ابراهیم غرایبه نویسنده اردنی:مترجم علی سرداری

کتاب «معالم فی الطریق»؛ مانیفستی جذاب که به شکلی مذهبی نازیسم را بازتولید می‌کند

ابراهیم غرایبه، نویسنده اردنی، معتقد است سید قطب و کتابش «معالم فی الطریق» (نقاط عطف)، به‌ویژه، نمونه‌ای خطرناک و منحصربه‌فرد از شکل‌گیری اجتماعی سازمان‌یافته را نشان می‌دهند که با ایده‌ها، باورها و احساساتی بسیج شده است که، علی‌رغم خطرشان برای جوامع و ملت‌ها، توانسته‌اند حالتی از انسجام، استحکام و حمایت را به دست آورند. این امر صرفاً بدان سبب بود که ترکیبی سه‌گانه از تعصب، احساس برتری و تکبر، و ایده‌های مذهبی، به تعصب و نفرت توجیهات مذهبی می‌بخشید، آن‌ها را به فضیلت تبدیل می‌کرد و هواداران و علاقه‌مندان را به خود جذب می‌نمود. در نهایت، این ایده‌ها با سبکی زبانی و ادبی گیرا و تأثیرگذار، همراه با استدلال‌ها و ایده‌هایی منطقی و منسجم، عرضه شدند.
اگرچه درست است که مانیفست فکری مطرح‌شده در «معالم فی الطریق»، «فی ظلال القرآن» و دیگر آثار سید قطب، پروژه‌ای تکفیری علیه نظام‌های سیاسی، جوامع و افراد است که با بافت تاریخی، فقهی و سنتی امت مسلمان در تعارض قرار دارد و پاسخ فکری و مذهبی به آن در وجدان جمعی و جهت‌گیری دینی و فکری مسلمانان تثبیت شده است، اما چنین برداشتی یا نادرست است یا کافی نیست. با وجود قوت و اعتبار استدلال‌ها، شواهد و ایده‌های مطرح‌شده در کتاب «دعاة لا قضاة» که پاسخی به «معالم» و آثار مودودی، به‌ویژه کتاب «المصطلحات الأربعة فی القرآن» او، و نیز بسیاری از مطالعات و کتاب‌های مهم و اقناع‌کننده دیگر است، باید اذعان کرد که «معالم» از میراث فقهی و فکری رایج جهان اسلام فراتر رفت. این کتاب استثنا را به قاعده و شورش علیه جامعه را به ارزشی والا تبدیل کرد؛ ارزشی که جوانان جان و مال خود را در راه آن فدا می‌کنند. نفرت را به دینی بدل ساخت که پیروانش از طریق آن به خدا نزدیک‌تر می‌شوند و اعتراض را به رفتاری شریف و پسندیده تبدیل کرد، حتی اگر به قرارداد اجتماعی جوامع و ملت‌ها آسیب برساند.
سید قطب بخش وسیعی از نسل‌ها، گروه‌ها و طبقات اجتماعی و مذهبی را متحول کرد و حتی در دینداری عامه، برنامه‌های درسی و گفتمان دینی رسمی و سنتی نفوذ یافت. این کتاب نفرت را به دینی تبدیل کرد که پیروانش از طریق آن به خدا نزدیک‌تر می‌شوند و اعتراض را به رفتاری ذاتی و فضیلت‌مند بدل ساخت، حتی اگر به جوامع و ملت‌ها آسیب برساند.
با توجه به احساس غرور، تمایز و برتری‌ای که سید قطب به افراد مذهبی می‌بخشد، توده‌های دینداران، حتی کسانی که به هیچ گروه یا سازمانی وابسته نیستند، در این گفتمان نوعی پاداش و تشویق می‌یابند. افرادی که در حوزه دینی و در مؤسسات آموزشی و ارشادی فعالیت می‌کنند، احساس اهمیت زیادی نسبت به وجود، کار و نقش خود پیدا می‌کنند. اهداف دین به کارکردهای دولت، مانند جهاد، اجرای قانون و حمایت از آن، گسترش می‌یابد. آنان انگیزه و توجیهی برای ایفای این نقش‌ها از جانب ملت و حاکمیت می‌یابند.
ملت شکست‌خورده نیز در این گفتمان تسلایی برای شکست‌ها و ناکامی‌های خود پیدا می‌کند و با توسل به این لفاظی‌های آرامش‌بخش، گویی مرهمی شفابخش برای مصیبت‌ها، اضطراب‌ها و ناامیدی‌های خویش یافته است، با چالش‌های موجود روبه‌رو می‌شود.
