در گفت و گوی خانواده ها با سایت ملی-مذهبی مطرح شد:

سیزده ماه بلاتکلیفی سعیدمدنی/ سه سال زندان بی مرخصی عماد بهاور

سیزده ماه بلاتکیلفی سعید مدنی در زندان

پس از برگزاری دادگاه دکتر سعید مدنی فعال ملی- مذهبی در روز 27 دی ماه سال جاری به ریاست قاضی پیر عباسی وی همچنان در شرایط بلاتکلیف در زندان بسر می برد.

منصوره اتفاق، همسر سعید مدنی با اشاره به تداوم بلاتکلیفی همسرش به سایت ملی‑مذهبی می گوید: “دادگاه یکبار برای آقای مدنی تشکیل شد اما حکمی تا الان صادر نشده است. در حقیقت نماینده دادستان در دادگاه حضور نداشت و به همین خاطر گفته اند دادستانی باید پرونده او را دوباره بررسی کند و بعد نتیجه را به وکیل آقای مدنی خبر می دهند. آقای مدنی الان در بند 350 نگهداری می شوند و همچنان در بلاتکلیفی بسر می برند. یعنی تقریبا نزدیک به سیزده ماه در همین وضعیت بلاتکلیف هستند که متعارف نیست.”

این پژوهشگر ملی – مذهبی پیش از انتقال به بند 350 یازده ماه در بند امنیتی209 وزارت اطلاعات محبوس بوده است. او پس از بازداشت خود دی ماه سال 90 به مدت دو ماه ونیم در سلول انفرادی نگهداری شده و در جلسات بازجویی متعدد تحت شدیدترین فشارها و شکنجه ها قرار گرفته است.

همسر سعید مدنی در ادامه می افزاید: “اتهامی که در دادگاه ذکر شد تبانی و تلاش در جهت اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام بود. حساسیت و تاکیدشان هم بیشتر بر همکاری ایشان با کانون مدافعان حقوق بشر بود و قاضی می گفت که سخنرانی ها و مطالبی که آقای مدنی مطرح می کردند به خارج از کشور فرستاده می شده است. در هر حال امیدواریم با توجه به دفاعیات ایشان رای عادلانه ای صادر شود و شرایط آزادی شان فراهم شود.”

این فعال ملی‑مذهبی پیش از این در بازداشت گسترده اعضای این گروه در اسفند ماه 79 بازداشت شد و پس از چندین ماه انفرادی با قید قرار وثیقه دویست میلیون تومانی آزاد شده بود. وی پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری 88 از تدریس در دانشگاه ها محروم شد.

سعید مدنی یکی از زندانیان سیاسی است که در دیدار با هیئت چهار نفره از نمایندگان عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی به شرح جزئیاتی از آنچه در این سه سال بر فعالان سیاسی محبوس در زندان گذشته است، پرداخت.

این استاد دانشگاه در آن دیدار خاطرنشان کرده بود: “در حالی که جمعیت کشور نیم درصد جمعیت دنیا را شامل می شود اما جمعیت زندانیان ایران دو درصد جمعیت زندانیان دنیا است و ایران در میان 154 کشور دنیا از نظر تعداد زندانی در رده هفدهم قرار دارد. این سیاست های غلط به تراکم بالای زندانیان در زندان های کشور از جمله زندان اوین منجر شده است. با توجه به چنین شاخص های نگران کننده ای، بدیهی است که خدمات مسوولان زندان از کیفیت نازل و بسیار پایینی برخوردار است که از آن جمله می توان در زندان 350 به کیفیت نامطلوب غذای زندان، وضع نامناسب بهداشت و نظافت زندان فضای محدود و تراکم بالای زندانیان، عدم امکان بهره مندی زندانیان سیاسی از امکانات رفاهی آموزشی، فرهنگی و ورزشی زندان اوین، محدودیت ملاقات ها و قطع تلفن، اجبار بخش قابل توجهی از زندانیان به پوشیدن لباس فرم، محدودیت در دسترسی به وکیل و وسایل ارتباط جمعی مطبوعات و کتب پرداخت.”

محرومیت سه ساله عماد بهاور از مرخصی

عماد بهاور، رئیس شاخه‌ جوانان نهضت آزادی ایران از جمله زندانیان سیاسی است که با گذشت سه سال از دوره محکومیت ده ساله‌اش همچنان از حق مرخصی محروم است.

طاهره طاهریان، مادر عماد بهاور در این زمینه خاطرنشان کرد: “متاسفانه علی رغم گذشت نزدیک به سه سال هنوز با مرخصی او موافقت نمی کنند. حتی علت مخالفت خود را هم نمی گویند. واقعیت این است که نمی خواهند مرخصی بدهند به ظاهر هم وزارت اطلاعات موافقت نمی کند. کلا حساسیت و فشارها بر روی نهضتی ها زیاد است. در ملاقات ها هم آنچه ظاهرا می بینیم روحیه و وضعیت جسمی عماد خوب است و کلا در شرایط سخت مقاوم است.”

