خانواده صابر درگفتگو با سایت ملی – مذهبی

پرونده صابر باز است و ما در حال پیگیری هستیم

خانواده شهید هدی صابر : ما اظهارات آقای اژه ای را در رسانه ها خواندیم . اما پرونده هنوز در دادگاه جنایی باز و در جریان  است و وکیل ما در حال پیگیری است.  از سوی هیچ مقام قضایی چیزی به ما گفته نشده …

.

صبح امروز ( دوشنبه) محسنی اژه ای، دادستان کل کشور در نشست خبری خود با رسانه ها، درباره آخرین وضعیت پرونده هدی‌صابر و هاله سحابی مدعی شد: “در این پرونده‌ها نتیجه‌گیری شد و آخرین نظریات پزشکی قانونی هم اعلام شد که طبق آن کسی در این خصوص مقصر نیست.” این اظهارات در حالی مطرح می شود که متن گزارش پزشک قانونی صریحا به وجود کبودی و تورم و خون مردگی در سمت راست پیشانی هدی صابر (تایید ضرب و شتم هدی صابر در بهداری زندان) و نیز علامت خون مردگی (که این مورد را پزشکی قانونی احتمالا ناشی از عملیات احیاء دانسته بود) اشاره کرده اند.

خانواده شهید هدی صابر با تاکید براینکه پرونده آقای هدی صابر در جریان است، به سایت ملی مذهبی می گویند: “ما اظهارات آقای اژه ای را در رسانه ها خواندیم اما پرونده هنوز باز و در جریان است و چیزی در این زمینه به ما اعلام نشده است. پرونده در دادگاه جنایی باز است و وکیل ما در حال پیگیری است. هنوز از سوی هیچ مقام قضایی چیزی به ما گفته نشده و ما این خبر را در رسانه ها دیدیم!”

اظهارات این مقام قضایی در آستانه اولین سالگرد به شهادت رسیدن این دو زنده یاد، حکایت از هراس مسئولین از حضور مردم در مراسم آنها دارد و در همین راستا نیز سعی بر مختومه اعلام کردن پرونده آنها و طبیعی جلوه دادن مرگ این دو فعال ملی مذهبی دارند.

گفتنی است، اواخر سال گذشته دستگاه قضایی مرگ هاله سحابی را طبیعی اعلام کرد اما آقای شامخی همسر هاله اعلام کرد که ما شاهد داریم و منتظر برگزاری دادگاه هستیم.

در یازدهم خرداد ماه سال گذشته هاله سحابی در مراسم تشییع جنازه پدرش عزت الله سحابی بر اثر ضربات ماموران امنیتی جان سپرد. هدی ‌صابر فعال ملی مذهبی محبوس در زندان اوین نیز پس از شنیدن خبر شهادت مظلومانه هاله دست به اعتصاب اعتراضی زد و در بیست و یکم همان ماه به بیمارستان منتقل و به شهادت رسید.

خانوادۀ مرحوم صابر در شکایت نامه ای خطاب به رئیس قوه قضائیه، خواهان رسیدگی به موارد اهمال و قصور و تعمد در رابطه با فوت هدی صابر شده و موارد غیرقانونی از جمله “ادامه بازداشت و نگهداری غیر قانونی و بدون حکم هدی”، “عدم تحویل نامۀ فعالان ملی – مذهبی به وی مبنی بر پایان دادن به اعتصاب غذا”، “ضرب و شتم در بهداری زندان”، اعزام دیرهنگام آن مرحوم به بیمارستانی بیرون از زندان که منجر به از دست رفتن زمان برای نجات وی گردید” و همچنین نکاتی دیگر چون “عدم اطلاع به خانواده” را مورد اشاره قرار داده اند. متن گزارش پزشک قانونی نیز به این شکایت نامه پیوست شده است.

اگرچه تاکنون پیگیری های خانواده و وکیل شهید هدی صابر به نتیجه ای نرسیده است اما خانواده وی همچنان پیگیر پرونده و خواهان رسیدگی به موارد اهمال و قصور کشته شدن عزیز خود هستند.

چندی پیش فریده جمشیدی همسر هدی صابر در گفتگویی با سایت جرس گفته بود: “به اصرار می خواستند پرونده را ببندند که وکیلمان شکایت کردند و پرونده به جریان افتاد و الان در دست اقدام است اما تاکنون به نتیجه ای نرسیده ایم. چند بار به پسرم تلفن های تهدید آمیزی شده که این پرونده هایی که دارید، قلابی است بیایید ما پرونده اصلی را بهتان بدهیم… خودشان هم می دانند هدی در مظلومیت و “ناجوانمردانه” به شهادت رسید. من خودم آدم سیاسی نیستم و کاری به سیاست ندارم اما هیچگاه نخواهم گذاشت که خون صابر هدر رود، واقعا نخواهم گذاشت. 64 نفر هم شهادت داده اند و این کم نیست و به نظر نمی رسد در تاریخ ایران تاکنون چنین مسئله ای سابقه داشته باشد.”

