ملی مذهبی _ جمهوری اسلامی بیش از چهار دهه است که خود را پرچمدار «آرمان فلسطین» معرفی میکند و از نفی موجودیت اسراییل بهعنوان سنگبنای سیاست خارجیاش سخن گفته است. در روایت رسمی تهران، مساله فلسطین نه یک مناقشه مرزی که نبردی تاریخی میان حق و باطل است؛ نبردی که تنها با مقاومت و نفی تقسیم سرزمین میتواند به پیروزی برسد.
به گزارش ایران وایر، اما همزمان با این رویکرد جمهوری اسلامی، این روزها کشورهای مختلف جهان از جمله اندونزی، پرجمعیتترین کشور مسلمان، مسیری دیگر را برگزیده است. رئیسجمهور تازهانتخابشده این کشور در مجمع عمومی سازمان ملل اعلام کرد صلح واقعی تنها با تشکیل کشور مستقل فلسطین و تضمین امنیت اسراییل ممکن است. چنین موضعی نشان میدهد که حتی کشورهایی که هیچ رابطهای با اسراییل ندارند، راهحل دو دولتی را یگانه مسیر پایان بحران میدانند؛ در حالی که تهران همچنان مدافع گروههای مقاومت و الگوی «یک کشور فلسطینی» است، الگویی که نه با واقعیت سیاسی امروز همخوانی دارد و نه مورد اجماع جهانی است.
اندونزی؛ صلح برای فلسطین و امنیت برای اسرائیل
«پرابوو سوبیانتو»، رییسجمهور اندونزی، بزرگترین کشور مسلمان جهان، دوم مهرماه در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، سه مفهوم کلیدی صلح، کرامت انسانی و امید را بهعنوان آرمانهایی به هم پیوسته مطرح کرد. او تأکید کرد که صلح واقعی زمانی معنا دارد که با عدالت همراه باشد و به امتیاز گروهی محدود تقلیل نیابد. او گفت، کرامت انسانی بر اصل برابری استوار است و تاکید کرد «بیایید سفر امید بشریت را ادامه دهیم، سفری که توسط اجداد ما آغاز شده است، سفری که باید آن را تکمیل کنیم.»
پرابوو در بخشی از سخنان خود به وضعیت غزه پرداخت و با زبانی تند و احساسی، رنج مردم فلسطین را توصیف کرد: «در همین لحظه، بیگناهان برای کمک فریاد میزنند… میلیونها نفر با خطر روبهرو هستند، آنها از گرسنگی در حال مرگاند.» او اعلام کرد اندونزی آماده است بیش از ۲۰ هزار نیروی حافظ صلح برای تضمین امنیت غزه اعزام کند.
اما نکته مهم سخنان وی دفاع از راه حل دو دولتی بین فلسطین و اسراییل بود. وی گفت: «مایلم بار دیگر حمایت کامل اندونزی از راهحل دو دولتی در فلسطین را تکرار کنم. ما باید یک فلسطین مستقل داشته باشیم، اما باید امنیت و سلامت اسراییل را نیز به رسمیت بشناسیم و تضمین کنیم. تنها در این صورت میتوانیم صلح واقعی داشته باشیم: صلح بدون نفرت، صلح بدون سوءظن. تنها راهحل، همین راهحل دو دولتی است.» موضعی که هم انتقادات و هم همراهیهایی را در جهان اسلام برانگیخت.
رسانههای ایران این سخنان را با کنایه پوشش داده و گفتند اندونزی خواهان امنیت برای اسراییل است. این در حالی است که جاکارتا، اعلام کرده است تا زمانی که استقلال فلسطین تحقق نیابد، از بهرسمیت شناختن اسراییل خودداری میکند. اندونزی سالهاست که در مجامع جهانی به نفع فلسطین موضع گیری کرده است. از جمله سال ۲۰۱۶ در نشست پاریس که برای یافتن راه حلی برای این منازعه برپاشده بود، ضمن به رسمیت نشناختن اسراییل باردیگر بر دو کشوری تاکید کرد.
جهان به سوی راه حل دو دولتی
این روزها جهان دوباره چشم به نقشهای دوخته که سالها غبار فراموشی بر آن نشسته بود. نام «فلسطین» بار دیگر در پایتختهای بزرگ جهان طنینانداز شده است؛ کشورهایی مانند «بریتانیا»، «کانادا» و «استرالیا» که همواره در صف دوستان نزدیک اسراییل قرار داشتند، اکنون به جمع دولتهایی پیوستهاند که فلسطین را به رسمیت میشناسند. هشتادمین مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، با وجود غیبت فیزیکی «محمود عباس» رئیس دولت خودگردان فلسطین، بیش از هر موضوعی با مسئله فلسطین گره خورد. دیپلمات فلسطینی «حسام زملط» این لحظه را «آخرین فرصت واقعی برای نجات راهحل دوکشوری» توصیف کرد.
