سه شنبه ۲۷ام فروردین ۱۳۹۲ , ساعت: ۰۱:۰۱کد مطلب : 49572 نسخه قابل چاپ

قطعنامه ۵۹۸، پذیرش آتش بس و عملیات فروغ جاویدان(قسمت دوم)

مخالفت تهران با پیشنهادهای هیات میانجی کنفرانس اسلامی و هیأت میانجی کشورهای غیر متعهد (اواخر سال ۱٣۵۹)، و نیز پس از آزادسازی خرمشهر، مخالفت با قطعنامه ۵۱۴ شورای امنیت سازمان ملل متحد (۲۱ تیرماه ۱٣۶۱) و رفتن به داخل خاک عراق، همچنین جریان ایران گیت ها و روابط پنهانی با اسرائیل…واقعیت دارد اما نقش عراق در برافروختن آتش آن جنگ خانمانسوز تردید برنمی‌دارد. آتشی که فرزندان دو ملت در آن سوختند و بهره اش نصیب طالبان نفت و دلار و امثال «مک فارلین» و بندربن سلطان شد.

در مورد فروغ، در تبلیغات مجاهدین دو مورد زیر برجسته شده است (در بخش ۱ و ۲ به صورت نوشتار آورده ام.)

از اینجا می‌توان شنید

http://www.didgah.net/seda/foroogh_mr1.ram

۱

عملیات بزرگ فروغ جاویدان

عملیات را با استعانت از سرچشمه خروشان عشق و معرفت فرستاده برگزیده خدا، خاتم الانبیاء محمد مصطفی پیامبر اکرم و با استعانت از پاره جگر و عصاره وجودش راهبر و مقتدای عقیدتی و تاریخی امان سیدالشهداء حسین بن علی (ع) به پیش خواهیم برد. حالا برای ثبت در سینه تاریخ و شرکت در یک چنین تصمیم گیری بزرگ و بنیادی عاری از احساسات، اگرچه انقلابی را که نمیشه از عواطفش جدا کرد ولی، با حسابگری نظامی محض و با حسابگری سیاسی محض، با آرامش، هرکس که می‌گوید درست است که برویم و درست نیست که تاخیر کنیم و هرکس که میگه هر نتیجه ای که داشته باشه این عملیات بهرحال کیفاً بهتر از نرفتن است، چون لحظات تاریخی [است]، با آهستگی، هر کس که می‌گوید باید که برویم، از ما شایسته و بایسته است که برویم، دست بلند کنه ببینیم…

چرا بلند شدید؟ بنشینید و دست بلند کنید.

در تصمیم خود استوارید؟ بله…

خیلی خب، حالا دستتان را بیاندازید.

کسی هست که مخالفه دست بلند کنه. یعنی همه شما موافقید؟ بله…

نتیجه عملیات البته فراتر از محاسبات معمول به مشیت و اراده خدا برمی گرده اما تا آنجا که به ارتش آزادیبخش ملی ایران و به مجاهدین خلق ایران ارتباط داره، پیشاپیش نتیجه را هرچه که باشه به شما و به خلق قهرمان ایران تبریک میگم

جتی اگر، حتی اگر، چون لحظه سرنوشت است مثل شب سی خرداد مثل روز پرواز، مثل عزیمت به اینجا، فراتر از همه شان، حتی اگر هیچ نمی‌داشتیم الا کلاش (کلاشینکف)، بازهم فرماندهی کل میگفت بروید…

از اینجا می‌توان شنید

http://www.didgah.net/seda/foroogh_mr2.ram

۲

تصمیم گرفتن برای چنین عملیاتی کار سهل و ساده‌یی نبود زیرا که می‌باید تمامی دار و ندار را در طبق اخلاص به خلق قهرمان ایران تقدیم کرد. بخصوص که این تصمیم گیری، دارای بالاترین ریسک و خطر نیز هست و باید یک بار دیگر تمامی سازمان، آلترناتیو، ارتش آزادیبخش و همه چیز را مایه گذاشت. این تصمیم‌گیری برای خود من، تقریبا مشکل‌تر از تمامی تصمیم‌گیری‌های از زمان شاه به بعد بود. زیرا که می‌باید یک بار دیگر از همه عزیزان، برادران، خواهران، سازمان، ارتش آزادیبخش دل بکنم تا خدا چه خواهد…

