نوسازی گفتمان دینی، بهویژه با تحولات سریع اجتماعی، فناوری و سیاسی، به محور بحثهای فکری و فرهنگی در جهان عرب و اسلام تبدیل شده است. این مفهوم به اصلاح نحوه ارائه، تفسیر و کاربرد دین اشاره دارد؛ بهگونهای که با اصول اساسی سازگار بماند و در عین حال با واقعیتها و شرایط فعلی ارتباط مؤثر برقرار کند. گاهی این اصطلاح نه به «نوسازی خود دین»، بلکه به نوسازی فهم دین اشاره دارد.
در هر صورت، نوسازی گفتمان دینی از حاشیه به عرصه عمومی منتقل شده و به نیرویی محوری در واقعیت زیسته ما تبدیل شده است. با این حال، گفتمان سنتگرایی همچنان وجود دارد و میکوشد این مفهوم را به موضوعاتی خاص مانند جهانیشدن، فناوری، حقوق بشر، محیط زیست و چندفرهنگیگرایی یا به مسائل تاریخی مربوط به وقایع خاص در زندگینامه و احادیث پیامبر محدود کند. این گفتمان، اغلب بر جایگزینی یا نفی این موضوعات تمرکز دارد، بدون آنکه با مسائل افراطگرایی در تفسیر متون یا تعصب خشونتآمیزی که گروههای تروریستی جهانیشده را پدید آورده است، درگیر شود. این همان مشکلی است که در این مقاله به آن پرداخته میشود و ریشهکنی افراطگرایی و ابزارهای آن را هدف اصلی نوسازی گفتمان دینی قرار میدهد. هدف آن است که دین از سطح موعظه شخصی فراتر رود و در ساختن جامعه، ترویج ارزشهای اخلاقی، مبارزه با فساد، حمایت از توسعه، تقویت گفتوگوی بین ادیان و پرداختن به مسائل عدالت اجتماعی نقشآفرینی کند؛ همه در چارچوب یک فرآیند ساختارمند برای ریشهکن کردن افراطگرایی مذهبی خشونتآمیز.
(۱) مراحل اصلی نوسازی
(۱-۱) ریشهکنی افراطگرایی
ریشهکنی افراطگرایی عنصر اصلی در نوسازی گفتمان دینی و حضور عمومی آن است. این اصطلاح به فرآیند جدا کردن افراطگرایان از گروهها، کاهش پایبندی آنها به باورهای افراطی و تغییر جهتگیری آنها برای همسویی با ارزشهای غالب اشاره دارد. این فرآیند از طریق مکانیسمهای مستقیم یا غیرمستقیم، بهصورت اتفاقی یا دائمی، فردی یا جمعی، داوطلبانه، اجباری یا ترکیبی از هر دو، در داخل یا خارج از زندان، با یا بدون ابتکار دولت انجام میشود. (الازهر شریف، بیانیه خطاب به مردم)
تغییر در فرآیند ریشهکنی یا شناختی است ـ یعنی مربوط به مؤلفه معرفتی ایدئولوژی ـ یا رفتاری، یعنی ترک خشونت در عین حفظ افراطگرایی، یا هر دو. در مطالعهای که توسط دانشکده هنر دانشگاه منوفیه مصر منتشر شده، محقق عبدالمنعم شحاته تأکید میکند که مبارزه با افراطگرایی، مانند مبارزه با تروریسم، افراد را هدف قرار نمیدهد؛ بلکه جامعه را با جلوگیری از پذیرش ایدههای افراطی توسط جوانان یا تبدیل شدن به هدف جذب تروریستها مورد توجه قرار میدهد. این امر با هدف قرار دادن کل جامعه در برنامههای ضد افراطگرایی از طریق مجموعهای از سیاستها و اقدامات، از جمله اصلاح آموزش، آموزش حرفهای، گفتمان مذهبی، برنامههای رسانهای و اصلاحات سیاسی و اقتصادی محقق میشود. همه طرفها در طراحی، اجرا و ارزیابی این برنامهها در حوزههای فرهنگی، اجتماعی، مذهبی، اقتصادی و سیاسی مشارکت دارند. (عبدالمنعم شحاته، دانشکده هنر، ۲۰۰۶)
