نگاه القدس العربی:مترجم علی سرداری

! اختلافات بر سر توافقات: «مناطق امن» اسرائیل و هزینه‌های ترانزیت هرمز

ملی فوتبال ایران پس از ناکامی اندک در راهیابی و پس از اعمال محدودیت‌های شدید از سوی آمریکا، از جام جهانی فعلی خداحافظی کرد؛ موضوعی که باعث شد خود را «تحت تعقیب‌ترین تیم جام جهانی» بداند.
علاوه بر جزئیات درگیری بسیار پیچیده‌ای که جمهوری اسلامی از زمان آغاز حملات آمریکایی–اسرائیلی در ۲۸ فوریه تجربه کرده است، این وضعیت ادامه‌ای بر آشفتگی عظیمی است که منطقه و جهان از زمان آغاز جنگ نسل‌کشی اسرائیل علیه فلسطینی‌ها در نوار غزه با آن روبه‌رو هستند؛ جنگی که پس از رویداد ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد و در ۸ اکتبر به لبنان با شروع جنگ «حزب‌الله» (Al-Isnad) کشیده شد، سپس در ۱۳ اکتبر با ورود حوثی‌ها به نبرد علیه اسرائیل به یمن رسید و در ادامه به سوریه گسترش یافت؛ جایی که اسرائیل بلافاصله پس از سقوط رژیم سابق در ۸ دسامبر ۲۰۲۴ عملیات و تهاجمات خود را علیه آن آغاز کرد.
جمعه گذشته، لبنان و اسرائیل با حمایت ایالات متحده توافقنامه‌ای «چارچوبی» (framework) امضا کردند که واشنگتن آن را نقطه عطفی در تلاش‌های دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، برای دستیابی به صلح و ثبات دائمی در خاورمیانه دانست. بیروت نیز آن را نقطه ورود برای بازگرداندن حاکمیت کامل خود بر مناطق اشغالی جنوب کشور توصیف کرد. در این توافق، عقب‌نشینی اسرائیل از دو منطقه آغاز شد، اما جدول زمانی مشخصی برای آن تعیین نشد و اجرای آن به ارتش لبنان واگذار شد؛ ارتشی که باید تنها مسئول امنیت باشد و «تمام گروه‌های مسلح» غیر وابسته به دولت را خلع سلاح کند.
اسرائیل به‌سرعت برداشت خود از توافق را با نقض‌های متعدد نشان داد که جدیدترین آن یورش به مجاورت دو شهر در جنوب و سوزاندن خانه‌ها در شهر خیام بود. «حزب‌الله» از پیوند دادن این توافق با خلع سلاح خودداری کرد. ارتش اسرائیل نیز از کشته شدن یکی از سربازانش خبر داد و شمار کشته‌شدگان را به ۳۸ نفر رساند.
استراتژی امنیتی دولت اسرائیل در قبال کشورهای همسایه بر گسترش تصرف اراضی در غزه، لبنان و سوریه استوار است و آن را راه‌حل بحران امنیتی می‌داند که در جریان حمله جناح‌های مقاومت در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ با آن روبه‌رو شد. این رکن امنیتی عملاً راهبرد دیگری را پنهان می‌کند که در غزه اجرا شد: نسل‌کشی با هدف پاکسازی قومی؛ راهبردی که در لبنان با تخریب سیستماتیک مناطق آغاز شد و در سوریه با ایجاد شهرک‌های کوچک سازمان‌یافته به نام «Rowad Bashan» ادامه یافت
این استراتژی پرسش بزرگی را برای مردم منطقه ایجاد می‌کند و مرزهای نهایی «مناطق امن» ادعایی اسرائیل را زیر سؤال می‌برد. همچنین تراژدی بزرگ فلسطین را یادآوری می‌کند که به همه نتایج کنونی منجر شده است. مناطق عقب‌نشینی، کانون‌های سیاسی و نظامی خطرناک تنش را تشکیل می‌دهند و حقیقت این است که مقاومت در برابر آنها مستلزم مقابله با این روند است؛ روندی که هر آنچه توافق‌های تحت حمایت آمریکا درباره ثبات و صلح در منطقه تبلیغ می‌کنند را تضعیف می‌کند.
یادداشت تفاهم امضا شده میان واشنگتن و تهران در هفدهم ماه جاری درباره تفسیر دو طرف از مفاد آن، اکنون تحت فشار شدید قرار دارد؛ به‌ویژه درباره بند پنجم که تصریح می‌کند ایران عبور ایمن و آزاد کشتی‌های تجاری را برای مدت ۶۰ روز تضمین می‌کند و با سلطان‌نشین عمان برای تعیین نحوه اداره و خدمات دریایی آینده در تنگه هرمز ـ با مشورت سایر کشورهای ساحلی خلیج فارس ـ گفت‌وگو خواهد کرد. این بند پس از اعلام عمان به‌عنوان گذرگاه امن موقت در نزدیکی سواحل خود، با تلاش تهران برای اصلاح آن روبه‌رو شد.
پس از آنکه آمریکا اعلام کرد یک نفتکش تجاری مورد حمله پهپادی قرار گرفته است، واشنگتن حملاتی را به ۱۰ سایت نظامی ایران در سواحل جنوبی و اطراف تنگه هرمز آغاز کرد. تهران مسئولیت را رد کرد و واشنگتن را آغازگر نقض توافق دانست. در همین حال، «سپاه پاسداران» از حمله به تأسیسات ارتش آمریکا در کویت و بحرین خبر داد؛ اقدامی که تنش را به منطقه خلیج فارس بازگرداند. این وضعیت به‌عنوان «تشدید خطرناک» توصیف شد و یادداشت تفاهم را ـ که می‌توانست دستاوردی برای منطقه و جهان باشد ـ در معرض خطر جدی قرار داد.

