پروانه فروهر همچون همسرش بر جدایی نهاد دین از دولت تاکید داشت؛ به باور وی: «تا زمانی که دین به این شکل [جمهوری اسلامی] در حاکمیت قرار گرفته، ممکن نیست به بهروزی و بهگرد دسترسی پیدا کرد». دو هفته پیش از کاردآجین شدن، در مصاحبه دیگری تصریح می‌کند: «سردمداران جمهوری اسلامی با انحصارگری و واپس‌گرایی خودشان به باورهای دینی مردم آسیب زده‌اند».

به نظر می‌رسد که بتوان موارد زیر را ازجمله عوارض و پیامدهای ترامپیزاسیون در فضای سیاسی ـ اجتماعی ایران امروز دانست: افزایش مخالفت با برجام توسط راست افراطی و تندروها؛ تشدید انتقاد از دولت روحانی در حوزه مسائل اقتصادی؛ شدت گرفتن مانورها و تبلیغات نظامی ـ امنیتی به‌ویژه در عرصه فعالیت‌های موشکی؛ افزایش اعتماد به نفس حامیان اسد در جمهوری اسلامی برای تداوم حمایت نظامی ـ امنیتی از دمشق و حضور در سوریه؛ تشدید طرح شعارهای صوری علیه «دشمن» و «مرگ» در تریبون‌های رسمی جمهوری اسلامی؛ گسترش شعارهای متکی بر تقلیل فقر و بیکاری توسط اقتدارگرایان؛ پیگیری گسترش و تعمیق مناسبات تهران ـ مسکو توسط تندروهای جمهوری اسلامی؛ افزایش انسداد سیاسی و اعمال سرکوب علیه کنشگران جامعه مدنی به بهانه‌ مقابله با «دشمن» و جلوگیری از «نفوذ» آن؛ شدت گرفتن عزم مخالفان دولت اعتدال‌گرا برای معرفی نامزدهای رقیب وی و تبلیغ پوپولیستی علیه کارنامه دولت روحانی؛ و افزایش تحرک سیاسی و تبلیغاتی نظامی‌ها و تندروهای امنیتی در ساختار سیاسی قدرت.

شکل‌گیری ستاد اربعین و برنامه‌ریزی مفصل و طولانی‌مدت نهادهای حکومتی (ازجمله شهرداری تهران) برای تحقق برجسته‌تر راهپیمایی مزبور در همین راستا به‌وقوع می‌پیوندد؛ آن‌هم در هنگامه‌ای که ایرانیان در پی افزایش قهر تهران و ریاض، مجال شرکت در حج نمی‌یابند.

واکنش نرگس محمدی صریح است: «من به راهی که رفته و کاری که کرده و آنچه اندیشیده‌ام باور دارم و بر تحقق آن یعنی تحقق حقوق بشر اصرار دارم و پشیمان نیستم.»

شاید بتوان مدعی شد سروش در نقد قدرت همان روشی را پیشه کرده که حدود چهار دهه پیش علی شریعتی، دیگر چهره شاخص روشنفکری دینی پی گرفت. بیهوده نیست که ـ مستقل از همدلی‌های مکرر و دیرین ـ او در مکتوب جدید و اخیرش نیز از «شجاعت و شرافت شریعتی‌وار» می‌نویسد.