چون که شما، تک تک شما، چه آن‌هائی که قبل از سال ۵۰ و چه آن‌هائی که در زمان حکومت خمینی به سازمان پیوستند، چه آن‌هائی که امروز از این یا آن کشور آمده‌اید و چه آن‌هائی که در بین راه، در محورها و شهرهای مختلف به ما خواهند پیوست، آری شما را من به سادگی پیدا نکرده ام،

تک تک شما را از پس هفت دریای خون، و راهی چند هفت ساله، که آن را با کفش و کلاه آهنین و پولادین طی کردیم، از لابلای انبوه ابتلائات، نشیب و فرازهای سیاسی و انبوه بالا و پائین‌های زمان، به مثابه رشیدترین پاکبازترین، قهرمان ترین، جانان ترین، شکوفاترین و آگاه‌ترین فرزندان خلق ایران، پیدا کرده‌ام.

اگر بهتر از شما و ارزشمندتر از شما می‌بود و اگر ستودنی‌تر از شما می‌بود، حتماً در جای دیگر تشکلش را می‌دیدیم. پس یک گنجینه عظیم و تاریخی و بزرگ و در بعضی از موارد چه بسا غیرقابل جانشین سازی، گران‌تر از همه مال التجاره های موجود در عالم، ذیقیمت تر، زیباتر، تحسین‌انگیزتر، این جا هست که من می‌بایستی، در این تصمیم گیری، یکبار از تک تک جواهرات بی‌همتای این گنجینه دل بکنم. اما اگر که مجاهدین به خدا و خلق و تاریخ و و به سرنوشت تابان و شکوفان خلق قهرمان ایران، بعد از این همه رزم و رنج، بعد از این همه خون و فدا، پاسخ نگویند، چه کسی پاسخ خواهد گفت؟

بنابراین فقط یک جمله می‌گویم و می‌گذرم. نه خطاب به شما، خطاب به خدا، و خطاب به خلق و تاریخ که بار خدایا شاهد باش، شاهد باش که تمامی سرمایه‌مان را که محصول ربع قرن رزم و رنج مستمر است تقدیم تو و خلقت کردیم. انک انت السمیع العلیم.

نمایشگاه مرصاد

برخی فروغ جاویدان را دروغ جاویدان خواندند، شکست نظامی عملیات را به رخ کشیدند و حتی آماری را که مجاهدین از تلفات طرف مقابل دادند، زیر سئوال بردند و گفتند هر کشته اساساً ۳ مجروح هم در کنارش دارد. اگر آمار ۵۵ هزار کشته (که مجاهدین ادعا دارند از طرف مقابل کشته‌اند) درست بود (که نیست) انعکاسش را در کشور باید می‌دیدیم… مگر شوخی است ۵۵ هزار نفر؟

فروغ را به عملیات کرگدن وار تشبیه کردند، (چون کرگدن با گردنی کوتاه و چاق فقط روبروی خود را می‌بیند و عملاً توان دیدن اطراف را ندارد)

– «منافقین» بی توجه به گردنه‌های راه، بی‌گدار به آب زده، گوئی به پیک‌نیک می‌رفتند. همین جور سرشون را انداختنه بودند پائین و پیش می‌آمدند. انگار در پایین ارتفاعات و پشت تنگه چهارزبر امکانات پدافندی احتیاج ندارد…

– حتی کاتیوشا و تانک های شنی نبرده بودند. اصلا و ابدا تنگه چهارزبر را نمی‌شناختند…

– سوار تانک های برزیلی شدند و تانک هاشون، خوراک قناسه بود، تک تیراندازها یکی یکی چرخ تانک ها را می‌زدند و همانجا ولو می‌شد…

– فکر تک‌تیراندازهای طرف مقابل را که می‌توانستند یکی یکی آنان را دراز کنند به خود راه نداده بودند. حق شان بود سلاخی شوند…

بعد از عملیات فروغ (که در تبلیغات جمهوری اسلامی به مرصاد مشهور است) در خیابان آزادی (آیزنهاور سابق)، نمایشگاه مرصاد بپا بود. (این نمایشگاه با آنچه بعدها تحت عنوان نمایشگاه غنائم مرصاد بپا کردند، یکی نیست.)