وی در واکنش به بازدید چهار تن از نمایندگان مجلس تصریح کرد: “همان روزی که این نمایندگان می خواستند از زندان بازدید کنند کمی کیفیت غذا را بالا برده بودند؛ وگرنه غذای زندان اصلا قابل خوردن نیست و بچه ها خودشان با هزینه خود غذا درست می کنند. اگر واقعا نمایندگان قصد بازدید از جایی را دارند بی خبر به آنجا سر بزنند. ما چهل سال است که در این مملکت کار می کنیم و می دانیم که هر وقت بازرس می خواهد بیاید همه چیز تغییر می کند. نمایندگان هم اگر سر زده به زندان بروند از شرایط سخت آنجا و غذا و امکانات بهداشتی و رفتارهایی که با زندانیان صورت می گیرد با خبر می شوند. خب، معلوم است که اینطور شرایط واقعی زندان را متوجه نمی شوند و می گویند زندان هتل اوین است. اگر اوین هتل است خودشان بروند استفاده کنند چرا این هتل فقط نصیب بچه های ما شود!”

مطالب مرتبط

هاشم آقاجری: ۱۲۰ سال پس از مشروطه همچنان در تعلیق بین رعیت‌بودگی و شهروندی هستیم/ انقلاب ۵۷ محصول منطقی کودتای ۲۸ مرداد بود

چهار گروه نخبه ایران با مساحت‌های گوناگون البته؛ یعنی منورالفکران، دیوانیان تجددخواه، تجار ایران و بالاخره روحانیان نوگرا پروژه مشروطیت را پیش بردند. خود پروژه مشروطیت حاصل به بن‌بست رسیدن تکاپوهای اصلاح‌طلبانه از بالا و درون‌سیستمی بود که تقریباً حدود ۱۰۰ سال جریان داشت و به نتیجه نرسیده بود؛ یعنی پروژه‌های ناکام اصلاح‌طلبی از جنگ‌های ایران و روس و قائم‌مقام‌ها گرفته تا امیرکبیر و سپهسالار و دیگران، حاصلش پروژه مشروطیت بود.
پروژه مشروطیت عبارت از این بود که ما چه کنیم تا آن بحران‌ها را حل کنیم؟ از کجا شروع کنیم؟ مشروطیت گفت از ساختار سیاسی و حقوقی باید شروع کنیم، تبدیل رعیت به شهروند، از حل مسئله قدرت و مسئولیت، تناسب قدرت و مسئولیت (به میزان قدرت، مسئولیت و پاسخ‌گویی)، از تمرکززدایی از قدرت و تفکیک قوا، از اصل نمایندگی، از دو اصل اساسی حریت به تعبیر امروز یعنی آزادی، و مساوات یعنی برابری، اصل نهادهای پایینی و مردمی، انجمن‌ها، اتحادیه‌ها، مطبوعات، نهادهای مدنی، انجمن‌های ایالتی و ولایتی؛ یعنی ساختار حقوقی و سیاسی را باید ابتدا دگرگون کرد تا بعد با اتخاذ برنامه‌های مختلف، برنامه‌هایی که مثلاً فرض می‌کنیم مرتضی‌قلی‌خان صنیع‌الدوله داشت؛ یکی از رجال روشن‌اندیش و مترقی ایران که خیلی خوب فهمیده بود راه ایران بعد از انقلاب مشروطه توسعه صنعتی است، در آلمان درس خوانده بود و خیلی خوب به نقش صنعت و صنعتی‌شدن ایران توجه داشت؛ ولی اول باید ساختار سیاسی دگرگون بشود، باید یک قانون اساسی، یک نظام مبتنی بر تفکیک قوا، اصل نمایندگی، اصل حاکمیت مردم و اصل آزادی باشد.

(میزگردی با حضور علیرضا رجایی، آذر منصوری، لطف‌الله میثمی، بدرالسادات مفیدی و مهدی فخرزاده)

بدرالسادات مفیدی: برخی رسانه‌های خارج از کشور ــ به‌عنوان مثال شبکه‌هایی مانند ایران اینترنشنال ــ این رخداد را صراحتاً «انقلاب» نامیدند. این نام‌گذاری بالاخره بر ذهن و روان جامعه اثر می‌گذارد؛ نوعی امید و احساس نزدیکی به پیروزی ایجاد می‌کند. حال آنکه اگر این تصویر تقویت شود و سپس نتیجه‌ای حاصل نشود، پیامدهای روانی آن می‌تواند سنگین باشد: افزایش یأس، سرخوردگی، انفعال اجتماعی و حتی در برخی موارد افزایش آسیب‌های فردی. وقتی جامعه در وضعیت انتظار برای یک «پیروزی قریب‌الوقوع» قرار می‌گیرد و آن اتفاق نمی‌افتد، انرژی اجتماعی فروکش می‌کند. در چنین فضایی، ممکن است حاکمیت نیز از کاهش انگیزه‌های اعتراضی بهره‌مند شود.

به گذارش القدس الغربی :مترجم علی سرداری

منتقدانش اما او را نمادی از ظهور گفتمان سیاسی تندتر می‌دانند که می‌تواند برای حزب دموکرات چالش‌آفرین باشد، زیرا این حزب تلاش می‌کند پایگاه جوانان خود را با رأی‌دهندگان میانه‌رو متعادل کند.

مطالب پربازدید

مقاله