گفتمان ملی‌گرایانه یا میهن‌پرستانه مبتنی بر تبعیض، تعصب و وفاداری کورکورانه، معمولاً با پذیرش و حمایت عمومی مواجه می‌شود. این امر امروز نیز در کشورها و جوامعی که شاهد ظهور راست افراطی هستند، به‌ویژه در چندین کشور اروپایی، مشهود است. در گذشته نیز چنین گفتمانی سراسر اروپا را فرا گرفت و آن را وارد جنگی جهانی و ویرانگر کرد؛ تا جایی که اروپاییان همچنان نگران‌اند چگونه از تکرار چنین سناریویی جلوگیری کنند. با این حال، اگر این گفتمان شوونیستی با لفاظی‌های مذهبی درآمیزد و به یک دکترین دینی تبدیل شود، نتیجه آن عمیق‌تر، ریشه‌دارتر و ماندگارتر خواهد بود.
مسئله‌ای که بحران بزرگ و نزاع داخلی درون اخوان‌المسلمین را پدید آورد و سپس به سراسر جهان اسلام گسترش یافت، چیزی بود که می‌توان آن را «گسست از جوامع و نظام‌های سیاسی موجود» نامید. این امر به شکل‌گیری حالتی منسجم از طرد و تقابل با محیط و فرهنگ پیرامون انجامید. در عصر جهانی‌شدن، این ایدئولوژیِ جداافتاده از جوامع و فرهنگ‌ها، به جنبشی جهانی‌گرا منجر شد که خودِ جهان را رد می‌کند؛ یا آنچه هوادارانش «جبهه اسلامی جهانی» می‌نامند.
البته روشن است که مسئله حکومت و حاکمیت، ریشه بحران بزرگ در جهان اسلام است؛ چه این بحران میان اخوان‌المسلمین و دیگر گروه‌های اسلام‌گرای سیاسی با نظام‌های حاکم و جوامع سیاسی باشد، و چه بحران اجتماعی میان کسانی که به تفسیر «اخوانی» یا «قطبی» از اسلام پایبندند و جوامع، خانواده‌ها و جهان پیرامون خود را بر همان اساس ارزیابی می‌کنند.
در موضوع حاکمیت، آن‌گونه که اخوان‌المسلمین و گروه‌های اسلامی از دهه ۱۹۶۰ به بعد آن را فهم کردند، سازمان‌ها و جریان‌های فکری گسترده‌ای در میان افراد، جوامع، مساجد، برنامه‌های آموزشی، فرهنگ عمومی و رسانه‌ها پدید آمد. خلاصه آنکه، این ایدئولوژی نظام‌های حکومتی و جوامع موجود را غیراسلامی می‌داند. این برداشت عمدتاً بر مجموعه‌ای از آیات قرآن مبتنی است؛ از جمله: «وَ مَن لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ» (مائده: ۴۴) و نیز: «أَفَحُکْمَ الْجَاهِلِیَّةِ یَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُکْمًا لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ» (مائده: ۵۰).
ایده‌های مذهبی مطرح‌شده در کتاب سید قطب، به تعصب و نفرت توجیهات دینی می‌بخشید و آن‌ها را پرهیزگارانه جلوه می‌داد. خارج دانستن کل جامعه مسلمانان از اسلام بر پایه این دو آیه، برای اکثر مسلمانان برداشتی ناگهانی و غیرمنتظره بود. خوارج نیز پیش‌تر، هنگامی که تمامی جامعه مسلمانان را خارج از اسلام می‌دانستند، در همین دام افتاده بودند؛ یعنی هیچ‌کس جز خود آنان مسلمان واقعی محسوب نمی‌شد.
برخی چهره‌های معاصر، از جمله اعضایی از اخوان‌المسلمین، حزب‌التحریر، جماعت اسلامی، جهاد، تکفیر و هجرت و برخی جریان‌های سلفی، به‌صراحت یا تلویح، جامعه مسلمانان را در وضعیت ارتداد توصیف کرده‌اند. برخی حتی پا را فراتر نهاده و ادعا کرده‌اند که جامعه مسلمانان قرن‌هاست در حالت ارتداد کامل به سر می‌برد.
این ایدئولوژی در درون اخوان‌المسلمین ریشه دواند و در میان بسیاری از رهبران و اعضای آن غلبه یافت. اگرچه حسن الهضیبی، دومین مرشد عام اخوان‌المسلمین، که باید توجه داشت از خارج از صفوف این جماعت به رهبری آن رسیده بود، در سال ۱۹۶۹ کتاب «دعاة لا قضاة» را در پاسخ به این اندیشه فراگیر و همچنان تأثیرگذار منتشر کرد، اما این ایدئولوژی در درون اخوان‌المسلمین و دیگر گروه‌های سیاسی و مبارز اسلامی همچنان باقی ماند و حتی در میان کسانی که میانه‌روتر یا متفاوت از سید قطب تلقی می‌شوند نیز حضور دارد؛ در حالی که نقدهای واردشده بر آن تا حد زیادی به حاشیه رانده شده و عملاً ناشناخته مانده است
منبع حفریات