جلوی نمایشگاه تانک بزرگی را که روی بدنه‌اش علامت ارتش آزادیبخش داشت، گذاشته بودند.

روی پوستری نوشته شده بود: تعبیر فروغ جاویدان را رژیم طاغوت در سال ۱۳۵۱ (در عنوان رپرتاژ تصویری جشن‌های سلطنتی ۲۵۰۰ ساله)، سال ۱۳۵۱ به کار برده است. روی فروغ جاویدان ضربدر قرمز کشیده بودند.

محوطه نمایشگاه، غرفه غرفه بود. غرفه تسلیحات، غرفه مخابرات، غرفه تدارکات، غرفه بهداری…

در هر غرفه وسائل ویژه آن را گذاشته بودند. کلاش، کوله پشتی، خمپاره انداز، بی‌سیم، قمقمه، لباس رزمندگان با بازوبند سفید، وسائل مخابراتی، دفترهای یاداشت، فانوسقه، جلیقه ضدگلوله…

روی دیوار های نمایشگاه روی پارچه های بزرگ نوشته شده بود:

خلبانان شجاع نیروهای هوایی و هوانیروز با بیش از صد سورتی پرواز، مواضع منافقین را در هم کوبیدند…

در عملیات مرصاد، بیش از صدها دستگاه تانک و نفربر و خمپاره‌انداز، دهها عراده توپ ۱۰۶ میلیمتری، صدها قبضه آر.پی.جی و تیربار کلاشینکوف،… و تجهیزات پیشرفته مخابراتی منافقین به دست رزمندگان اسلام افتاد…

***

چندین عکس بزرگ رنگی هم از اجساد شهدا گذاشته بودند که عده ای به آن تف می‌کردند. زیر عکسها به نقل از هاشمی رفسنجانی نوشته شده بود: اینها توی کیسه آمدند و ما در کیسه را بستیم…

نامه آیت‌الله خمینی در مورد دلائل پذیرش آتش‌بس

بسم الله الرحمن الرحیم

با یاری خداوند متعال و با سلام و صلوات به انبیاء بزرگوار الهی و ائمه معصومین صلوات علیهم اجعمین حال که مسئولان نظامی ما اعم از ارتش و سپاه که خبرگان جنگ می‌باشند، صریحاً اعتراف می‌کنند که ارتش اسلام به این زودی‌ها هیچ پیروزی به دست نخواهند آورد و نظر به این که مسئولان دلسوز نظامی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی از این پس جنگ را به هیچ وجه به صلاح کشور نمی‌دانند و با قاطعیت می‌گویند که یک دهم سلاحهایی را که استکبار شرق و غرب در اختیار صدام گذارده‌اند به هیچ وجه و با هیچ قیمتی نمی‌شود در جهان تهیه کرد و با توجه به نامه تکان دهنده فرمانده سپاه پاسداران که یکی از ده‌ها گزارش نظامی سیاسی است که بعد از شکست‌های اخیر به اینجانب رسیده و به اعتراف جانشینی فرمانده کل نیروهای مسلح، فرمانده سپاه یکی از معدود فرماندهانی است که در صورت تهیه مایحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ می‌باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاحهای شیمیایی و نبود وسائل خنثی کننده آن، اینجانب با آتش بس موافقت می‌نمایم و برای روشن شدن در مورد اتخاذ این تصمیم تلخ به نکاتی از نامه فرمانده سپاه که در تاریخ ۲/۴/۶۷ نگاشته است اشاره می‌شود،

فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم، ممکن است در صورت داشتن وسائلی که در طول پنج سال به دست می‌آوریم قدرت عملیات انهدامی و یا مقابله به مثل را داشته‌ باشیم و بعد از پایان سال ۷۱ اگر ما دارای ۳۵۰ تیپ پیاده و ۲۵۰۰ تانک و ۳۰۰۰ توپ و ۳۰۰هواپیمای جنگی و ۳۰۰ هلیکوپتر و قدرت ساخت مقدار قابل توجهی از سلاحهای لیزر و اتم که از ضرورتهای جنگ در آن موقع است – داشته باشیم می‌توان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی داشته باشیم.

