قابل توجه کسانی که ترامپ را نجات‌دهنده ایران می‌پنداشتند:

! در این ایام ترامپ و دستیارانش مدام از نابودی تمدن ایران سخن گفته اند

وزیر خارجه آمریکا در یونان، هخامنشیان را که (در عکس العمل به اتش زدن شهر ایرانی توسط یونانیها انها هم اتن را اتش زده بودند) «غارتگرانی مخرب و دشمن تمدن» خوانده است! این سخنان در ادامه تهدیدهای مکرر ترامپ برای نابودی کامل تمدن ایران مطرح شده است. نشان می دهد که مسئله این‌ها نه فقط حکومت فعلی، بلکه کینه از جایگاه تمدنی ایران و ایرانی به شکل ملی یا مذهبی دارد. هدف نهایی، تضعیف و هدف قرار دادن خودِ «ایران» است، نه هیچ چیز دیگر.
پهلوی چی ها و در راسشان رضا پهلوی با چه کسی همکاری می کرده و به چه شخصی خدمات و سرویس می داده و مرتب از ترامپ به عنوان ناجی ایران سخن می گفته اند، یاد ضرب المثل مشهور ایرانیها افتادم که اقای رضا پهلوی: قسم حضرت عباس و باور کنیم یا دم خروس را؟!
کدومش را باور کنیم،
این سلسله از ان اولش هم خائن بودند
حداقل انکه تا دیر نه شده و فرصت از دست نه رفته به مام میهن بر گردند و اگر هنوز هم ذره ای از وطن دوستی در رگشان باقی
! مانده باشد بیدار شده و به خود ایند و ببینند به چه احمق و دشمن تمدن ایرانی دل بسته بودند

مطالب مرتبط

احمد بان، نویسندهٔ مصری:مترجم علی سرداری

به هر گروهی — از سلفی‌ها گرفته تا اخوان‌المسلمین و جهادی‌ها — نگاه کنید، خواهید دید این مسائل، هستهٔ اصلی ایدئولوژی، پروژه و سازمان آن‌ها را تشکیل می‌دهد. با برچیدن این اصول، آن‌ها چیزی برای نگه داشتن یا بسیج اعضای خود ندارند.
بدون شک، ما با معضلی مرتبط با نوشته‌های انباشته‌شده روبه‌رو هستیم که عمدتاً توسط اخوان‌المسلمین تولید شده‌اند؛ به‌ویژه آن‌هایی که ما را با توهم تعلق به یک ایدئولوژی — به‌جای یک سازمان — فریب دادند. با این حال، اخوان‌المسلمین به‌طور خاص، یک سازمان است، نه یک ایدئولوژی؛ و ورود تفکر انتقادی و خرد به صفوف آنان تنها به تکه‌تکه شدن و پراکندگی آن‌ها منجر شده است.

اشرف منصور ،نویسنده مصری:مترجم علی سرداری

معطوف سازد، شرایط رو به وخامت اجتماعی و سیاسی‌ای است که در آن زندگی می‌کند. این شرایط او را به انکار همه صفات کمال انسانی و نسبت دادن آنها به موجودی متعالی سوق می‌دهد.
فرد دیندار خدای عادل را تصور می‌کند، زیرا احساس ستم‌دیدگی دارد؛ خدای قادر مطلق را تصور می‌کند، زیرا احساس ناتوانی می‌کند؛ خدای نیرومند را تصور می‌کند، زیرا خود را ضعیف می‌یابد؛ و خدای مهربان را تصور می‌کند، زیرا رنج‌های زندگی را تجربه می‌کند. از این‌رو، توحید به نوعی سازوکار جبرانی برای چندپارگی و تفرقه جامعه تبدیل می‌شود.