از مشکاتیان و سوسن تا یراحی

رد شلاق بر تن موسیقی ایران

ملی مذهبی _  خبر اجرای حکم شلاق مهدی یراحی، خواننده معترض از روز گذشته با واکنش‌های زیادی روبه‌رو شده است با این حال مهدی یراحی تنها خواننده‌ای نبوده که پس از انقلاب ۱۳۵۷ حکم شلاق برای او اجرا شده است. پیش از او دست‌کم حکم شلاق برای سه خواننده و یک موسیقی‌دان مشهور اجرا شده است. جرم آن‌ها خواندن و نواختن موسیقی بوده است. «زهرا مینویی»، وکیل مهدی یراحی ۱۵اسفند۱۴۰۳ در شبکه «ایکس» نوشت که حکم شلاق برای مهدی یراحی به‌طور «تام و تمام» اجرا شده و پرونده این خواننده معترض مختومه شده است.

مهدی یراحی، خواننده معترض، برای خواندن ترانه «روسریتو در بیار» و حمایت از زنان معترض به حجاب اجباری به ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده بود.

اجرای حکم مهدی یراحی واکنش‌های زیادی در پی داشت. «ترانه علیدوستی»، «هنگامه قاضیانی»، «وریا غفوری»، «شاکر بوری» و «داریوش اقبالی» از چهره‌های شناخته شده‌ای بودند که به این حکم اعتراض کردند. با این حال این اولین‌بار نیست که حکم شلاق برای یک خواننده معروف و مردمی اجرا می‌شود.

به گزارش ایران وایر ، یک پژوهشگر موسیقی ساکن تهران، که برای حفظ امنیت ترجیح می‌دهد با نام مستعار «رضا»، صحبت کند، در این‌باره می‌گوید: «در اوایل انقلاب این حکم برای خوانندگان با بهانه‌هایی مثل مشروب‌خواری یا شرکت در مهمانی مختلط هم اجرا شده اما هر زمان این حکم را داده‌اند و اجرا کرده‌اند از خوانندگان تعهد گرفته بودند که دیگر نخوانند.»

«گل‌اندام طاهرخوانی» که با نام هنری «سوسن» شناخته می‌شد،  یکی از خوانندگان مشهور پیش از انقلاب است که در دهه ۶۰ دوبار حکم شلاق برای او اجرا می‌شود، هربار ۷۴ ضربه شلاق.

«مهدی ذکایی»، سردبیر مجله «جوانان لس‌آنجلس» سال‌ها پیش به نگارنده گفته بود: «سوسن ایران را خیلی دوست داشت. این‌جا افسرده شده بود. بعد از این که دوبار در دو مهمانی خصوصی بازداشت و حکم شلاق برایش اجرا شده بود، به فکر ترک ایران افتاده بود، گذرنامه‌اش راگرفته بودند و قاچاقی از مرز رد شده بود و همه پولش را از دست داده بود.» سوسن خودش هم در گفت‌وگو با رادیو «بی‌بی‌سی» این موضوع را روایت کرده بود.

«نعمت‌الله آغاسی»، دوست و همکار سوسن خواننده مشهور دیگری بود که پس از انقلاب حکم شلاق برای او هم اجرا شد.

«شاهرخ نادری»، از پیشکسوتان رادیو در کتاب خاطراتش با عنوان «شما و رادیو» به این موضوع اشاره کرده است. پس از انقلاب ۱۳۵۷، فعالیت آغاسی تقریبا متوقف شد و حتی کار به جایی رسید که او را برای جرمی نکرده مقابل سینما «شهر فرنگ» شلاق زدند. نادری از روزی یاد می‌کند که آغاسی به دیدن او آمد و گفت که «در یک مهمانی که یک عده‌ای تریاک می‌کشیدند و او در گوشه‌ای دیگر مشغول نمازخواندن بود، او را هم به این جرم گرفتند و می‌خواست من که همکار سال‌های سال او بودم، بر این نکته شهادت دهم که او هیچ‌گاه آلوده مواد مخدر نبود. در روز دادگاه که در خیابان وزرا تشکیل شد، فرد معممی هم برای شهادت آمده بودند تا از آغاسی دفاع کنند. در حالی قاضی معمم جوان در نهایت گفت: شما نمی‌توانید رای مرا بشکنید، چون رای من رای خدا است و آغاسی به ۸۰ ضربه شلاق محکوم شد.»

رضا، پژوهشگر موسیقی ساکن ایران می‌گوید: «می‌دانستند آغاسی بی‌گناه است اما او هم با عناوینی مثل مطرب و فاسد و … تحقیرش کرده بودند. هم او را شلاق زده بودند و هم از او تعهد گرفته بودند. آغاسی تا آخر عمرش درگیر این بود که بتواند مجوز بگیرد و یک آلبوم دیگر بیرون بدهد اما نگذاشتند.»

«پرویز پرستویی»، بازیگر پیشکسوت سینمای ایران سال ۱۳۹۷ در یک گفت‌وگوی تلویزیونی خاطره‌ای از شلاق خوردن «عباس قادری»، خواننده معروف سبک کوچه‌بازاری تعریف کرد. او بازی در فیلم سینمایی «مطرب» را به‌خاطر قادری وخاطره‌ای که از او دارد،  پذیرفته است.

