گناه ،ظلم و جرم

قانون مجازات اسلامی که بانی آن مرحوم بهشتی بود اما بعد دایره عملش از تصور او هم فراتر رفت .
این قانون در عمل به نام اجرای احکام شریعت ،ایمان و توحید را نشانه می گیرد .
اما چرا نشانه می گیرد؟ این قانون ظلم به خود را جرم و بعد گناه می داند و جرم و گناه را هم یکی می گیرد .
این قانون مجازات اسلامی برای این اعمال نامبرده مجازات حقوقی تعیین می کند .این مجازات عامل همه آنچه می شود که می تواند ترویج فساد بیشتر را فراهم کند. اما چرا فساد بیشتر را باعث می شود؟
در نگاه حکومت به این افراد محکوم شده حقوقی واژه منکراتی باب می شود. کسی که شل حجاب است منکراتی می شود در حالیکه حجاب حتی به روسری داشتن نیست.
در نتیجه کسی که گناهی فقهی انجام داده است نه حتی گناهی قرانی منکراتی خوانده می شود. در مورد نوشیدن الکل که ظلم به خود و جرم فقهی دارد اما مجازات قرانی ندارد فرد به نام منکراتی خوانده می شود.
اسباب لهوو لعب به ورق بازی و برخی وسائل موسیقی اطلاق می شود.
معمول شده است که افرادی به دلیل مشکوک بودن نوع پیوند در معابر عمومی مورد بازخواست قرار می گیرند این باز خواست دخالت افرادی به رابطه دو نفر ورود می کنند که فرد وارد شده و مامور دولت است اما قدیس نیست او از ورود این رابطه می تواند سو استفاده کند این برای فساد می افزاید.
میزان دخالت به زندگی خصوصی افراد به جایی می رسد که مامور نقش مهمی در تعیین منکراتی بودن افراد پیدا می کند.
این ویژگی بر گستره فساد می افزاید و در عمل فساد را هم قبح اش را از بین می برد.
قاضی در این قانون مجازت اسلامی نقش مهمی دارد اختیار قاضی در اعمال نظر بسیار زیاد است این عمل جای سو استفاده قاضی را فراهم می کند تا احکام را مطابق میل خود تغییر دهد.از این قبیل موارد فراوان است .
مسئله محوری آن است که کسی که به خود ظلم می کند با فردی که جرم می کند فرق دارد.گناه در نزد یک معتقد با جرم حقوقی متفاوت است.
یکی انگاشتن این سه گانه ظلم و گناه و جرم به معنی گسترده کردن خلاف است که حکومت ایران به آن منکراتی می گوید این منکراتی قبح عمل خلاف را هم از میان می برد.
فراموش نکنیم که احکام فقهی زمانی و مکانی هستند.این قوانین برخی ارای آن به فرد معتقد ربط پیدا می کند برای همگان قابل اجرا نیست
قانون مجازات اسلامی ، برخی از احکام فقهی شیعه را که رعایت آن مربوط به اموری اخروی یا انتخابی است را به قانون حقوقی همراه با مجازات تعیین می کند.
پس قانون را باید تغییر داد. با اعلام قاضی متخلف مشکل قوه فضائیه حل نمی شود.

مطالب مرتبط

دکتر نسیب حطیط: مترجم علی سرداری

استقبال برخی لبنانی‌ها از حمله احتمالی «سوریه» ـ با این تصور که چنین حمله‌ای رؤیای آنان برای شکست مقاومت و جامعه شیعه را محقق می‌کند ـ گناه و حماقت سیاسی است. زیرا هنگامی که تکفیری‌ها برسند، همه بدون توجه به فرقه یا مذهب، هدف قرار خواهند گرفت.

أيمن مرابط:مترجم علی سرداری

به‌طور ضمنی، جنگ جدیدی از بامداد چهارشنبه آغاز شد؛ زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، حادثهٔ هلیکوپتر آپاچی را بهانه‌ای برای حملات گسترده به مناطق وسیعی از ایران قرار داد و سپس اعلام کرد: «ایران فرصت دستیابی به توافق را از دست داد». این حمله را نمی‌توان از حملهٔ ایران به اسرائیل جدا دانست؛ در واقع آمریکا به‌جای اسرائیل وارد پاسخ‌گویی شده است. در این میان، اسرائیل بار دیگر معادلهٔ «بیروت – شمال» را با بمباران حومهٔ شهر خواهد شکست تا هزینهٔ تهران را افزایش دهد و کارت لبنان را ــ به شکلی که «عجیب» با تصمیم دولت لبنان هم‌پوشانی دارد ــ از میان بردارد؛ تصمیمی که با هدف تل‌آویو برای نابودی آنچه «زیرساخت‌های حزب‌الله» می‌نامد، همسو است، در حالی که این زیرساخت‌ها در واقع روستاها و شهرهای جنوب لبنان‌اند.
روزهای آینده

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

افزون بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ، یعنی تغییر رژیم، نیز وجود داشت؛ نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ. همه این عوامل ترامپ را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ – همان چیزی که نتانیاهو آرزو دارد – ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. همین موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

مطالب پربازدید

مقاله