دوستان سلام: سال پیش، بعد از تجاوز اسرائیل و آمریکا به ایران در ماه ژوئن، در یک برنامه تلویزیونی گفتم که اگر حمله به ایران به اهداف خود دست نیابد، اسرائیل و آمریکا با حمایت از گروههای قومی تجزیه طلب کوشش خواهند کرد تا کشور را درگیر خشونت داخلی نموده، و بی ثبات کنند.
به نظر میرسد بعنوان بخشی از کارزار فشار بر کشور، حملههای تروریستی گروههای بلوچ در جنوب شرق ایران شدت یافته اند.
روز چهار شنبه گذشته، ۲۳ سپتامبر، تروریستهای بلوچ در سراوان، استان سیستان و بلوچستان، به ماموران انتظامی و امنیتی حمله کردند، و فرمانده پایگاه محلی سپاه، سرتیپ حسین ظریفی، و همچنین سرگرد احمد هراتی زرأعتی، مسول بخش اطلاعات آنرا کشتند.
تروریستهای مسلح همچنین به نیروهای امنیتی در زاهدان حمله کردند، و پلیس در ایرانشهر نیز مورد حمله قرار گرفت. در مجموع، تا حدود ۱۳ نفر از نیروی نظامی و پلیس نیز مجروح شده اند.
این حملات فقط ۱۱ روز بعد از برخورد مسلحانه نیروهای امنیتی با تروریستهای تجزیه طلب در بخشان، محلهای در شهر سراوان، بود.
گروه “جبهه مبارزین مردمی” مسئولیت این حملات تروریستی را به عهده گرفته است. این گروه که در ۱۰ دسامبر سال گذشته، ۲۰۲۵، اعلام موجودیت کرد، از آن زمان چندین عملیات تروریستی مرتکب شده است، و ائتلافی است از جیش العدل، “گروه جهادی محمد رسول الله،” “حرکت نصر بلوچستان” و “جنبش پادا [بلند شو] بلوچ” است که ادعا میکند جمهوریخواه و حامی فدرالیسم در ایران است.
همین جا یادآوری میکنم که خواستهای مشروع هموطنان سیستانی و بلوچ ما از حاکمیت را باید از این حرکات تروریستی جدا کرد. مردم آن ناحیه، مانند هموطنان دیگر ما در بقیه ایران، مطالبات و خواستهای مشروع از حکومت دارند، بخصوص در استان سیستان و بلوچستان که فقر شدید است، و تبعیض نیز وجود دارد.
ولی در شرایط کنونی که کشور درگیر یک جنگ مهیب با آمریکا میباشد، اینگونه حملات تروریستی نه کمکی به مردم است، و نه به کشور، بلکه در راستای برنامههای دشمنان خارجی میباشد.
ابراهیم غریب ،نویسندهٔ اردنی:مترجم علی سرداری
هیچیک از گروههای اسلامی خود را «اسلام سیاسی» نمینامند و این برچسب را نیز ترجیح نمیدهند. هر گروه نام خاص خود را ترجیح میدهد و اگرچه این نامها در واژهٔ «اسلامی» مشترکاند، اما مفاهیم گوناگون و مبهمی از هویت و خودآگاهی را بازتاب میدهند. این خودآگاهی نیز مبهم و متناقض است و ناتوانی این گروهها را در ارائهٔ دیدگاهی روشن و مورد توافق نشان میدهد. همچنین بیانگر دشواری، و شاید حتی ناممکن بودن، ارائهٔ اصطلاحی روشن و مورد اجماع است که بتواند بهدرستی و دقت آنچه را این گروهها دربارهٔ خود میگویند بازتاب دهد. دلیل این امر، به سادگی، آن است که قرائتها و برداشتها از متون دینی، بسته به شرایط تمدنی، اجتماعی و فرهنگی حاکم در سطوح فردی و جمعی، متعدد و متنوعاند.
- 1405/07/05