مطالب مرتبط

"چرا اسرائیل مجاز به داشتن سلاح هسته‌ای است، اما دیگران نه؟ آیا ایران و ترامپ به توافق صلح خواهند رسید؟"

مجری: مذاکرات اخیر دیگر تنها به موضوع هسته‌ای محدود نیست و موضوعاتی مانند لبنان و سایر مسائل منطقه‌ای نیز در دستور کار قرار گرفته است. برخی در اسرائیل معتقدند آمریکا در حال دادن امتیازهای بیش از حد به ایران است، در حالی که عده‌ای دیگر می‌گویند واشینگتن صرفاً منافع ملی خود را دنبال می‌کند. آقای پاپادوپولوس، آیا سیاست آمریکا تغییر کرده است؟

محمد حلاوی – مترجم: علی سرداری

مشکل نه در طرح کلی، بلکه در گزینه‌های موجود برای هر طرف خارج از میز مذاکره بود؛ همان چیزی که در نظریه مذاکره «بهترین گزینه در صورت شکست توافق» یا BATNA نامیده می‌شود.
از دیدگاه ایران، تهدید به بستن تنگه هرمز صرفاً یک مانور دریایی نبود، بلکه حرکتی استراتژیک برای افزایش هزینه گزینه جایگزین آمریکا و تقویت BATNA تهران. واشنگتن جدیت این اقدام را درک کرد، اما از جسارت تهران در فعال‌سازی همزمان این کارت با تشدید سایر درگیری‌های منطقه‌ای – به‌ویژه در لبنان – شگفت‌زده شد.

مصطفی برغوتی :مترجم علی سرداری

معضل، به‌ویژه پس از جنگ ویرانگر نوار غزه و تشدید خشونت شهرک‌نشینان در کرانه باختری، دیگر محدود به سیاست‌های احزاب نیست؛ بلکه به گرایش اکثریت جامعه اسرائیل به سمت فاشیسم و نفوذ فزاینده دو نیروی خطرناک بازمی‌گردد: صهیونیسم مذهبی افراطی به رهبری بن‌گویر و اسموتریچ، که با افراط‌گرایی نژادپرستانه حزب لیکود ترکیب شده است. علاوه بر این، ۸۵۰ هزار شهرک‌نشین که کرانه باختری را اشغال کرده‌اند، پایگاه اجتماعی قدرتمندی برای این جریان‌ها فراهم کرده‌اند. طبق نظرسنجی مرکز توافق دانشگاه عبری، ۷۶ درصد از یهودیان اسرائیل معتقدند که در نوار غزه هیچ فرد بی‌گناهی وجود ندارد، حتی اگر کودک باشد.

مطالب پربازدید

مقاله