بایگانی برای :خوراک متنی این بخش اندیشه

جمعه ۷ام آبان ۱۳۹۵ گفت و گو با مهندس محمد توسلی به مناسبت بزرگداشت دکتر جعفری:

نهج البلاغه پراتیک اسلام و معیار زیست مومنانه است

نگاه چپ؛ مشکل اصلی جامعه ما را بیگانگان یعنی استعمار و امپریالیسم می دانستند. اما مهندس بازرگان عقیده داشتند که بیگانگان مشکل هستند اما تجربه تاریخی نشان داده است که دست استمعار از آستین استبداد بیرون می آید. بنابر این مشکل اصلی ما فرهنگ دیرین استبدادی و استبداد است. تجربیات و وقایع 200 سال گذشته از جمله در کودتای 28 مرداد سال 32 نقش دربار و وابستگان آن را به وضوح در اجرای برنامه های انگلیس و آمریکا، نشان می دهد.

دوشنبه ۳ام آبان ۱۳۹۵

پرسش‌گر هستی، یا راوی رؤیا؟

وارثان اسماعیل باور کرده بودند که چون از فرزندان هاجر هستند و کهن‌الگوی آنان در بنیان‌گذاری قبیله هاجر بوده است، از این جهت همه‌ی مناسک خود را مبتنی بر کهن‌الگوی مادر سامان داده بودند، کعبه مزار هاجر شمرده می‌شد، حجرالاسود نمادِ زهدانِ مادرانه بود، سعی میان صفا و مروه از داستان دویدن‌های هاجر گرفته شده بود و بسیاری اجزاء دیگر در مناسک حج. حتی خدایانِ عربِ جاهلی نقش زنانه داشتند مثل لات و منات و عزی که دختران خداوند شمرده می‌شدند

یکشنبه ۲ام آبان ۱۳۹۵

سروش در برابر استبداد دینی

شاید بتوان مدعی شد سروش در نقد قدرت همان روشی را پیشه کرده که حدود چهار دهه پیش علی شریعتی، دیگر چهره شاخص روشنفکری دینی پی گرفت. بیهوده نیست که ـ مستقل از همدلی‌های مکرر و دیرین ـ او در مکتوب جدید و اخیرش نیز از «شجاعت و شرافت شریعتی‌وار» می‌نویسد.

یکشنبه ۲ام آبان ۱۳۹۵ در نقد مقاله اخیر دکتر سروش

تند مگو،نرم و مصداقی بگو

شریعتی مبلغ عرفان خراسانی که گرایش اجتماعی دارد بود و بازرگان هم اخلاق مداری با گرایش علمی. آنها نمی توانستند با چنین نتیجه ای که سروش از فلسفه دین می گیرد موافق باشند. حال برخی از همان شاگردان به استاد می گویند که دین داری در عرصه خصوصی با گرایش عرفانی که با اشعار مولوی سیراب می شود به فرقه سازی رسیده است. که البته من با این نتیجه گیری که فرقه سازی شده همراه نیستم مطلبی هم در این باره نوشتم . دیگرانی که هم شاگرد استاد سروش هستند می گویند که این بحث رویای رسولانه مشکل دارد. البته جواب استاد تندی بوده است .

سه شنبه ۲۷ام مهر ۱۳۹۵

هین بگو که بخت من پیروز شد

امّا به رغم زعم باطل آنان، روشنفکری دینی نه دوره‌اش گذشته است، نه گذشتنی است؛ تنها نمانده است، و تنهاماندنی نیست. زبان زمانه و نیاز دوران است. آمدنش به امر و اذن کسی نبوده و رفتنش هم به هجو و هزل کسی بسته نیست. خروج ناکثین و مارقین و قاسطین هم در حیات و کمال آن تأثیر ندارد.

