بایگانی برای :خوراک متنی این بخش اندیشه

شنبه ۴ام اسفند ۱۳۹۷

النهضت تونس در مسیر دموکراسی

به نظر می رسد حزب نهضت زمینه آن را دارد تا نسبت به سایر حزبهای اسلامی بیشتر به عقلانیت سیاسی تمسک جوید، این حزب اسلامی در بهره جویی از دست آوردهای خویش در جامعه تند روی نکرد و تعادل خود را در جامعه حفظ کرد.

جمعه ۳ام اسفند ۱۳۹۷

نواندیشی دینی و غیاب مقوله ” ایران “

آنچه من از هویت ایرانی مراد دارم بستر فرهنگی و تمدنی آن است که در عین جهانی بودنش و در عین تحول و گشودگی فرهنگی بر تمدن ها و فرهنگ ها وقومیت های دیگر و در عین کثرت اما وحدت خود را حفظ کرده و مایه وحدت سرزمینی مان شده است. ساسانیان یکی از پرده های این پدیده ثابت در عین حال متحولند و صفویه پرده ای دیگر.

شنبه ۲۰ام بهمن ۱۳۹۷ گفت و گو با احمد قبانچی

«وجدان» ندای درونی خداوند در همه‌ی انسان‌ها است

اگر خداناباوری او ناشی از عقل و وجدان باشد، یعنی خداناباوری قشری نباشد، رابطه‌ی من با او تغییری نمی‌کند. همان‌طور که ایمان افراد به دو دسته‌ی ایمان قشری و ایمان معنوی تقسیم می‌شود، خداناباوری نیز به دو دسته‌ی خداناباوری قشری و خداناباوری معنوی تقسیم می‌شود. خداناباوری قشری زاده‌ی هوا و هوس و گریز از تکلیف اخلاقی و دینی و حاصل مسؤولیت‌ناپذیری است. اما خداناباوری معنوی حاصل حس انسانی و آگاهی به کثرت شرور در عالم و نیافتن خداوند در عقل و وجدان است و نیز حاصل مشاهده‌ی قتل و ظلم و تعدی و خون‌ریزی به اسم الله و دین است. وجدان چنین فرد خداناباوری او را به انکار خدا و اسلام و خدای ادیان دیگر سوق داده است؛ او خداناباور معنوی است.

جمعه ۱۲ام بهمن ۱۳۹۷ برداشتی از سوره محمد

آمادگی برای شرایط جنگی و حفظ موجودیت

در این سروه نیز مانند سوره‌های دیگر اصالت با عمل انسان است. تاکید بر واژة "عمل، اعمالکم، اعمالهم" با نسبت زیاد در این سوره گویای این امر است . در تمامی آیات مربوط اشاره به اثر گذاری اعمال شده است (ولن یترکم اعمالکم).

یکشنبه ۷ام بهمن ۱۳۹۷

برهانهای قرآنی در جدایی رسالت دینی از حاکمیت سیاسی

شواهد قرآنی نشان می‌دهد که مردم و حاکمان مصر در عصر یوسف کافر و مشرک بودند. یوسف اگرچه سالهای اول کودکی را در کنعان نزد پدرش یعقوب زندگی کرده بود، اما در مصر در خانواده‌ای کافر بزرگ شد، مانند موسی که در دربار فرعون بزرگ شد. از این سخن یوسف در زندان می‌توان برداشت کرد که او در قومی کافر زندگی می‌کرد، هرچند دین آن قوم را ترک کرده بود: إنی ترکت ملة قوم لا یؤمنون بالله وهم بالآخرة هم کافرون. زندانیان هم مشرک بودند و یوسف آنان را نصیحت می‌کرد که شرک را رها کنند. زندانیان نمونه‌ای از مردم مصر بودند. یوسف در همین جامعه‌ی کافر و مشرک به مقام صدارت رسید، پس پیامبر می‌تواند در یک حکومت غیردینی یا عرفی هم به کار مشغول شود و با حاکم و مردم همزیستی مسالمت‌آمیز داشته باشد.

یکشنبه ۳۰ام دی ۱۳۹۷

شریعتی، امتداد پروژه بازرگان

به بیان اندکی فضل‌فروشانه و کاملاً پرمسامحه،اگر کانت را بدرستی از سراغازهای اصلی فکر روشنگری بدانیم،به جهت نظری بازرگان به نقد اول کانت و توجه به اصول خرد و شریعتی به نقد سوم کانت و اصول زیبایی‌شناسی نزدیکتر است ولی هردو در نقد دوم،در نقد عقل عملی،یعنی اخلاق به وحدت می‌رسند.

جمعه ۲۸ام دی ۱۳۹۷

تنازع قدرت؛ تقابل روحانیت با جامعه‌ی مدنی

پنج شنبه ۲۰ام دی ۱۳۹۷

بهترین مدل برای رابطه دین و دولت چیست؟

وی در پایان سخنان خود با بیان اینکه بیماری مکنون در مشروطه، افراط در آزادی بود لذا به سمت آنارشیسم رفت، تصریح کرد: مردم به جایی رسیدند که یک فرد مستبد را قبول کردند زیرا امنیت از آزادی بهتر است. در جمهوری اسلامی افراط به سمت مسئله رهبری رفته است و سبب می‌شود تا آزادی و حقوق مردم نادیده گرفته شود لذا تقابل دین و آزادی رخ می‌دهد و نوعی سرخوردگی از حاصل انقلاب پیش می‌آید.

شنبه ۱۵ام دی ۱۳۹۷

منع و یا جواز شکنجه در فقه و قانون

در آموزش های دینی، اذیت و آزار دیگران قبیح و ناپسند شمرده است. نه تنها آزار انسان ها، بلکه آزار حیوانات نیز کاری غیر اخلاقی محسوب شده و دینداران از آن نهی شده اند. دستوراتی از قبیل ممنوعیت کشیدن پای گوسفندان به هنگام ذبح، یا کراهت ذبح با چاقوی کُند که سبب رنج بردن حیوان و سخت جان دادن وی می شود، ممنوعیت پوست کندن حیوان در حالی که جسمش همچنان گرم است و صبر کردن تا خروج کامل روح[۱۹] و... نشان می دهد که اسلام آزار و شکنجه را حتا نسبت به حیوانات زشت می شمارد. امیرالمؤمنین می گوید «نبایستی گوسفندی را در برابر گوسفند دیگر و شتری را در برابر شتری دیگر که وی را می نگرد قربانی کرد».[۲۰] این سفارش ها برای کاستن رنج و درد حیوانات است تا کمتر اذیت شوند.

چهارشنبه ۱۲ام دی ۱۳۹۷

ابن تیمیه: اجتهاد یا انسداد؟

تمدن اسلامی را فیلسوفان و متکلمان و فقیهان و صوفیان و هنرمندان و وزیران و کاتبان و خلیفگان و شاهان و افزون بر آنان همه "دگراندیشانی" ساختند که ابن تیمیه آنان را به انواع کفر و الحاد و بدعت متهم می کرد. ابن تیمیه قشر بسیار محدودی را در تمدن اسلامی نمایندگی می کند؛ همان هایی که امروزه آثار بینش ها و تفکراتشان را تحت عنوان وهابی و سلفی اینجا و آنجا می بینیم. اجتهادی که او بدان فرا می خواند بازگشت به "سلفِ" اصحاب حدیث بود؛ فتح باب اجتهاد نبود. دعوتی بود به "انسداد مطلق".

فیلتر کردن مطالب

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.