محقق احمد سعید در مطالعه خود چندین گروه هدف را برای اصلاحات ضد افراطگرایی شناسایی میکند. گروه اول شامل اعضای یک گروه تروریستی است که در حال بررسی ترک آن هستند. هدف، تشویق آنها به قطع ارتباط، تسهیل تصمیم آنها با حمایت از کیفیت زندگی پس از ترک و کمک به آنها در مقابله با تهدیدات ناشی از ترک گروه است. گروه دوم شامل کسانی است که ـ داوطلبانه یا غیرارادی ـ یک گروه افراطی را ترک کردهاند، با هدف کاهش احتمال پیوستن مجدد. به کسانی که داوطلبانه ترک کردهاند، اطلاعات حقوقی فشردهای درباره مبارزه با تروریسم ارائه میشود تا آگاهی آنها از امنیت ملی افزایش یابد. این امر مکانیسمهایی مانند تبعیض بر اساس انگیزهها ـ زیرا میزان عود بسته به انگیزهها متفاوت است ـ و وابستگی قبلی آنها به یک گروه افراطی را آشکار میکند. (احمد سعید، نوسازی گفتمان مذهبی، ۲۰۱۱)
(۱-۲) بازخوانی متونی که نفرت را برمیانگیزند
گام دوم در فرآیند نوسازی گفتمان مذهبی، تشخیص زودهنگام نفرت در میان افراطگرایان و بازخوانی این متون است. اغلب، برخی متون بهاشتباه تفسیر میشوند، حتی تا جایی که بهعنوان انگیزههای جذاب طبقهبندی میشوند.
یک مطالعه سازمان ملل متحد سه مسیر برای رادیکال شدن جوانان شناسایی کرده است: انزوای اخلاقی و قرار گرفتن فعال در معرض محتوای افراطی؛ بزهکاری و جستوجوی اطلاعات افراطی؛ و انزوای اجتماعی. (مطالعه سازمان ملل متحد، ۲۰۲۱)
تعدادی از تصورات غلط وجود دارد که به ترویج افراطگرایی کمک میکنند. مبارزه با این تصورات غلط شامل توانبخشی از طریق شناسایی و بررسی مجدد آنهاست:
الف. مفهوم فقدان شریعت: افراطگرایان معتقدند که شریعت وجود ندارد؛ خواستهای که بهزعم آنان شورش علیه حاکمانی را توجیه میکند که بسیاری از گروهها آنها را میدان نبرد نهایی و مسیر رسیدن به حکومت خدا میدانند. این پایه فکری و مبنای معرفتشناختی، یکی از بزرگترین بحرانهای پیشروی ملتها را شکل داده است.
در فرآیند تجدید گفتمان، پرسشهایی درباره این موضوع مطرح میشود: ماهیت واقعی آگاهی از جایگزینی شریعت با قانون ساخته بشر چیست؟ آیا شریعت محدود به مجازاتهاست؟ آیا مشکل صرفاً فقدان شریعت است یا چگونگی دستیابی به اجرای بهینه آن؟ آیا کسانی که خواستار اجرای شریعت هستند، دیدگاهی برای چگونگی اجرای آن دارند؟ تفاوت میان خلافت، حکومت دینی و اقتدار مدنی چیست؟ چرا درک رایج از شریعت فقط به قوانین حاکم بر معاملات محدود میشود؟
مشهور است که شریعت مجموعهای از نظامهایی است که خداوند برای بشریت مقرر کرده تا در حوزههای مختلف به آنها پایبند باشند؛ از رابطه انسان با پروردگارش، شامل فرایضی مانند نماز و روزه، تا رابطه میان مسلمانان، مانند برادری و شفقت، و احکام مربوط به خانواده و ارث. همچنین شامل رابطه مسلمانان با جامعه، از جمله معاملات اقتصادی و قوانین مدنی و جزایی، و نیز رابطه مسلمانان با جهان هستی، مانند تحقیق و تفکر میشود. در نهایت، به رابطه مسلمانان با زندگی میپردازد و آنها را به بهرهمندی از آن بدون اسراف یا خسارست هدایت میکند.
بهعنوان نمونهای عملی از فرآیند نوسازی ضروری، میتوان درباره چگونگی گذار از یک درگیری خونین بر سر شریعت به درگیریای که منافع مردم را در اولویت قرار میدهد، بحث کرد.
