رضا پهلوی در مصاحبه با فاکسنیوز، با صراحتی کمسابقه از آمریکا و «شرکای منطقهای» درخواست کرد که معترضان ایرانی را مجهزکنند تا «میدان نبردشان با نیروهای مسلح ایران، برابر شود» و آنها بتوانند «از خودشان در برابر رژیم دفاع کنند». وقتی مجری پرسید چگونه آمریکا باید به معترضان ایرانی سلاح برساند و به آنها آموزش نظامی بدهد، او پاسخ داد: «اگر ارادهاش باشد، راهش پیدا خواهد شد.»
پهلوی پیش از این هم چندین بار، البته به شکلی متفاوت، از مبارزه خشونتبار دفاع کرده بود و حتی از گروهی از هوادارانش که آنها را «گارد جاویدان» مینامد، خواسته بود که به اقدامات خشونتبار روی بیاورند.
اما این نخستین بار است که او به شکلی صریح از آمریکا و «شرکای منطقهای» (مانند اسرائیل یا عربستان و امارات) درخواست میکند که به معترضان ایرانی سلاح بدهند. این موضعگیری، ادامه یک تحول بزرگ دیگر در مسیر فعالیت سیاسی اوست. او اخیرا از طرفدارانش درخواست کرد، بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی به رژیم سلطنتی مورد نظرش رای بدهند.
در واقع رضا پهلوی، در حال حاضر مهمترین چهره مخالف جمهوری اسلامی است که نه تنها از حمله نظامی به ایران حمایت کرده و میکند، بلکه بر خلاف ادعاهای پیشین، حالا به شکلی علنی به دنبال نشستن بر تخت پادشاهی است و معتقد است در این مسیر، آمریکا و کشورهایی مانند اسرائیل باید به گروهی از معترضان در داخل کشور پول، سلاح و آموزشهای نظامی مورد نیاز ارائه کنند.
پهلوی کماکان از مصاحبه با خبرنگاران فارسیزبانی که طرفدارش نباشند طفره میرود و هنوز حاضر نیست که به پرسشهایی بنیادین در ارتباط با این استراتژی جدید، پاسخ بدهد. او ادعاهایی میکند که قابل راستیآزمایی نیستند و عموما سندی هم برای اثباتشان ارائه نمیکند. به عنوان مثال مخالفان پهلوی میگویند که ادعاهای او در ارتباط با سازماندهی یک تشکیلات به نام «گارد جاویدان» در داخل کشور، عموما خیالپردازی است.
ضمن اینکه پهلوی با استدلالها علیه مبارزه مسلحانه، به هیچ وجه بیگانه نیست. نظریهپردازانی مانند جین شارپ دهههاست که مبارزه خشونتپرهیز را تنها راه واقعی برای رسیدن به دموکراسی از مسیر انقلاب معرفی میکنند. رضا پهلوی زمانی خود را «دانشآموز جین شارپ» میخواند. او حتی بارها در مصاحبهها در مقابل تلاشها برای دامن زدن به مبارزه مسلحانه، به استدلالهای جدی این نظریهپرداز علوم سیاسی ارجاع میداد
شارپ که از برجستهترین نظریهپردازان مبارزه خشونتپرهیز است، استدلال میکند که رویآوردن به مبارزه مسلحانه، مخالفان را وارد میدانی میکند که حکومتهای سرکوبگر معمولا در آن برتری دارند و جلوی همراه شدن فراگیر جامعه با انقلاب را میگیرد؛ وضعیتی که برای پیروزی انقلاب میتواند به عاملی کلیدی تبدیل شود.
مهمتر، از نظر شارپ، روش مبارزه بر ماهیت نظم سیاسی پس از پیروزی نیز اثر میگذارد و عموما از دل چنین خشونتی، یک نظام سیاسی دموکراتیک و آزاد بیرون نمیآید.
حالا اما، رضا پهلوی در یکی از حساسترین دوران تاریخ معاصر ایران، به دنبال مبارزه مسلحانه چریکی، آن هم با حمایت مالی و تسلیحاتی آمریکا و کشورهای دیگر مانند اسرائیل یا عربستان است. آن هم با علم به ابعاد ایدئولوژیک و افراطی نظام سیاسی حاکم و بدبینی فراگیر در ارتباط با عواقب یک جنگ داخلی ویرانگر که میتواند علاوه بر سالها کشتار، آثاری بسیار عمیق و منفی بر انسجام اجتماعی و هویت ملی مدرن ایران برجای بگذارد.
و البته همانطور که شارپ نوشته، دامن زدن به این سطح از خشونت، میتواند گذار به یک حکومت دموکراتیک و فراگیر را برای دورانی بسیار طولانی به تاخیر بیاندازد.
m✍️ کورش احمدی
برخلاف ادعاهایی که در سالهای اخیر مطرح شده، کمپانی نفت انگلیس و ایران که بر پایه یک امتیاز استعماری انحصاری شکل گرفته بود، نه خصوصی بود، نه شفاف، نه رقابتی. دولت انگلیس طی قراردادی محرمانه در می ۱۹۱۴، ۵۱ درصد از سهام کمپانی را خرید و کنترل کامل آنرا به دست آورد. این قرارداد که بدون اطلاع شریک ایرانی منعقد شد و محتوای آن هنوز بعد از ۱۱۰ سال فاش نشده، کمپانی را در جهت تبدیل شدن به یک تشکیلات اقتصادی-سیاسی-امنیتی مانند کمپانی هند شرقی و ... سوق داد. این تحول با روشن شدن اهمیت نفت و تصمیم به نفتسوز شدن ناوگان نظامی و تجاری انگلیس رخ داد.
- 1405/07/03