بعد از انقلاب،حمله به مصدق، تحریف تاریخ، تخریب و مخدوش کردن چهره او در دستور کار بخشی از حاکمیت و نئولیبرالهای داخلی قرار گرفت. در موج جدید این تخریب و تحریف توسط ارگانهای نئولیبرال ها، دوهدف مشخص دیده میشود: یکی ترس از ملی وبومی شدن اقتصاد،پس از شکست ۴۰سال رویکرد های نئولیبرالی وپوپولیستی و
دوم،وحشت اقایان از ملی شدن سیاست وحکومت.

استراتژی سیاست خارجی را باید بازنگری کرد. منافع ملی، مصالح ملی وامنیت ملی را باید محور قرار داد، نرم افزاری وسخت افزاری. وحدت ملی، خرد جمعی، ایمان عمومی، شفافیت مسائل مملکتی، نفی خودی- غیر خودی، ابزار اولیه‌ی بازنگری استراتژی سیاست خارجی هستند.

دیروز که مقامات ارشد اطلاعاتی امریکا در سنا گزارش دادند که ایران تخلفی از برجام نداشته،ترامپ بر اشفته شدوگفت که این مقامات بایدبه مدرسه برگردند! معنی این حرف این است که ترامپ وهمکارانش تصمیمی گرفته‌اند بدون توجه به واقعیت ها. چیزی شبیه کار بوش پسر درموردعراق.

امروز مافیای آب و سدسازی در ایران به تکاپو افتاده‌اند تا همچنان مسئولان تصمیم‌ساز را وارد خطای دیگری کنند. طرح‌هایی چون انتقال آب از دریای جنوب و دریای شمال به داخل کشور و حتی از جنوب تا مشهد یا آبهای ژرف، توطئه‌ی دیگر این مافیاست که باز ۳۰ سال دیگر برای مافیا نان بسازد و برای ما هزینه و حرمان.

شما را به خدا به پیر به پیغمبر نکنید، بگذارید نسل جوان، ناامید از بهروزی آینده‌ی ایران نشود. کارنامه کاری مهدی را هر کس نگاه کند، خواهد گفت: زنده باد پاکی ودرستی و مردمی. به‌راحتی می‌توان برای هر کس پرونده ساخت ولی مملکت را در دراز مدت نمی‌توان اداره کرد.

شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ایران به سمت تشدید تنش‌ها و چالش‌های حاکمیت با مردم عادی جامعه پیش می‌رود. راه‌حل این تنش‌ها، چالش‌ها و شورش‌ها تبدیل آن‌ها به یک جنبش قانونی- مدنی است که ایران اصل و اساس آن باشد. رهبری این جنبش باید به رهبران جنبش سبز انتقال یابد یا رهبران نظام به تعامل و تعادل بپردازند. اگر قرار باشد که منافع، مصالح و امنیت ایران در این فرآیند از طرف حاکمیت نفی شود، شکست حاکمیت و نابودی ایران پیش خواهد آمد. تا دیر نشده باید اقدام کرد.