دیدگاهها
نوسازی گفتمان دینی: از حاشیه تا قلب عرصه عمومی
نوسازی گفتمان دینی به ویژه با تحولات سریع اجتماعی، فناوری و سیاسی، به محور بحثهای فکری و فرهنگی در جهان عرب و اسلام تبدیل شده است. این به اصلاح نحوه ارائه، تفسیر و کاربرد دین اشاره دارد، به طوری که با اصول اساسی سازگار بماند و در عین حال با واقعیتها و شرایط فعلی مرتبط باشد. گاهی اوقات، به جای «نوسازی خود دین»، به فرآیند اصلاحات اشاره دارد، بلکه به نوسازی فهم دین اشاره دارد.
در هر صورت، نوسازی گفتمان دینی از حاشیه به عرصه عمومی منتقل شده و به نیرویی محوری در واقعیت زیسته ما تبدیل شده است. با این حال، گفتمان سنتگرایی وجود دارد که میکوشد این مفهوم را به موضوعات خاصی مانند جهانی شدن، فناوری، حقوق بشر، محیط زیست و چندفرهنگیگرایی یا به موضوعات خاص گذشته مربوط به وقایع خاص در زندگینامه و احادیث پیامبر محدود کند و بر جایگزینی یا نفی آنها بدون درگیر شدن با مسائل افراطگرایی در تفسیر متون یا تعصب خشونتآمیزی که گروههای تروریستی جهانی شده را ایجاد کرده است، تمرکز کند. این مشکلی است که در این مقاله به آن پرداخته شده است، که ریشهکنی افراطگرایی و ابزارهای آن را به عنوان هدف اصلی نوسازی گفتمان دینی مطرح میکند. هدف این است که دین از موعظه شخصی فراتر رود و به ساختن جامعه، ترویج ارزشهای اخلاقی، مبارزه با فساد، حمایت از توسعه، تقویت گفتگوی بین ادیان و پرداختن به مسائل عدالت اجتماعی کمک کند – همه در یک فرآیند ساختارمند برای ریشهکن کردن افراطگرایی مذهبی خشونتآمیز.
(1) مراحل اصلی نوسازی
(1-1) ریشهکنی افراطگرایی:
ریشهکنی افراطگرایی عنصر اصلی در نوسازی گفتمان دینی و حضور عمومی آن است. این اصطلاح به فرآیند جدا کردن افراطگرایان از گروهها، کاهش پایبندی آنها به باورهای افراطی و تغییر آنها برای همسویی با ارزشهای غالب اشاره دارد. این فرآیند از طریق مکانیسمهای مستقیم یا غیرمستقیم، به صورت اتفاقی یا دائمی، به صورت فردی یا جمعی، داوطلبانه، اجباری یا ترکیبی از هر دو، در داخل یا خارج از زندان، با یا بدون ابتکار دولت انجام میشود. (الازهر شریف. بیانیهای خطاب به مردم)
تغییر در فرآیند ریشهکنی یا شناختی است، به معنای مؤلفه شناختی ایدئولوژی، یا رفتاری، با ترک خشونت در عین حفظ افراطگرایی، یا هر دو. در مطالعهای که توسط دانشکده هنر دانشگاه منوفیه مصر منتشر شده است، محقق عبدالمنعم شحاته اظهار میکند که مبارزه با افراطگرایی مانند مبارزه با تروریسم، افراد را هدف قرار نمیدهد؛ بلکه جامعه را با جلوگیری از پذیرش ایدههای افراطی توسط جوانان یا تبدیل شدن به هدفی برای جذب تروریستها هدف قرار میدهد. این امر با هدف قرار دادن کل جامعه در برنامههای ضد افراطگرایی از طریق مجموعهای از سیاستها و اقدامات، از جمله اصلاح آموزش، آموزش حرفهای، گفتمان مذهبی، برنامههای رسانهای و اصلاحات سیاسی و اقتصادی، محقق میشود. همه طرفها در طراحی، اجرا و ارزیابی این برنامهها در تمام حوزههای فرهنگی، اجتماعی، مذهبی، اقتصادی و سیاسی مشارکت دارند. (عبدالمنعم شحاته، دانشکده هنر، ۲۰۰۶)