همزمان با این رویکرد بینالمللی، «آنتونیو گوترش»، دبیرکل سازمان ملل متحد، در صحن علنی مجمع عمومی هشدار داد که «آنچه نیاز است روشن است: آتشبس دائمی اکنون، آزادی فوری گروگانها و دسترسی کامل کمکهای بشردوستانه؛ و نباید از تنها راهحل پایدار برای صلح در خاورمیانه عقبنشینی کنیم: راهحل دو کشوری.» همزمان، فرانسه و عربستان سعودی کنفرانسی در نیویورک برگزار کردند که هدف آن گردآوری اجماعی جهانی بر سر شناسایی کشور فلسطین بود؛ اجلاسی که با حضور دهها رهبر جهان همراه شد و برخی از کشورهای غربی در آن اعلام کردند که راه حل دو دولتی و کشور فلسطین را به رسمیت میشناسند. حتی «آلمان» که فعلاً از شناسایی رسمی پرهیز میکند، تأکید کرده که روند تحقق راهحل دو کشوری باید از همین حالا آغاز شود. در مقابل، اسراییل و آمریکا این تحرکات را بهشدت محکوم کرده و از تهدید به تحریم گرفته تا احتمال الحاق بخشهایی از کرانه باختری واکنش نشان دادهاند؛ حتی «دنی دانون»، سفیر اسراییل در سازمان ملل این اقدامات را «سیرک» و نمایش خواند.
«راهحل دوکشوری» از ابتدا بر ایده تشکیل کشوری مستقل برای فلسطینیها در کنار اسراییل استوار بود؛ کشوری شامل کرانه باختری، بیتالمقدس شرقی و نوار غزه که پس از جنگ ۱۹۶۷ تحت اشغال قرار گرفت؛ اما از همان آغاز، موانع متعددی آن را در عمل فلج کرد: گسترش بیوقفه شهرکهای یهودی، مخالفت سرسخت رهبران اسراییل مانند «بنیامین نتانیاهو» و شکافهای عمیق داخلی میان گروههای فلسطینی. تجربه شکستخورده مذاکرات «اسلو» در دهه ۱۹۹۰ و نشست کمپدیوید در سال ۲۰۰۰ نشان داد که حتی با فشار ایالات متحده نیز طرفین حاضر به پذیرش مصالحههای بنیادین نیستند. امروز نیز، در حالی که دبیرکل سازمان ملل «آنتونیو گوترش» بارها هشدار داده «هیچ توجیهی برای مجازات جمعی مردم فلسطین و تخریب نظاممند غزه وجود ندارد»، مقامات اسرائیلی از جمله سفیر این کشور در لندن، با صراحت اعلام میکنند که «راهحل دوکشوری مُرده است». همین تضاد میان اجماع جهانی و انکار اسراییل و آمریکا است که چشمانداز آینده را مبهم میسازد؛ اما جالبتر این که جمهوری اسلامی نیز همرای تلآویو و واشنگتن است.
جمهوری اسلامی علیه اجماع دودولتی
در حالی که جهان در سالهای اخیر بیش از هر زمان دیگری بر راهحل تشکیل دو دولت برای پایان دادن به منازعه فلسطین و اسراییل تأکید میکند، جمهوری اسلامی ایران همچنان این مسیر را مردود میداند. مجمع عمومی سازمان ملل در تاریخ ۲۱شهریور۱۴۰۴ با ۱۴۲ رأی موافق قطعنامه پیشنهادی فرانسه و «عربستان سعودی» درباره اجرای راهحل دو دولتی را تصویب کرد، اما ایران در این رأیگیری غایب بود. تهران توضیح میدهد که پذیرش موجودیت اسراییل و واگذاری بخشی از سرزمین فلسطین به آن غیرقابل قبول است و قطعنامه را فاقد ضمانت اجرایی میداند زیرا در نهایت با وتوی آمریکا در شورای امنیت روبهرو خواهد شد. ایران همچنین معتقد است متن ارائهشده به دنبال خلع سلاح گروههای مقاومت و تقویت تشکیلات خودگردان رامالله است.