چهارشنبه ۲۱ام مهر ۱۳۹۵

درباره اصالت زیارت عاشورا

در تمام متن زیارت عاشورا بر برائت جويی از امويان تأکيد شده، امری که به وضوح در جريانهای شيعی در دوران پايانی امويان گسترش يافته بود و در حقيقت تشيع طيفی وسيع از مخالفان با امويان را تشکيل می داد که در عين حال به اهل بيت پيامبر ابراز وفاداری می کردند. صرف نظر از برخی گرايشهای خاص شيعی در آن دوران، عموم شيعيان در حول محور تأکيد بر عدم پذيرش خلافت امويان اجماع داشتند. در بخش اصلی اين متن صرفا بر امويان تأکيد شده و از آنان اظهار برائت شده است.

سه شنبه ۲۰ام مهر ۱۳۹۵

سخنی در مورد “رویاهای رسولانه”

بدین سان نه خیالات دکتر سروش را می توان جدی گرفت نه ادعاهای آقای گنجی را. زیرا با آن که دکتر سروش یکی از اندیشمندان نام آور جهان اسلام کنونی است و در ایران تاثیری عمیق و ماندگار داشته است ، اما از هیچ یک از آن دو امتیاز اصلی که بخش اصلی کار است، برخوردار نیست. ایشان نه شخصیتی کاریزماتیک دارند، و نه رهبر توانایی هستند. بهترین شاهدش همین ماجرا است. بهترین و فعال ترین شاگردانش بر علیه او بر خواسته اند، و با همه احترامی که همگان برای دانش او قائلند، چنان غریب مانده که بار اصلی دفاع از او بر دوش پسر فاضل و پرکارش، دکتر سروش دباغ افتاده است.

یکشنبه ۱۸ام مهر ۱۳۹۵

عاشورای نوحه ،عاشورای روضه ، عاشورای تاریخی-حماسی

عاشورای نوحه که رهبر نظام آن را قبول کرده است و امثال حاج منصور ارضی در حسینیه او نوحه می خوانند و به زمین و زمان توهین می کنند، اوباش را بسیج می کند تا مردم را در عاشورای1388 سرکوب کنند. عاشورای نوحه احمدی نژاد و امثال جلیلی را می پسندد. این نگاه درباره فوتبال ایران و کره ورزشگاه بدون تماشاگر می خواهد. عاشورای تاریخی و عاشورای حماسه چنین نیست. عاشورای تاریخی و عاشورای حماسه جوهر زندگی را در قیام امام می بیند. هر شادی را نادرست نمی داند . عاشورا دعوت به زندگی و تلاش است اگر ورزش چنین کند از آن استقبال می کند.

شنبه ۱۷ام مهر ۱۳۹۵

تأملی دیگر در جنبش‌های اجتماعی

در بخش دیگری از کتاب، بحث ریزش در جنبش‌ها مورد توجه قرار گرفته و تاکید شده که تعهد نسبت به جنبش باید از طریق روابط متقابل با جنبش حفظ شود و هر اقدامی که این روابط متقابل را رضایت بخش سازد به حفظ تعهد کمک می‌کند.

پنج شنبه ۱۵ام مهر ۱۳۹۵

احتضار مرگ‌آگاهی در جامعه جدید: مرگ یک نماد

به نظر می‌رسد می‌توان پاسخ این پرسش را در روزمره‌شدن مرگ جست‌وجو کرد. در دوران جدید شرایط به‌گونه‌ای است که مرگ، دیگر خصلت منحصربه‌فردبودن خویش را از دست داده است. مرگ، دیگر امری منحصربه‌فرد نیست. مرگ در دوران جدید بیش از پیش افسون‌زدایی شده است. مرگ به پدیده‌ای چون دیگر پدیده‌ها تبدیل شده است. سازمان اجتماعی جدید مرگ را به امری همه‌جایی و همه‌جا حاضر بدل ساخته است. اگرچه قبرستان‌ها از شهر خارج شده‌اند و از زندگی روزمره ظاهراً بیرون رفته‌اند، اما مرگ همه‌جا حاضر است. مرگ از یک طرف رسانه‌ای شده است و از طرف دیگر هر روز می‌توان در خیابان‌ها مرگ یا مظاهر آن را سراغ گرفت.

فیلتر کردن مطالب

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.