ۱۹۷)

مطالب مرتبط

: ناگاه در ظلمت افسرده شبی از شبها ؛ تكان و تپشی كه همه‌چيز را بر می‌شورد و همه خواب‌ها را برمی‌آشوبد؛شب قدر،شب سرنوشت، شب ارزش، شب تقدير يک انسان نو، آغاز فردايی كه تاريخی نو را بنياد می‌كند...

بخشی از میراث شریعتی

وحدت میان «تشیع» و «تسنن» نه ممکن است و نه معقول است؛ مرگ تفکر علمی در میان تسنن و در میان تشیع، هر دو، است. اما وحدت «شیعه» و «سنی» هم ممکن است و هم معقول و هم مسئولیت و تعهد ما این است.»

امروز رحلت كسي است كه بر مرحوم مصدق آن عارف صادق، نماز گزارد. امروز رحلت كسي است كه بر طالقاني و بازرگان نماز گزارد. امروز رحلت كسي است كه بر مرحوم سامي، پروانه و داريوش فروهر نماز گزارد، او عاقبت بخير شد. ما اگر گريه مي‌كنيم و تسليت مي‌گوييم واقعاً براي خودمان است تا شايد ما هم بتوانيم در راه او، در راه «ايمان علمي و نو شونده» او گامي برداريم .