«پیمان مکه» دست به دامن ترکیه و پاکستان شود.

عربستان و تقلا برای باز نگاه داشتن باب المندب؛ گردبادی در دل طوفان

مهستان؛ اخباری مبنی بر درخواست بن‌سلمان از ترامپ برای تداوم محاصره ایران «تا هر زمان که لازم باشد» منتشر شده است. این درخواست، هم‌زمانی تأمل‌برانگیزی با مسدودسازی «باب‌المندب» توسط متحد نزدیک ایران دارد؛ از این رو، نتیجه منطقی آن، آغاز عملیاتی نظامی علیه حوثی‌ها در یمن است که به نظر می‌رسد از روز گذشته کلید خورده است. هدف این عملیات، بازپس‌گیری مناطقی است که به تسلط بر باب‌المندب منجر می‌شود؛ مناطقی که چندی است تحت کنترل حوثی‌ها قرار دارد. جغرافیای منطقه به‌گونه‌ای است که تسلط بر دو آبراهه حیاتی «هرمز» و «باب‌المندب»، عملاً به معنای تسلط بر کشورهای حاشیه خلیج فارس است؛ چرا که انسداد این دو گذرگاه، به منزله قطع شریان ارتباطی این کشورها با جهان خارج است. اقتصاد این کشورها عمدتاً متکی بر نفت بوده و بخش اعظم صادرات انرژی به شرق آسیا از طریق نفتکش‌ها صورت می‌گیرد. با توجه به محدودیت‌های ژئوپلیتیک، مسیرهای جایگزین مانند خطوط لوله تنها به محیط‌های همجوار زمینی محدود است و قابلیت اجرا در ابعاد گسترده را ندارد. بنابراین، تنگه‌های مذکور همچنان متغیرهای تعیین‌کننده‌ای باقی می‌مانند و کاهش اثرگذاری آن‌ها نیز نمی‌تواند جایگزینی مطمئن برای بازگشایی‌شان فراهم آورد.
با در نظر گرفتن نزاع‌های تاریخی و اختلافات مذهبی، بعید است عربستان سعودی سلطه ایران بر منطقه خلیج فارس و کنترل هر دو راه آبی خود توسط ایران و متحدانش را بپذیرد. از این‌رو، قابل‌فهم است که ریاض از واشنگتن تقاضای تداوم محاصره را داشته باشد و خود نیز در تلاش برای ازسرگیری عملیات علیه حوثی‌ها و از طریق «پیمان مکه» دست به دامن ترکیه و پاکستان شود.
شاید امروز «پیمان مکه» معنای واقعی خود را یافته باشد. اگرچه مقامات کشورهای عضو همواره تأکید کرده‌اند که این پیمان علیه هیچ کشوری نیست، اما ماهیت پیمان‌های نظامی-امنیتی همواره بر پایه تعریف یک «تهدید مشترک» استوار است. نشست اخیر وزرای خارجه ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی و اعلام آمادگی دو کشور اول برای دفاع از عربستان در برابر حملات حوثی‌ها، هم نخستین آزمون جدی این ائتلاف منطقه‌ای است و هم معرفی صریح تهدید مشترک؛ تهدیدی که بیش از پیش بوی نزاع‌های فرقه‌ای و مذهبی از آن به مشام می‌رسد. به عبارتی، علاوه بر رقابت ژئوپلیتیک، تقابل این سه کشور سنی‌مذهب در برابر «اتحادی شیعی»، شاید آخرین چیزی بود که خاورمیانه بحران‌زده به آن نیاز داشت؛ گردبادی در دل طوفان.

مطالب مرتبط

نویسنده و پژوهشگر مصری: ماهر فرغالی :مترجم علی سرداری

هر دو گروه در تلاش‌اند نوعی «دولت کوچک» تحت کنترل خود ایجاد کنند و با تسلط بر بنادر و مسیرهای ارتباطی، جابه‌جایی نیروها و تسلیحات را تضمین کنند. روند شکل‌گیری ساختارهای خودگردان در سومالی و مالی شباهت زیادی به الگوی ادلب، پیش از ورود نیروهای احمد الشرع به دمشق، دارد.

Mammad Sahimie

من حتی یک مورد در تاریخ سراغ ندارم که در یک جنگ بزرگ، یک طرف توانسته باشد طرف دیگر را فقط با محاصره به تسلیم وادارد. محاصره آلمان در جنگ جهانی اول در تسلیم این کشور نقش داشت، اما عامل اصلی، جنگ زمینی عظیمی بود که چهار سال در جبهه‌های غربی و شرقی جریان داشت. اینجا جنگ زمینی نداریم و فکر نمی‌کنم حتی جنگ هوایی کارآمدی هم داشته باشیم.

دکتر محمد حسن خط:مترجم علی سرداری

اعتبار این آزمون رهبری، در جدایی زمانی و عملی میان تاریخ خروج نیروهای خارجی و تاریخ انحصار دولت بر امور [نظامی] مشهود است. به گزارش آسوشیتدپرس، دولت عراق پس از آنکه جناح‌های مسلح بانفوذ از واگذاری اقتدار خود یا تعیین شرایط سیاسی و امنیتی برای انجام این کار خودداری کردند، مهلت نهایی برای خلع سلاح گروه‌های مسلح غیردولتی را به ژوئن ۲۰۲۷ موکول کرده است. اهمیت سیاسی این دو جنبه واضح و آشکار است: دولت بغداد از توافق با یک قدرت خارجی در مورد ترتیب دادن خروج سربازان خود و تعیین یک جدول زمانی به‌روز شده — همان‌طور که دیروز با خروج نیروها پیش از تاریخ تعیین‌شده اتفاق افتاد — خوشحال است. با این حال، ارائهٔ یک چارچوب امنیتی و اجرای قانون در مورد نیروهای مسلح محلی، وارد حوزهٔ ملی آن شده است و چالشی را نشان می‌دهد که حتی دشوارتر و پیچیده‌تر است. از این‌رو، نگرانی‌های مردم در مورد مداخلهٔ مستقیم خارجی، با یک احتمال جدی‌تر مرتبط است: انتقال مرکز ثقل و نفوذ از یک قدرت خارجی — که توسط توافقات بین‌المللی محدود و کنترل می‌شود — به مراکز قدرت داخلی غیررسمی که کنترل قانونی یا سیاسی آن‌ها دشوار است.

مطالب پربازدید

مقاله