پرستویی که در سال‌های ۶۰ تا ۷۰ در دادگستری کار می‌کرده، یک روز در سال ۱۳۶۲ در  کاخ دادگستری عباس قادری را می‌بیند: «دیدم پلیس قضایی دارد عباس قادری را می‌برد، من ایشان را می‌شناختم اما ایشان من را نمی‌شناخت. من سلام کردم. ایشان هم جواب داد. خیلی هم ناراحت بودند. من از بچه‌های پلیس قضایی پرسیدم کجا می‌برید؟ گفتند دیشب تو مهمانی خوانده، داریم می‌بریم، شلاقش بزنیم. کسی را داشتند می‌بردند شلاق بزنند که یک عمر پول روی پاهایش می‌ریختند. من راه افتادم و رفتم پیش کسی که مسوول شلاق زدن بود. او را هم انگار مادرزاد زاییده بودند برای شلاق زدن، من گفتم شاید این الان یک کار خلافی کرده اما می‌دانید چقدر هواخواه داره به حرمت این دل‌هایی که شاد کرده این کار را نکنید. اما گفتند: خیر. ما باید این حکم را اجرا کنیم تنها کاری که می‌توانیم بکنیم این است که قرآنی این کار را انجام دهیم.»

او توضیح می‌دهد که  اجرای قرآنی شلاق، یعنی قران در دست بگیرند تا ضربه‌های شلاق کوتاه‌تر و آهسته‌تر به تن متهم برخورد کند.

اما یکی دیگر از تکان‌دهنده‌ترین روایت‌های شلاق خوردن را هوشنگ ابتهاج، شاعر معروف معاصر در سال ۱۳۹۹ تعریف کرد. او شلاق‌خوردن «پرویز مشکاتیان»، نوازنده و موسیقی‌دان مشهور را در یک ویدیو روایت کرد. سایه می‌گوید دقیقا نمی‌داند که مشکاتیان را به‌خاطر خوردن مشروب یا حمل ساز گرفته بودند، اما حکم صد ضربه شلاق برای او اجرا شده بود: «پس از شلاق خوردن یک اتفاقی تصادفا پیش آمد، یکی گفته بود آقا اشتباه شده به جای صد ضربه شلاق، صد و یک ضربه شلاق زدید، بعد به آقای مشکاتیان گفته بودند تو می‌توانی یک ضربه شلاق به این کسی که تو را شلاق زد، بزنی. مشکاتیان از درد صد ضربه شلاقی که خورده بود، به خودش می‌پیچیده و با همان لهجه خراسانی خودش گفته من انسانم و انسان، انسان را شلاق نمی‌زند. من نبودم اما برایم گفتند که مامور شلاق زدن به گریه افتاده بود.»

رضا می‌گوید: «این‌ها روایت‌هایی است که علنی شده‌اند. باور کنید بسیاری از خوانندگان و نوازندگان مصیبت‌هایی که در دهه ۶۰ بر سرشان آمد، مثل همین شلاق خوردن را علنی نکرده‌‌اند.»

 

مطالب مرتبط

نگا القدس العربی :مترجم علی سرداری

اگرچه این تخلفات جدید نیستند، اما تنوع در اشکال و اهداف آن‌ها همچنان ادامه دارد. جدیدترین نمونه، تلاش تعدادی از شهرک‌نشینان برای آتش زدن مسجدی در روستای برقع در شرق رام‌الله بود. مهاجمان پس از آتش زدن خودرویی در نزدیکی مسجد، درهای آن را شکستند و ورودی مسجد را به آتش کشیدند، با وجود آنکه می‌دانستند نمازگزاران در داخل حضور دارند. روشن است که این نوع جنایت فراتر از تلاش برای ارعاب مردم فلسطین و وادار کردن آنان به ترک خانه‌ها و اموالشان است؛ زیرا مسجد را با اهمیت آشکار مذهبی آن هدف قرار می‌دهد. این اقدام، با نمادهای معنوی‌اش، نمونه‌ای آشکار از رویه نژادپرستانه‌ای است که سقوط رژیم صهیونیستی به پایین‌ترین سطوح تبعیض نژادی و مذهبی و زشت‌ترین اشکال آپارتاید را تأیید می‌کند.

نگاه القدس العربی: مترجم علی سرداری

جنگ با ایران، بخش بزرگی از زرادخانه مهمات آمریکا را مصرف کرد و با وجود کشته شدن شماری از رهبران ایران، از جمله علی خامنه‌ای، رهبر پیشین، این جنگ برای آمریکا و اسرائیل ـ «ابرقدرت جدید» به تعبیر نتانیاهو ـ به پیروزی راهبردی منجر نشد. برنامه‌های موساد برای مسلح‌سازی مخالفان ایرانی شکست خورد و بسیج عمومی در ایران ناکام ماند. ساختار سیاسی ایران انسجام بیشتری یافت و چالش‌برانگیزتر و خطرناک‌تر به نظر رسید. افزون بر این، تهران با بستن تنگه هرمز، جغرافیا را به سلاحی راهبردی ـ نه کم‌خطرتر از سلاح هسته‌ای ـ تبدیل کرد و آن را به منبع درآمدی از طریق وضع مالیات بر کشتی‌های عبوری بدل ساخت.

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:مترجم علی سرداری

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:النصره – «منابع رسمی آمریکایی در آن زمان گزارش دادند که اسرائیل پیش از آغاز جنگ با ایران، با اطلاع ایالات متحده از این تأسیسات استفاده می‌کرده و آنها را برای پناه دادن به نیروهای ویژه و به‌عنوان مرکز لجستیکی نیروی هوایی اسرائیل به کار می‌گرفته است. به گفته همین منابع، در آغاز جنگ، حملات هوایی اسرائیل علیه نیروهای عراقی تقریباً یکی از این تأسیسات را آشکار کرده بود. منبعی در منطقه شرقی اظهار داشت که قرار بود این سایت‌ها موقت باشند، اما اهمیت استراتژیک آنها غیرقابل انکار است.

مطالب پربازدید

مقاله

دکتر وحید عبدالمجید:مترجم علی سرداری