سعید مدنی

دوگانه‌ی‌ مورداشاره ناشی از یکی از معضلات نظری و سیاسی در ایران امروز در تفکیک امر حاکمیتی و امر ملی است. ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ در حقوق اساسی و در پهنه‌ی حقوق عمومی به معنای قدرت برتر و عالی و صاحب صلاحیت اتخاذ تصمیم و تجمیع قدرت در درون مرزهای ملی تفسیر می‌شود که می‌تواند در مسایل جامعه امر و نهی کند. بنا‌براین حاکمیت به‌معنای چیرگی حکومت بر ملت و سرزمین و امر حاکمیتی به آن دسته از امور اطلاق می‌شود که برای تثبیت جایگاه و قدرت حاکمیت مستقر به کار گرفته می‌شود. در مقابل امر ملی آثاری فراتر از تثبیت قدرت حاکم و نظام مستقر دارد و فراحاکمیتی است یعنی اثرات و نتایج آن منحصر به نظام سیاسی مستقر نمی‌شود. برای مثال ملی‌شدن صنعت نفت ایران امری ملی بود و کودتای ۲۸ مرداد امری حاکمیتی، غنی‌سازی اورانیوم امری حاکمیتی است و تلاش برای تحقق صلح و دورشدن جنگ امری ملی.

بهروز ورزنده

3) مراجعه شود در اینترنت، به حملات خصمانه و تخریبگرانه اینان برضد افراد فوق و
سایر شخصیت‌های سیاسی و هنری و مجموعه گروه‌های سیاسی اپوزیسیون ایران.
گروه‌هایی که به‌طور وسیع و با خصومت شدید مورد حملات این افراد هستند
عبارت‌اند از: جمهوری‌خواهان سکولار، چپ‌گرایان، مجاهدین خلق ایران،

عبدالله مکسور:تترجم علی سرداری

ترامپ می‌خواهد به دیگران بگوید که او کسی است که شرایط حکومت را تعیین می‌کند و این خلاصه مدل ونزوئلا است. قدرت آمریکا در دوران ترامپ فقط نمی‌گوید: ما می‌توانیم دولت‌های شما را سرنگون کنیم؛ بلکه می‌گوید: ما می‌توانیم تصویر سیستم بعدی را تعریف کنیم.

محمود سلطان* مترجم: غلی سرداری

مسلمانان به مناصب بالای وزارتی رسیده‌اند، نقش شهردار را در شهرهای مهم سیاسی و جمعیتی اروپا بر عهده گرفته‌اند و نفوذ قابل توجهی بر انتخابات محلی و ملی دارند. در همین حال، روایت‌های عربی ـ چه رسمی و چه غیررسمی ـ درباره این حمایت و پشتیبانی نهادی که در قلب اروپا و هسته آن قرار دارد، همچنان به سردی زمستان لندن یا پاریس باقی مانده است.

سامان رنجبر

« بعد سوم: تمام تلاش انسان‌هاي روشن و آگاه براي اين است که از جهل، جاهليت، تاريکي، فريب، بيسوادي، انحطاط و خرافه‌پرستي بيرون بيايند، (در حاليکه) همه (تلاش) قدرت‌هاي ضد انساني براي اينست که انسان را بنام دين، بنام هنر، بنام فلسفه، بنام فرهنگ، بنام تبليغات و بنام رسانه‌هاي گروهي از آزاد انديشيدن که هدفش رسيدن به روشنايي، رسيدن به حقيقت و رسيدن به آگاهي است، باز بدارد و انسان را بوسيله فکر و دين، در اشکال گوناگون، به انحطاط و جمود، شخصيت‌پرستي، ملاپرستي، بت‌پرستي، فتيش‌پرستي و مجسمه‌پرستي و ...(بکشاند):اتعبدون ما تنحتون ـ او مي سازد و ما مي‌پرستيم!

نگاه العدس العربی « مترجم علی سرداری

با توجه به این احتمالات دشوار، دیپلماسی بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر می‌رسد. ژوئن گذشته، میانجیگری پاکستان ـ که بعدها قطر نیز به آن پیوست ـ به تهیه «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» انجامید؛ یادداشتی که توقف موقت خصومت‌ها را رقم زد و هر دو طرف را به تلاش برای بازگشت به مذاکرات ترغیب کرد. اخیراً، رئیس‌جمهور مسعود پزشکیان اعلام کرده است که اگر واشنگتن به انجام تعهدات قبلی خود بازگردد، ایران نیز آماده پیروی از آن است.

#احمد_زیدآبادی

طرف آمریکایی مواضع تناقض‌آلود دارد. از یک طرف بر ادامهٔ فشار تا فروپاشی امنیت و اقتصاد کشورمان تأکيد می‌کنند و از طرف دیگر هدف از فشارها را وادارسازی سران جمهوری‌اسلامی برای بازگشت به میز مذاکره می‌دانند سران
در طرف ایرانی به رغم اصرار دائمی بر لزوم وحدت و انسجام اجتماعی از سوی مقام‌های مسئول، صدای واحدی در بارهٔ جنگ به گوش نمی‌رسد.

نضال منصور:مترجم علی سرداری

آنچه اکنون در آمریکا رخ می‌دهد، پیامدهای منفی برای اسرائیل دارد و سناریوهای آینده می‌گویند حمایت از اسرائیل مشروط به معیارهای سیاسی و حقوق بشری خواهد شد و کمک به اسرائیل به موضوعی انتخاباتی تبدیل می‌شود، نه صرفاً بخشی از سیاست خارجی. شکاف نسلی در حال عمیق‌تر شدن است؛ زیرا جوانان کلیشه غالب را شکسته‌اند و درک بیشتری از آرمان فلسطین پیدا کرده‌اند و حمایت بیشتری از آن نشان می‌دهند.

عمرو حمزهوی:مترجم علی سرداری

طنز ماجرا اینجاست که این تحول در زمانی رخ می‌دهد که اسرائیل بیش از هر زمان دیگری به آمریکا نیاز دارد. هرچه جنگ‌ها گسترش یابند، رویارویی‌های منطقه‌ای عمیق‌تر شوند و افق سیاسی مناقشه فلسطین و اسرائیل تیره‌تر شود، نیاز اسرائیل به حمایت آمریکا بیشتر می‌شود. اما با افزایش فاصله میان سیاست‌های اسرائیل و آنچه بخش‌های رو‌به‌رشد آمریکایی‌ها با منافع و ارزش‌های ایالات متحده سازگار می‌بینند، حفظ این حمایت دشوارتر می‌شود.

نصر الله نجات بخش

در بخش های سوم و چهارم، این پژوهش به مسئله اصلی، یعنی بازخوانی و صورت بندی »اپوزیسیون ایرانی« خواهد پرداخت؛ باز
نگری که میکوشد فراتر از تکرار تجربه های فرسایندۀ و از دلِ نقد گذشته، امکانهای تازه ای برای همگرایی، مسئولیت پذیری و
بازسازی افق سیاسی ایران جست وجو کند. این کتاب کوششی است برای آسیب شناسی همین فاصله؛ فاصله ای میان مرامنامه و عمل،
میان آزادی خواهی و انحصارطلبی، میان نقد استبداد و بازتولید شیوه های اقتدارگرایانه در درون گروه های سیاسی.