هدی صابر در دوازده خرداد ماه سال گذشته در حالیکه در اعتراض به کشتن هاله سحابی دست به اعتصاب غذا زده بود، بر اثر بی مبالاتی و بی‌توجهی مسئولان زندان به شهادت رسید. علی رغم شهادت حاضران در زندان مبنی بر ضرب و شتم و عدم رسیدگی به وضعیت نامناسب جسمانی هدی صابر، مسئولین حکومتی سعی کردند علت مرگ او را کاملا طبیعی اعلام کنند.

این در حالی است که شصت و چهار تن از زندانیان سیاسی با انتشار بیانیه ای با شهادت دادن بر آنچه در آخرین لحظات حضور صابر در بند بر وی گذشته، حاکمیت را مسئول مستقیم مرگ هدی صابر دانسته و نوشتند که ما شهادت می دهیم هدی صابر در هشتمین روز اعتصاب غذای خود دچار درد در ناحیه سینه و اختلال در سیستم گوارشی شد که در ساعت چهار بامداد جمعه 20 خردادماه برای نخستین بار به بهداری مستقر در زندان اوین جنب بند 350 منتقل شد اما دو ساعت بعد در حالی که از درد به خود می پیچید به بند بازگردانده شد و از صدای فریاد او هم اتاقی‌هایش بیدار شده و دور او حلقه زدند در این هنگام صابر گفت که “در بهداری نه تنها هیچ رسیدگی به وضعیتش نشده بلکه مورد ضرب و شتم و توهین قرار گرفته است و توسط مامورانی در لباس پرسنل بهداری از اتاق درمان بیرون انداخته شده است.” اینک که حکومت اعتراض به جنایتی را با جنایتی دیگر پاسخ گفت ما قاطعانه اعلام می داریم حاکمیت کنونی مسئول مستقیم مرگ شهید صابر است. ما تا رسیدگی به این موضوع و تحقق حقوق شهروندان و التزام حکومت به قانون ،تا آخر ایستادگی می کنیم.

مطالب مرتبط

نگاه القدس العربی: مترجم علی سرداری

جنگ با ایران، بخش بزرگی از زرادخانه مهمات آمریکا را مصرف کرد و با وجود کشته شدن شماری از رهبران ایران، از جمله علی خامنه‌ای، رهبر پیشین، این جنگ برای آمریکا و اسرائیل ـ «ابرقدرت جدید» به تعبیر نتانیاهو ـ به پیروزی راهبردی منجر نشد. برنامه‌های موساد برای مسلح‌سازی مخالفان ایرانی شکست خورد و بسیج عمومی در ایران ناکام ماند. ساختار سیاسی ایران انسجام بیشتری یافت و چالش‌برانگیزتر و خطرناک‌تر به نظر رسید. افزون بر این، تهران با بستن تنگه هرمز، جغرافیا را به سلاحی راهبردی ـ نه کم‌خطرتر از سلاح هسته‌ای ـ تبدیل کرد و آن را به منبع درآمدی از طریق وضع مالیات بر کشتی‌های عبوری بدل ساخت.

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:مترجم علی سرداری

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:النصره – «منابع رسمی آمریکایی در آن زمان گزارش دادند که اسرائیل پیش از آغاز جنگ با ایران، با اطلاع ایالات متحده از این تأسیسات استفاده می‌کرده و آنها را برای پناه دادن به نیروهای ویژه و به‌عنوان مرکز لجستیکی نیروی هوایی اسرائیل به کار می‌گرفته است. به گفته همین منابع، در آغاز جنگ، حملات هوایی اسرائیل علیه نیروهای عراقی تقریباً یکی از این تأسیسات را آشکار کرده بود. منبعی در منطقه شرقی اظهار داشت که قرار بود این سایت‌ها موقت باشند، اما اهمیت استراتژیک آنها غیرقابل انکار است.

نگاه القدس العربی :مترجم علی سرداری

برای رهبران یهودی و صهیونیست آمریکا نیز دیگر تازگی ندارد که به وخامت، فرسایش و انحطاط تصویر دولت اشغالگر اذعان کنند؛ تصویری که زمانی با تاریخ طولانی و غنی همدردی و همبستگی با یهودیان گره خورده بود. این تصویر اکنون در تضاد کامل با مجموعه‌ای از تصاویر فجیع جنایات جنگی است که بدون هیچ بازدارندگی اخلاقی ــ که انتظار می‌رود فرزندان قربانیان هولوکاست داشته باشند ــ ثبت می‌شود؛ کسانی که امروز در فلسطین، لبنان، سوریه و هر جای دیگر، خود به جلادانی بدل شده‌اند که مست از قدرت‌اند.

مطالب پربازدید

مقاله