۲۱ سپتامبر«روز جهانی صلح»

صلح؛ فقط نبودن جنگ نیست

صلح را معمولاً با نبودن جنگ تعریف می‌کنیم؛ با خاموش شدن تفنگ‌ها، پایان بمباران‌ها و توقف کشتار. اما صلح چیزی بیش از نبود جنگ است. صلح، امکان زیستن است؛ زیستن در امنیت، کرامت، آزادی و امید.
صلح اتفاقی نیست که پس از پایان جنگ خودبه‌خود پدیدار شود؛ صلح باید ساخته شود و برای ساختن آن باید سرمایه‌گذاری کرد.

صلح پیش از آنکه در میدان جنگ شکست بخورد، ممکن است در جامعه‌ای که در آن بی‌عدالتی، تبعیض، تحقیر، فقر، حذف و فقدان گفت‌وگو گسترش یافته است، از میان برود.
به همین دلیل، صلح را باید در نسبت با عدالت، آزادی و حقوق انسان فهمید.

جامعه‌ای که در آن بخش‌هایی از مردم احساس کنند دیده نمی‌شوند، صدایشان شنیده نمی‌شود و در تعیین سرنوشت خود نقشی ندارند، حتی اگر در آن جنگی در جریان نباشد، جامعه‌ای برخوردار از صلح پایدار نیست.
صلح پایدار زمانی شکل می‌گیرد که انسان احساس امنیت کند؛ نه فقط امنیت جانی، بلکه امنیت در بیان عقیده، انتخاب سبک زندگی، برخورداری از فرصت‌های برابر، دسترسی به عدالت و امکان مشارکت در سرنوشت خویش.
از این منظر، صلح و آزادی دو مفهوم جدا از یکدیگر نیستند. همان‌گونه که عدالت و صلح از یکدیگر جدا نیستند.

جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به این فهم نیاز دارد. صلح تنها در اتاق‌های مذاکره ساخته نمی‌شود؛ بلکه در محله‌ها، مدرسه‌ها و زندگی روزمره انسان‌ها شکل می‌گیرد و کسانی که در سطح جامعه برای گفت‌وگو، همبستگی و کاهش شکاف‌ها تلاش می‌کنند، «معماران روزمره صلح» هستند.
این نگاه برای ما با توجه به شرایط خاصی که در آن بسر می بریم معنای ویژه‌ای دارد.
ایران امروز جامعه‌ای است که سال‌هاست زیر فشار مجموعه‌ای از بحران‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیست‌محیطی قرار دارد. در چنین شرایطی، سخن گفتن از صلح نباید صرفاً به معنای پرهیز از جنگ خارجی باشد. صلح برای ایران یعنی کاهش تنش در بیرون و افزایش اعتماد در درون.

▪️ایران برای صلح به منطقه‌ای آرام‌تر نیاز دارد؛ اما هم‌زمان به جامعه‌ای نیازمند است که در آن گفت‌وگو جای حذف را بگیرد، قانون جای سلیقه را بنشاند، عدالت جای تبعیض را بگیرد و اعتراض، به جای آنکه صرفاً تهدید تلقی شود، به عنوان یکی از اشکال بیان مطالبات اجتماعی به رسمیت شناخته شود.
صلح از همین‌جا آغاز می‌شود:از پذیرفتن دیگری.

از پذیرفتن اینکه جامعه فقط متعلق به یک گروه، یک نسل، یک جنسیت، یک مذهب یا یک گرایش سیاسی نیست.
صلح یعنی بتوانیم با وجود تفاوت‌ها در کنار یکدیگر زندگی کنیم.

در این معنا، زنان، جوانان، اقلیت‌ها، مخالفان سیاسی، منتقدان و گروه‌های مختلف اجتماعی نه مانعی برای صلح، بلکه بخشی از سازندگان آن هستند. حذف هر گروه از جامعه، شاید برای مدتی سکوت ایجاد کند، اما سکوت الزاماً صلح نیست.صلح واقعی با اعتماد ساخته می‌شود؛ و اعتماد بدون عدالت و گفت‌وگو شکل نمی‌گیرد.

