بهزاد کریمی

هرمز، اهرم بازدارندگی دیگران، یا دیلم ترمز توسعه‌ی ایران ! ؟

با گذشت هر روز از اهمیت یگانه بودن شاهراه تنگه‌ی هرمز ‌کاسته می‌شود و ارزش جایگاه ژئوپلتیکی و اقتصادی‌ آن فرومی‌کاهد. هیچ شگفت نیست اگر شاهد رشته چرخش‌های راهبردی در وضعیت ترانزیتی خلیج فارس – دریای عمان هستیم. چرا که در اقتصاد، اصل بر گردش امور است و عقل متعارف می‌فهمد که جهانِ تشنه‌ی انرژی ولو به بهای افزایش هزینه، دست روی دست نمی‌گذارد و مسلماً به برسازی مسیرهای بدیل برمی‌آید. شتاب‌گیری فرایند یافتن ناگزیر گذرگاه‌های جایگزین، حالا دیگر می‌رود تنگه‌ی هرمز را از اهرمی بی همتا برای ایران، بدل به ترمز توسعه‌ی آن کند.
خریداران و صادر کنندگان نفت در پی کریدورهایی همانند «میان‌بُر خلیج فارس» هستند تا خطوط ترانزیتی عمان – امارات متحده عربی – عربستان، به جبران آسیب‌های ناشی از وقفه در گذرگاه هرمز برآیند. کریدور «ظفار – جبل علی» هم، بخاطر با صرفه‌ بودنش، علاقمندی شرکت‌های بزرگ کشتیرانی و بیمه‌های ترانزیت دریایی را برمی‌انگیزد. حتی عمان شناسا به داشتن مناسبات حسنه با جمهوری اسلامی در قیاس با دیگر کشورهای عربی منطقه، اکنون دیگر ناشی از عمل به منافع ملی خود، عملاً یک پای برنامه‌ی دورزدن‌های‌ سواحل ایران به شمار می‌رود.
چین نیز به عنوان خریدار اصلی نفت ایران، گرچه در برابر فرون‌خواهی‌های ترامپ و اعتراض به تجاوز جنگی آمریکا به ایران قرار دارد، در عین حال اما مخالف سیاست تنگه‌ی هرمز به عنوان سلاح بازدارندگی است. اگر این کشور حاضر نشد بیانیه‌ی تنظیمی آمریکا در نشست دو روزه‌ی اخیر وزرای دارایی و رؤسای بانک‌های مرکزی گروه بیست را امضاء کند، اما بنا به نشانه‌های مشهود در چند ماه گذشته که هر روز هم آشکارتر می‌نمایند، اصرار بر باز شدن تنگه‌ی هرمز بی اخذ عوارض دارد. سیاست بستن این تنگه‌ از هرسو در تنگناست و در حال کمانه کردن علیه ایران.
تداوم اقدام جمهوری اسلامی مبنی بر گروگان‌کشی تنگه‌ی هرمز به منظور نیل به اهداف سیاسی و نظامی مالیخولیایی، اکنون دیگر آشکارا دارد بر ضد این سیاست و دقیق‌تر، علیه مصالح ملی کشورمان تمام می‌شود. بر پایه گزارش‌های صنعت دریانوردی و انرژی، برنامه‌ی دریایی دور زدن تنگه‌ی هرمز حداکثر تا دو سال دیگر به فرجام می‌‌رسد که چیزی جز بی کلاه ‌ماندن سر ایران نیست. بدین سان شمال خلیج فارس عملاً دچار رکود نسبی می‌شود و بخش طلایی گذرگاه‌های آنکه سواحل ایران باشد با قدمت دست‌کم دو هزار ساله و ارزش دریانوردی جهانی، تا حد زیادی از رونق قبلی می‌افتد.
مواجهه‌ی جمهوری اسلامی با تنگه‌ی هرمز، جلوه‌ای از ماجراجویی‌های آن در قبال امکانات ملی کشور ما است که بارها در انواع جهات و زمینه‌ها به نمایش درآمده‌ است. هنجارهایی که، جملگی آزمون تلخ پس داده‌اند‌ و موجب فرصت‌سوزی برای کشور شده‌اند. فرصت‌سوزی البته تعبیر نرم از سیاست‌های آن‌است، وگرنه واقعیت تلخ نابودی یا ابتر کردن امکانات ایران در میان است که اسمی جز «استقلال هستی‌سوز» با مسما ندارد. کش یافتن سیاست تنگه‌ی‌ هرمز، تداعی ادامه‌ی جنگ پسا فتح خرمشهر سال ۶۱ است که به گواه تاریخ زیان‌های جبران ناپذیری بر کشور وارد آورد.
راه همانا، برگشت به تفاهم‌نامه‌ی ۱۴ ماده‌ای است که بر زمینه‌ی بن‌بست‌های نظامی با عوارض اقتصادی برای طرفین به وساطت برقرار شد و سرانجام به امضاء دو طرف رسید. همانی که به دستاویز ناسازی «علی الاصول» مجتبی خامنه‌ای با آن، فرماندهان «آتش به اختیار» فرمان شلیک موشک به کشتی‌های بارکش در آب‌های عمان دادند و برای بقای فضای جنگی، بهانه‌ی لازم برای ترامپ فراهم آوردند تا تفاهم‌نامه از فرارویی به توافق‌ نامه باز‌بماند. نیز در تقابل با بسته‌ماندن تنگه‌ی هرمز بود که محاصره‌ی آب‌های ایران چونان اهرمی در خدمت جنگ اقتصادی آمریکا تنگ‌تر شد.
اگر ملاک سیاست مسئولانه در این لحظه از حیات سیاسی و اقتصادی کشور، پرهیز از رفتار جنگی و رفتن پای احیای تفاهم‌نامه‌‌ی اسلام آباد است، در برابر اما هرگونه پافشاری جمهوری اسلامی بر مشی تداوم بسته ماندن تنگه‌ی هرمز یا تشویق این حکومت به لجاجت ورزیدن‌ها، خلاف منافع و مصالح ایران و مردم ایران است. ادامه‌ی ماجراجویی در مورد تنگه‌ی هرمز، نه فقط مانع جدی در راه نیل به تفاهم و توافق متخاصم‌هاست، بلکه از منظر موقعیت ژئوپلتیک، زیان بس جبران ناپذیر دراز مدتی بر کشور است. نباید گذاشت جمهوری اسلامی هرمز را بدل به ترمزی برای ایران کند.
بهزاد کریمی ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ برابر با ۶ سپتامبر ۲۰۲۶
https://bepish.org/fa/node/14412