این موضع جمهوری اسلامی بارها توسط «آیتالله سیدعلی خامنهای» تشریح شده است. از نظر وی راه حل منازعه بین دو کشور، نبود اسراییل است. وی در مقابل بر برگزاری یک همهپرسی سراسری در سرزمین فلسطین تاکید دارد؛ همهپرسیای که نه فقط مسلمانان، بلکه مسیحیان و یهودیان بومی را نیز شامل شود، بهشرط آنکه سابقه حضورشان در این سرزمین به پیش از تشکیل اسراییل بازگردد. خامنهای تصریح میکند این طرح که رسماً در سازمان ملل ثبتشده، «با موازین دموکراتیک پذیرفتهشده در جهان سازگار است» و باید مبنای تعیین آینده سیاسی فلسطین قرار گیرد. در سال ۱۳۹۰ خامنهای گفته بود «ما نه جنگ کلاسیک ارتشهای کشورهای اسلامی را پیشنهاد میکنیم، نه به دریا ریختن یهودیان مهاجر را پیشنهاد میکنیم و نه حکمیت سازمان ملل را.» وی تاکید داشت «مدعای ما آزادی فلسطین است، نه آزادی بخشی از فلسطین. هر طرحی که بخواهد فلسطین را تقسیم کند، یکسره مردود است.»
در موضعگیریهای اخیر مقامات سیاسی نیز همین خطمشی تکرار شده است. «عباس عراقچی» وزیر خارجه ایران میگوید: «راهحل دو کشوری منجر به برقراری صلح پایدار در منطقه نخواهد شد. تنها راهحل، دموکراسی در سرزمینهای فلسطینی است؛ مدلی که در آن مسلمانان، مسیحیان و یهودیان بومی از طریق همهپرسی درباره آینده و نظام سیاسی مشترک تصمیم میگیرند.» او افزود: «ما تصمیم نهایی را به فلسطینیها واگذار میکنیم و از هر انتخابی که آنان داشته باشند حمایت خواهیم کرد.» پیش از او در آذر ۱۴۰۲ «حسین امیرعبداللهیان» وزیر خارجه وقت گفته بود: «اسراییل اشغالگر سرزمین فلسطین است و معتقدیم راهحل دو کشوری به حل مسئله فلسطین کمکی نخواهد کرد.»
با وجود این مخالفت آشکار با رویکرد دو دولتی، تهران در دو دهه گذشته چندین بار به قطعنامههای مجمع عمومی سازمان ملل که راهحل دو دولتی در خود داشتهاند رأی مثبت داده است؛ از جمله قطعنامههایی که در سالهای ۱۳۸۳، ۱۳۹۱، ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷موردبررسی قرار گرفتند. در پاییز ۱۴۰۳ نیز ایران به قطعنامه پیشنهادی اردن که صریحاً بر راهحل دو دولتی تکیه داشت رأی مثبت داد. این سابقه نشان میدهد که تهران در سطح دیپلماتیک گاهی برای جلوگیری از انزوای دیپلماتیک و همسویی تاکتیکی با اجماع بینالمللی میتواند همراه شود اما اساس رویکرد تهران این نیست.
جمهوری اسلامی استدلال میکند که طرح دو دولت در اصل «مشروعیت بخشی به اشغال» است و نه بازگرداندن حقوق فلسطینیان. رسانههای رسمی وابسته به حکومت، از جمله خبرگزاری مهر، بارها این ایده را «خیانت به فلسطین» خواندهاند. در این روایت، حتی اگر کشور فلسطین روی کاغذ به رسمیت شناخته شود، این امر نه محاصره غزه را میشکند، نه مانع الحاق کرانه باختری میشود و نه جلوی شهرکسازیهای گسترده را میگیرد. یا روزنامه «فرهیختگان» مینویسید: «هنجارا نمیتوان اشغال و غصب سرزمین را با تقسیم جغرافیایی ساده مشروع کرد و از یاد برد که یک حاکمیت نامشروع بر سرزمین فلسطین برقرارشده» و عملاً تجربههای تاریخی نشان دادهاند که سازوکارهای پیشنهادی نتوانستهاند حقوق بومی فلسطینیان را بازگردانند یا حاکمیت قابلاعتمادی شکل دهند.
اما رویکرد جمهوری اسلامی که بر همهپرسی سراسری و نفی تقسیم سرزمین تأکید دارد، عملاً به صلح پایدار منجر نمیشود. چراکه این طرح واقعیت دولت اسراییل را که در نظام بینالملل پذیرفتهشده، نادیده میگیرد و همچنین ابزار اجرایی برای توقف اشغال یا شهرکسازی ندارد. درحالیکه بسیاری از کشورهای اسلامی و غربی اسراییل را به رسمیت شناخته یا در مسیر دو دولتی حرکت میکنند، تهران با ایستادن بیرون از اجماع جهانی، نفوذ خود بر روندهای دیپلماتیک و ترتیبات امنیتی را نیز از دست میدهد. طرح دو کشوری با وجود موانع جدی، تنها چارچوبی است که پشتوانه حقوقی و سیاسی بینالمللی دارد؛ در مقابل، مدل تهران در سطح شعار باقی مانده است.