وی می‌گوید قابل ذکر است که باید توسعه نیروی سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نیم افزایش پیدا کند، او آورده‌است البته آمریکا را هم باید از خلیج فارس بیرون کنیم والا موفق نخواهیم بود. این فرمانده مهمترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیه به موقع بودجه و امکانات دانسته است و آورده‌است که بعید به نظر می‌رسد دولت و ستاد فرماندهی کل قوا بتوانند به تعهد عمل کنند. البته با ذکر این مطالب می‌گوید باید باز هم جنگید که این دیگر شعاری بیش نیست.

آقای نخست وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام کرده‌اند، مسئولان جنگ می‌گویند تنها سلاحهائی را که در شکستهای اخیر از دست داده‌ایم به اندازه تمام بودجه‌ای‌ است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود. مسئولان سیاسی می‌گویند از آنجا که مردم فهمیده‌اند پیروزی سریعی به دست نمی‌آید شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است.

شما عزیزان از هر کس بهتر می‌دانید که این تصمیم برای من چون زهر کشنده‌است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و برای صیانت از دین او و حفاظت از جمهوری اسلامی اگر آبروئی داشته باشم خرج می‌کنم، خداوندا ما برای دین تو قیام کردیم و برای دین تو جنگیدیم و برای حفظ دین تو آتش بس را قبول می‌کنیم.

خداوندا تو خود شاهدی که ما لحظه‌ای با آمریکا و شوروی و تمام قدرتهای جهان سرسازش نداریم و سازش با ابرقدرتها و قدرتها را پشت کردن به اصول اسلامی خود می‌دانیم خداوندا در جهان شرک و کفر و نفاق در جهان پول و قدرت و حیله و دوروئی ما غریبیم، تو خود یاریمان کن. خداوندا در همیشه تاریخ وقتی انبیاء و اولیا و علماء تصمیم گرفته اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را در هم آمیزند و جامعه‌ای دور از فساد و تباهی تشکیل دهند با مخالفتهای ابوجهل‌ها و ابوسفیان‌‌های زمان خود مواجه شده‌اند.

خداوندا، ما فرزندان اسلام و انقلابمان را برای رضای تو قربانی کردیم غیر از تو هیچکس را نداریم ما را برای اجرای فرامین و قوانین خود یاری فرما، خداوند از تو می‌‌خواهم تا هر چه زودتر شهادت را نصیبم فرمائی. گفتم جلسه‌ای تشکیل گردد آتش بس را به مردم تفهیم نمایند. مواظف باشید ممکن است افراد داغ و تند با شعارهای انقلابی شما را از آنچه صلاح اسلام است دور کنند، صریحا می‌گویم باید تمام همتتان در توجیه این کار باشد. قدمی انحرافی حرام است و موجب عکس العمل می‌شود.

شما می‌دانید که مسئولان رده بالای نظام با چشمی خونبار و قلبی مالامال از عشق به اسلام و میهن اسلامی‌مان چنین تصمیمی گرفته‌اند خدا را در نظر بگیرید و هر چه اتفاق می‌افتد از دوست بدانید،

و السلام علینا و علی عباد الله الصالحین.

روح‌الله الموسوی الخمینی

شنبه ۲۵/تیر/ ۶۷

قطعنامه شورای امنیت (قطعنامه ۵۹۸)

قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت یکی از قطعنامه‌های شورای امنیت است که در ۲۹ تیر ۱۳۶۶، برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق صادر شد. این قطعنامه از نظر تعداد کلمات به کار گرفته شده مفصل‌ترین و از نظر محتوا اساسی‌ترین و از نظر ضمانت اجرا قوی‌ترین قطعنامه شورای امنیت در مورد این جنگ بوده است. قطعنامه ۵۹۸ بلافاصله از سوی عراق پذیرفته شد، ولی بعد از گذشت یک سال و هفت روز در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ از سوی جمهوری اسلامی پذیرفته و به «نوشیدن جام زهر» معروف گشت. پذیرش این قطعنامه هرچند به معنای پذیرش آتش‌بس از سوی ایران بود، ولی عراق دبه درآورد و به حملات خود ادامه داد و مجدداً داخل خاک ایران شد…