محقق احمد سعید، در مطالعه خود، چندین گروه هدف را برای اصلاحات ضد افراطگرایی شناسایی میکند. گروه اول شامل اعضای یک گروه تروریستی است که در حال بررسی ترک آن هستند. هدف، تشویق آنها به قطع ارتباط، تسهیل تصمیم آنها با حمایت از کیفیت زندگی آنها پس از ترک، و کمک به آنها در مقابله با تهدیدات مربوط به ترک گروه است. گروه دوم شامل کسانی است که – داوطلبانه یا غیرارادی – یک گروه افراطی را ترک کردهاند، با هدف کاهش احتمال پیوستن مجدد. به کسانی که داوطلبانه ترک کردهاند، اطلاعات حقوقی فشردهای در مورد مبارزه با تروریسم به عنوان وسیلهای برای افزایش آگاهی آنها از امنیت ملی ارائه میشود. این امر مکانیسمهایی مانند تبعیض بر اساس انگیزهها – میزان عود بسته به این انگیزهها متفاوت است – و وابستگی قبلی آنها به یک گروه افراطی را آشکار کرد. (احمد سعید، نوسازی گفتمان مذهبی، ۲۰۱۱)
:(۱-۲) بازخوانی متونی که نفرت را برمیانگیزند
گام دوم در فرآیند نوسازی گفتمان مذهبی، تشخیص زودهنگام نفرت در میان افراطگرایان و بازخوانی این متون است. اغلب، برخی از متون به اشتباه تفسیر میشوند، حتی تا جایی که به عنوان انگیزههای جذاب طبقهبندی میشوند.
یک مطالعه سازمان ملل متحد سه مسیر برای رادیکال شدن جوانان را شناسایی کرد: انزوای اخلاقی و قرار گرفتن فعال در معرض محتوای افراطی؛ بزهکاری و جستجوی اطلاعات افراطی؛ و انزوای اجتماعی. (مطالعه سازمان ملل متحد، 2021)
تعدادی از تصورات غلط وجود دارد که به ترویج افراط گرایی کمک میکند. مبارزه با این تصورات غلط شامل توانبخشی از طریق شناسایی و بررسی مجدد آنهاست:
الف. مفهوم فقدان شریعت:
افراط گرایان معتقدند که شریعت وجود ندارد، خواستهای عادلانه که شورش علیه حاکمانی را توجیه میکند که بسیاری از گروهها آنها را میدان نبرد نهایی و مسیر نهایی به سوی حکومت خدا میدانند. این پایه فکری و مبنای معرفتشناختی است که منجر به بزرگترین بحران پیش روی ملتها شده است.
در طول فرآیند تجدید گفتمان، پرسشهای در مورد این موضوع مطرح میشود: ماهیت واقعی آگاهی از جایگزینی شریعت با قانون ساخته بشر چیست؟ آیا شریعت محدود به مجازاتها است؟ آیا مشکل صرفاً فقدان شریعت است یا چگونگی دستیابی به اجرای بهینه آن؟ آیا کسانی که خواستار اجرای شریعت هستند، دیدگاهی برای چگونگی اجرای آن دارند؟ تفاوت بین خلافت، حکومت دینی و اقتدار مدنی چیست؟ چرا درک رایج از شریعت فقط به قوانین حاکم بر معاملات محدود میشود؟
مشهور است که شریعت مجموعهای از نظامهایی است که خداوند برای بشریت مقدر و نازل کرده است تا در حوزههای مختلف، مانند رابطه بین انسان و پروردگارش، به آنها پایبند باشد. این شامل فرایض دینی مانند نماز و روزه، رابطه بین مسلمانان مانند برادری و شفقت، و احکام مربوط به خانواده و ارث میشود. همچنین شامل رابطه بین مسلمانان و جامعه، از جمله معاملات اقتصادی و قوانین مدنی و جزایی، و همچنین رابطه بین مسلمانان و جهان هستی، مانند تحقیق و تفکر، میشود. در نهایت، به رابطه بین مسلمانان و خود زندگی میپردازد و آنها را به لذت بردن از آن بدون اسراف یا خساست هدایت میکند.
به عنوان یک نمونه عملی از فرآیند نوسازی ضروری، میتوانیم در مورد چگونگی گذار از یک درگیری خونین بر سر شریعت به درگیری که منافع مردم را در اولویت قرار میدهد، بحث کنیم..
منبع حفریات