امروز بیش از هر زمان دیگری باید میان «صلح» و «تسلیم» تفاوت گذاشت. صلح به معنای چشم پوشیدن از حق نیست؛ همان‌طور که مقاومت برای عدالت الزاماً به معنای خشونت نیست. می‌توان برای حقوق خود ایستاد و هم‌زمان از خشونت پرهیز کرد. می‌توان مخالف بود، اما دیگری را دشمن ندانست. می‌توان تغییر خواست، اما کرامت انسان را در مسیر تغییر فراموش نکرد.
این شاید مهم‌ترین درس روز جهانی صلح باشد:

▪️صلح را نمی‌توان فقط از دولت‌ها و سیاستمداران مطالبه کرد؛ اما نمی‌توان مسئولیت دولت‌ها را نیز به افراد و جامعه واگذار کرد. صلح هم یک مسئولیت فردی است و هم یک مسئولیت سیاسی و حکمرانی.

جهان در شرایطی روز صلح را گرامی می‌دارد که بحران اعتماد، جنگ، نفرت و قطبی‌شدن سیاسی در بسیاری از نقاط گسترش یافته است. بنابراین شاید پرسش امروز فقط این نباشد که :«چگونه جنگ را متوقف کنیم؟»پرسش عمیق‌تر این است

▪️چگونه جامعه‌ای بسازیم که جنگ در آن کمتر امکان تولد پیدا کند؟
پاسخ، از عدالت می‌گذرد؛ از آزادی؛ از گفت‌وگو؛ از به رسمیت شناختن دیگری؛ از کاهش نابرابری؛ از احترام به کرامت انسان و از پذیرش این واقعیت ساده که هیچ جامعه‌ای با حذف بخشی از مردم خود به صلح پایدار نمی‌رسد.
صلح، مقصد نیست؛ شیوه‌ای برای زیستن است.

و شاید در زمانه‌ای که جنگ در بسیاری از نقاط جهان دوباره به زبان مسلط سیاست تبدیل شده است، مهم‌ترین کار ما این باشد که اجازه ندهیم خشونت، تنها زبان قابل تصور برای حل اختلافات شود.
صلح را باید از همین امروز ساخت؛ در خانه، در جامعه، در سیاست و در جهان.

مطالب مرتبط

ابراهیم غرایبه ،نویسنده اردنی :مترجم علی سرداری

اسلام سیاسی پویایی بین تلخی شکست و ناکامی و تعالی احساسات برتری و امتیاز ایجاد کرده است..

عصر ایران؛ مهرداد خدیر-

بیستم و سرانجام این که مطالبۀ تغییر بنیادین ناشی از یأس از ساز و کارهای دیگر است. در آمریکا نهایتا انتظار می‌کشند دوران ترامپ تمام شود. این تصور که امکان دست به دست شدن قدرت نیست و اگر هم صورت پذیرد کامل نیست امکان دفاع از تغییرات تدریجی در مقابل تغییرات بنیادین را کاهش داده است.

فاطمه گوارایی

اهمیت این مسئله تنها اقتصادی نیست. در جامعه‌شناسی شهری، مکان‌هایی مانند کافه‌ها به عنوان «فضای سوم» شناخته می‌شوند؛ یعنی فضاهایی میان خانه و محل کار که امکان گفت‌وگو، شکل‌گیری روابط اجتماعی و تعامل غیررسمی شهروندان را فراهم می‌کنند.بنابراین محدود کردن این فضاها فقط تعطیلی چند واحد صنفی نیست؛ بلکه می‌تواند به معنای محدود شدن بسترهای طبیعی شکل‌گیری سرمایه اجتماعی باشد.