قطعنامه ۵۹۸ در ۲۰ ژوئیه ۱۹۸۷ (۲۹ تیر ۱۳۶۶) به اتفاق آراء به شرح زیر تصویب شد:

با تأیید مجدد قطعنامه ۵۸۲ (۱۹۸۶)،

با ابراز نگرانی عمیق از اینکه با وجود درخواستهایش برای آتش بس، منازعه بین جمهوری اسلامی ایران و عراق با تلفات سنگین تر انسانی و ویرانیهای بیشتر همچنان ادامه دارد،

با ابراز تأسف از آغاز و ادامه این منازعه،

همچنین با ابراز تأسف از بمباران مراکز کاملاً مسکونی غیرنظامی، حملات به کشتیهای بی طرف یا هواپیماهای مسافربری، نقض حقوق بین الملل درباره بشر دوستی و سایر حقوق مربوط به درگیریهای مسلحانه،‌ و به ویژه، به کار بردن سلاحهای شیمیایی که بر خلاف تعهدات مذکور در پروتکل ۱۹۲۵ ژنو می‌باشد،

با ابراز نگرانی عمیق از اینکه تشدید و گسترش بیشتر منازعه ممکن است وقوع یابد، با اتخاذ تصمیم به پایان دادن به کلیه عملیات نظامی بین ایران و عراق، با اعتقاد به اینکه [منازعه] بین ایران و عراق باید به نحو جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پایدار حل شود،‌ با یادآوری مجدد مقررات منشور ملل متحد، و به ویژه تعهد کلیه کشورهای عضو که اختلافات بین المللی خود را از راههای مسالمت آمیز و به گونه ای که صلح و امنیت بین المللی و عدالت دچار مخاطره نگردد حل نمایند،

با احراز این امر که نقض صلح در مورد منازعه بین ایران و عراق وجود دارد، با اقدام بر اساس مواد ۳۹ و ۴۰ منشور ملل متحد،

۱- آمرانه می‌خواهد که ایران و عراق به عنوان نخستین گام در راه حل اختلاف از طریق مذاکره،‌ آتش بس فوری را رعایت نمایند، کلیه عملیات نظامی را در زمین، دریا و هوا قطع کنند کلیه نیروها را بدون درنگ به مرزهای شناخته شده بین المللی باز گردانند؛

۲- از دبیر کل درخواست می‌کند که گروهی از ناظران سازمان ملل متحد را برای تأیید، تحکیم و نظارت بر آتش بس و عقب نشینی اعزام دارد و همچنین درخواست می‌کند که دبیر کل [در اجرای این امر] ترتیبات لازم را با مشورت با طرفین فراهم آورد و گزارش آن را به شورای امنیت تسلیم دارد،

۳- مصراً می‌خواهد که اسیران جنگی پس از قطع عملیات خصمانه، بر طبق کنوانسیون سوم ژنو در ۱۲ اوت ۱۹۴۹ بدون درنگ آزاد شوند و به کشورهای خود باز گردند؛

۴- از ایران و عراق می‌خواهد که در اجرای این قطعنامه و در کوشش های میانجیگری برای دستیابی به یک راه حل جامع، عادلانه و شرافتمندانه مورد قبول دو طرف درباره کلیه مسائل مهم، بر طبق اصول مندرج در منشور ملل متحد با دبیر کل همکاری نمایند؛

۵- از کلیه کشورهای دیگر می‌خواهد که نهایت خویشتن داری را به عمل آورند و از هر اقدامی که ممکن است منجر به تشدید و گسترش بیشتر منازعه گردد خودداری کنند و بدین ترتیب، اجرای قطعنامه حاضر را تسهیل نمایند؛

۶- از دبیرکل درخواست می‌کند که با مشورت با ایران و عراق، مسئله ارجاع تحقیق درباره مسئولیت منازعه به هیأت بی طرف را بررسی نمایند و هر چه زودتر به شورای امنیت گزار شدهند؛

۷- با تصدیق ابعاد عظیم خساراتی که در طول منازعه وارد شده و ضرورت تلاشهای بازسازی با کمک های مناسب بین المللی پس از خاتمه منازعه، از دبیر کل درخواست می‌کند که گروهی از کارشناسان را برای بررسی مسئله بازسازی تعیین و به شورای امنیت گزارش کند؛

۸- همچنین از دبیرکل درخواست می‌کند با مشورت با ایران و عراق و سایر کشورهای منطقه، راههای افزایش امنیت و ثبات منطقه را بررسی کنند؛

۹- از دبیر کل درخواست می‌کند که شورای امنیت را در مورد اجرای این قطعنامه آگاه سازد؛

۱۰- تصمیم می‌گیرد که در صورت لزوم برای بررسی اقدامات دیگر به منظور تضمین اجرای این قطعنامه تشکیل جلسه دهد.