مطالب مرتبط

عباس كاظمي

مفهوم نسل زد همان‌قدر كه به فهم واقعيت كمك مي‌كند، ممكن است ما را از ديدن پيچيدگي‌هاي آن نيز دور كند. دشوار است جمعيت گسترده و متنوع جوانان متولد نيمه دوم دهه ۱۳۷۰ و دهه ۱۳۸۰ را زير عنواني واحد قرار دهيم و ويژگي‌هايي مشترك براي همه آنان تعريف كنيم.

▪️اپوزیسیون ملی در کجای ماجراست؟

بنابراین بسیار هوشمندانه به نظر میرسد که سیستم امنیتی ازطریق همان وضعیت نزاع سه ضلعی و دامن زدن به آن، و همچنین از طریق تحریف تاریخ معاصر و انقطاع افکار عمومی از سنت و تاریخ مبارزاتی، در دستگاه شناختی جامعه ی معترض اخلال ایجاد کند. تا مانع خلق یک روایت مشترک برای پیوند میان گذشته، حال و آینده گردد. تا انبوهه ی اعتراضات از هویت یابی بازماند و به جنبش شدن فرانرود. بنابراین یکی از مهمترین عوامل پایداری جمهوری اسلامی همین تلاش های حرفه ای اش در جهت فروکاستن جامعه جنبشی به جامعه شورشی ، از طریق اخلال در روند هویت یابی آن بوده است.

اهمیت بیشتری از تنگه هرمز دارد.

ه گزارش انتخاب، در ادامه این مطلب آمده: نیروهای انصارالله هفته گذشته در جریان پیشروی خود در شهرهای ساحلی مخا و ذباب پیشروی کردند و جزیره پریم را نیز به تصرف خود درآوردند و بدین ترتیب کنترل خود بر تنگه باب‌المندب را تثبیت کردند؛ تنگه‌ای که در ورودی دریای سرخ قرار دارد و به «دروازه اشک‌ها» معروف است.

مطالب پربازدید

مقاله

ابوطالب آدینه‌وند