مطالب مرتبط

سامح فایز روزنامه‌نگار مصری:مترجم علی سرداری

پس از آنکه اکثر رهبران گروه اسلامی از آن جدا شدند و به اخوان‌المسلمین پیوستند ــ چهره‌هایی مانند عبدالمنعم ابوالفتوح، ابوالعلا ماضی، عصام العریان، حلمی الجزار، ابراهیم الزعفرانی و محی‌الدین عیسی ــ گروه مصر علیا تصمیم گرفت تحت نام «گروه اسلامی» به فعالیت خود ادامه دهد. آنها مجلس شورایی متشکل از ۱۵ عضو تشکیل دادند که مهم‌ترین آنها کرم زهدی، صلاح هاشم، اسامه حافظ، حمدی عبدالرحمن، فواد الدوالیبی، ناجح ابراهیم، عاصم عبدالمجید، عصام دربله، علی الشریف و طلعت فواد قاسم بودند.

آذر منصوری

جامعه قدرتمند جامعه‌ای نیست که در آن اعتراضی وجود نداشته باشد، بلکه از ویژگی های چنین جامعه‌ای این است که اختلاف‌ها در آن بدون خشونت و از مسیرهای قانونی مدیریت شوند. قدرت پایدار نیز بیش از ترس و سکوت، به رضایت، مشارکت و پیش‌بینی‌پذیری تصمیم‌های حکمرانی وابسته است.

ابراهیم غرایبه، نویسنده اردنی:مترجم علی سرداری

در واقع، اشباع مذهبی ناشی از سیاست‌های مذهبی محافظه‌کارانه، حضور گسترده و عمیقی از مفاهیم، ایده‌ها و اعمال دینی را در زندگی، قانون‌گذاری، نهادها و بازارها ایجاد کرده است. با این حال، قدرت و تسلط این وضعیت، یک نقطه ضعف نیز هست. این مفاهیم و اعمال تا نقطه ناپدید شدن نزدیک گسترش می‌یابند و تا آستانه زوال، غالب و پیروز می‌شوند. وقتی مفهومی آن‌قدر فراگیر می‌شود که در فهم، کاربرد، قانون‌گذاری و زندگی نفوذ می‌کند، به دلیل حضور فراگیر خود، تمایز و وضوحش را از دست می‌دهد و تقریباً نامرئی می‌شود.

مطالب پربازدید

مقاله