حزب بعث عراق براستی مقصر بود.

در بامداد ۳۱ شهریور ماه ۱۳۵۹ رسانه های خبری بین المللی، آغاز یک جنگ تمام عیار را به جهانیان مخابره کردند. جنگی که با یورش ناگهانی نیروی هوایی عراق به ده فرودگاه نظامی و غیرنظامی ایران و تهاجم نیروی زمینی این کشور در تمام مرزهای جنوبی ایران شکل گرفته بود.

آنچه به مدت هشت سال بین ایران و عراق، روی داد یکی از فاجعه‌های تاریخ بشری است.

طولانی‌ترین جنگ تاریخ جهان قرن بیستم، بعد از جنگ ویتنام، برادرکشی بین ایران و عراق بوده است.

در نخستین هفته بعد از انقلاب، که صدام حسین، موسی اصفهانی، نوه‌ی آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی را برای رفع کدورتها و حسن همجواری و دوستی دو کشور ایران و عراق پیش بنیانگذار جمهوری اسلامی فرستاد و پیغام داده بود که از رفتار قبلی خود پوزش می‌خواهد و آماده همه گونه جبران و همکاری با دولت جدید است ــ آیت‌الله خمینی خط و نشان کشید که:«صدام شش ماه هم در عراق دوام نمی‌آورد، چون می‌داند که امواج مردم عراق بر می‌‌خیزد، او را هم می‌برد، آنجا که شاه را برد…»

بعدها دولت های کویت و بحرین از اینکه نمایندگان جمهوری اسلامی در اوضاع کشورشان انگولک می‌کنند ــ مدام شکایت کردند. عراق هم که اینگونه مواقع آماده بود از آب گل‌آلود ماهی بگیرد سوء استفاده می‌کرد و در مهرماه ۱۳۵۸ بدون ذکر نام جمهوری اسلامی، اظهار داشت:

«قدرت عراق علیه هر کشوری که بخواهد به حاکمیت کویت یا بحرین تجاوز کند و یا به مردم و یا تمامیت ارضی آن کشورها آسیب رساند به کار می‌رود.»

روزنامه الثوره ارگان حزب بعث عراق هم تاکید کرد:

«نیروهای حاکم در ایران که هنوز سه جزیره را در خلیج [فارس] در اختیار دارند، سعی دارند، بحرین را نیز مالک شوند… عراق هرگونه بهانه ای را برای مداخله خارجی و یا هر کوششی را برای تحمیل یک فرمول غیر قابل اکثریت مردم در هر کشوری مفروض را مردود می‌داند…»

ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر مشروعیت نداشت. شکست حصر آبادان و آزادسازی خرمشهر و تحمیل تلفات بسیار زیاد به ارتش عراق، ابتکار استراتژیک جنگ را در سال ۱۳۶۱ از آن کشور گرفت اما پس از فتح خرمشهر باز جنگ شدت گرفت و شعار جنگ تا رفع فتنه در جهان عَلم شد.

اگرچه پس از آزادی خرمشهر، ایران دو عملیات موفق انجام داد اما تنها دو ماه پس از آن، شکست سنگین نیروهای نظامی ایران در مقابل ارتش عراق در عملیات رمضان ـ که بزرگترین نبرد زمینی جهان پس از جنگ جهانی دوم نام گرفت ـ در تابستان ۱۳۶۱ به برتری تبلیغاتی و روحی ایران خدشه ی جدی وارد ساخت.

در این نبرد، سه موج جداگانه از نیروهای داوطلب ایران در زمینی مسطح به سوی بصره حرکت کردند و عراق به سادگی از توپخانه برای قتل عام هزاران رزمنده ایرانی استفاده کرد و جانهای پاکی در خون خویش غلطیدند.

در طی هشت سال جنگ میان ایران و عراق، جمهوری اسلامی به یکی از بزرگترین واردکنندگان تجهیزات نظامی بدل شده بود و میلیاردها دلار از بودجه کشور صرف خرید هواپیماهای اف-۱۴، تجهیزات الکترونیکی و موشک‌های فونیکس از ایالات متحده امریکا شد. آلمان غربی نیز در ساخت بزرگترین زرادخانه اصفهان مشارکت داشت و انگلستان به ایران سلاح می‌فروخت و در کنار این ها شوروی سابق نیز به صادرکننده اول تجهیزات پدافند هوایی و ترابری نظامی به ایران بدل شده بود.

حقایق دیگری هم هست که نباید چشم‌مان را بر آن ببندیم.

آمریکا و دیگر مدعیان صلح و دموکراسی نیز در تنور جنگ هیزم ریختند و جیمی کارتر برای آغاز جنگ با ایران به صدام حسین چراغ سبز نشان داد.

با کارچاق کنی امثال «شاهزاده بندر ابن سلطان» و با چراغ سبز دولت ریگان، سلاح های پیشرفته آمریکایی موجود در زرادخانه عربستان سعودی، از جمله بمب های بزرگ ام کی ٨۴، به ارتش عراق داده شد. همچنین در هنگامه جنگ، آمریکا اطلاعات بسیار مهّمی از نیروهای ایران را در اختیار ارتش عراق قرارداد.

۲۹ فروردین ۱٣۵۹ (۵ ماه قبل حمله عراق به ایران) رادیو تهران بیانات آیت الله خمینی را که به شدت از رئیس جمهور صدام حسین انتقاد کرد و از ارتش عراق خواست که رژیم بعثی را سرنگون کند، پخش نمود. او گفت: «دولت عراق دولت نیست. آنها مجلس ندارند. تعدادی افراد نظامی هستند که می نشینند و کارهایی که دلشان می خواهد انجام می دهند … آنها عناصر پوسیده ای هستند. صدام خیلی چیزها گفته است. او گفته است که «ما عرب هستیم». تمام ملت های مسلمان باید معنی این عبارت را که «ما عرب هستیم» بدانند. معنای آن این است که آنها اسلام را نمی خواهند. این مردم می خواهند دوباره بنی امیه را زنده کنند …اگر ملت عرب می خواهد در راه خدا و اسلام خدمت کند باید با این افراد ضدیت نماید. آیا ارتش عراق که افراد آن مسلمان شیعه و سُنی هستند به خاطر اسلام ندای عربیسم می دهند؟… بعث عراق با اسلام می جنگد و ملت نجیب عراق باید خود را از چنگال آن نجات دهد. همانطور که ارتش ایران متوجه شد که شاه مخلوع مخالف اسلام است و به ملت ملحق شد و در انقلاب اسلامی شرکت نمود. همانطور ارتش عراق باید قیام نماید … تو ارتش عراق به ملت بپیوند همانطور که ایرانیان کردند. تو در مقابل خداوند مسئول هستی. تو هیچ عذری برای جنگیدن با ملت عراق و ایران اسلامی نداری. این جنگ، جنگ بر ضد پیغمبر است. آیا ارتش عراق موافق است که با قرآن و رسول خدا بجنگد. ایران، امروز کشور رسول خداست. انقلاب آن اسلامی است. حکومت آن و قوانین آن اسلامی است. ما می خواهیم یک کشور اسلامی درست کنیم. ما می خواهیم که اعراب، ایرانیان، ترک ها و سایر ملت ها را زیر پرچم اسلام داشته باشیم. چرا قبایل عراق ساکت نشسته اند وقتی که می بینند این دارودسته بعثی دسته دسته جوانان عراق را در سیاه چالها می کُشند. چرا ارتش عراق هنوز ساکت است و از کسانی که ضد اسلام و ضد قرآن هستند حمایت می کند. آیا ارتش عراق می داند که به خاطر حمایت از کفر علیه اسلام می جنگد. آیا این ارتش از عواقب آن اطلاع دارد. آیا نمی داند که در صورت بروز خصومت با ایران، ایران آن را هم در هم می شکند. ارتش ایران به سوی بغداد حرکت خواهد کرد که از ملت عراق حمایت نماید و حکومت آنجا را سرنگون کند. لکن ارتش ایران برای اسلام مبارزه می کند».

در ٣۰ فروردین ۱٣۵۹ روزنامه جمهوری اسلامی چاپ تهران بیانات آیت الله خمینی را چاپ کرد که اظهار داشته بود «ملت عراق باید خود را از چنگال دشمن آزاد کند. ملت عراق باید این حزب غیر اسلامی در عراق را از میان بردارد»زمینه سازی برای جنگ افروزی و فتنه جویی، از سوی قاتلین زندانیان سیاسی که تصور می‌کردند انقلاب هم خربزه است و می‌شود با وانت به اینجا و آنجا صادر کرد، بر هیچ پژوهشگری پوشیده نیست. مخالفت تهران با پیشنهادهای هیات میانجی کنفرانس اسلامی و هیأت میانجی کشورهای غیر متعهد (اواخر سال ۱٣۵۹)، و نیز پس از آزادسازی خرمشهر، مخالفت با قطعنامه ۵۱۴ شورای امنیت سازمان ملل متحد (۲۱ تیرماه ۱٣۶۱) و رفتن به داخل خاک عراق، همچنین جریان ایران گیت ها و روابط پنهانی با اسرائیل…واقعیت دارد اما نقش عراق در برافروختن آتش آن جنگ خانمانسوز تردید برنمی‌دارد. آتشی که فرزندان دو ملت در آن سوختند و بهره اش نصیب طالبان نفت و دلار و امثال «مک فارلین» و بندربن سلطان شد.

حدود ۹-٨ ماه قبل از شروع جنگ، نوع خرید برخی تسلیحات جدید توسط رژیم صدام حسین گویای آن است که او زمینه تدارک برای اجرای حمله نظامی خود به ایران را، لااقل از این مقطع زمانی طرح ریزی کرده باشد. به عنوان مثال، خرید دو هزار دستگاه تانک نفربر خاکی – آبی از برزیل در اوائل زمستان ۱٣۵٨ از نوع Type-ee-11-Amphiobious که از نقطه نظر نظامی به منظور عملیات عبور دادن نیروهای نظامی خود از رودخانه کارون به خاک ایران بوده است.

در برافروختن آتش آن جنگ خانمانسوز، رژیم عراق براستی مقصر بود.

بعد از تصویب قطعنامه ۵۹۸، در جهت اجرای بند ۶ قطعنامه، یک هیئت بلژیکی انتخاب و مسئول شد که متجاوز جنگ را شناسایی و به دبیرکل سازمان ملل متحد معرفی نماید. این هیئت در نهایت در ۱۸ آذر ۱۳۷۰ طی گزارشی به دبیرکل وقت سازمان ملل متحد، عراق را به عنوان متجاوز جنگ معرفی کرد. دبیر کل وقت سازمان ملل متحد نیز این گزارش را طی یک جلسه رسمی به شورای امنیت تقدیم کرد.

بر گردیم به پذیرش آتش بس و عملیات فروغ

آتش بس در آن جنگ هستی سوز می‌توانست برای مردم دردمند و ستمدیده ما، نوعی گشایش و رحمت باشد اما با به دارکشیدن پاکترین فرزندان این میهن همراه شد.

آیت‌الله خمینی با گوشه چشمی به داستان یهودیان بنی قریظه، حکم قتل عام زندانیان سیاسی را (که ازمابهتران از مدتها پیش رصد می‌کردند و پی محمل و بهانه اش می‌گشتند) به عملیات مجاهدین نسبت داد.

بعد از آنهمه بلا که جنگ بهرمغان آورد، بعد از هزاران نفر که معلول و مجروح و شیمایی شدند (۲۱٣ هزار کشته، ٣٣۵ هزار معلول و ۴۰ هزار اسیر) …

بعد از آنهمه مصیبت، در زندانهای کشور نیز، کشتار فرزندان این میهن مظلوم در دستور کار قرار ‌گرفت…

هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است

دردا که این معما شرح و بیان ندارد.

سایت همنشین بهار

http://www.hamneshinbahar.net

ایمیل

[email protected]

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.


مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.