منتشر شده در ویژه نامه مصدق و نفت ما
بیش از یک قرن از اکتشاف نفت و نقش آن در توسعه ی صنعتی می گذرد و هنوز این ماده ی استثنایی، جایگاه بی بدیل خود را در تامین انرزی جهانی حفظ کرده است. وابستگی جهانی به نفت، هم مصرف کنندگان و هم تولید کنندگان آن را در شرایط ویژه ای قرار داده و رقابت بر سر کنترل منابع نفت و گاز را به اصلی مهم و شناخته شده در سیاست گذاری ها تبدیل کرده است. در مورد تولیدکنندگان، وابستگی این کشورها به درآمدهای نفتی، در بسیاری از موارد، حیات اجتماعی را با مشکلات متعددی روبرو ساخته که مانع توسعه شده و اغلب تولید بحران کرده است. از این منظر، برای این کشورها، نفت تنها نه یک فرصت، بلکه همزمان، تهدید هم بوده است. در مورد ایران، هرگاه هم که برای حل مسائل داخلی، فرصت هایی برای گشایش های دموکراتیک ایجاد شد، اِعمال حاکمیت ملی و کنترل منابع به بهانه های واهی، از سوی قدرت های بزرگ به رسمیت شناخته نشد سهل است که با تحریم، کودتا و جنگ، در برابر آن ایستادگی شد تا کشور از یک سیاست گذاری مستقل در مورد سرنوشت خود فاصله گرفته و مجددا در مدار سیاست های تحمیلی قدرت های خارجی قرار بگیرد..
با گذشت بیش از هفت دهه از جنبش ملی نفت که یکی از آن گشایش ها در جهت تحقق اِعمال حاکمیت ملی و استقلال ایران در تاریخ معاصر ما بوده است، منتقدان با طرح پرسش های گوناگون، افتخارآمیز ترین جنبش ملی منطقه را که در زمان خود سرنمونِ بسیاری از آزادی خواهان، رنج دیدگان و دربند شدگان جهان بود، به چالش می کشند. آن ها می پرسند آیا مقاومت موثر در مورد تحریم فروش نفت ممکن بود؟ آیا ملی کردن صنعت نفت با توجه به توانمندی ایران در آن مقطع بهنگام بود؟ آیا اصرار بر فهم حداکثری از “ملی شدن” به معنای کنترل کامل ایران بر فرآیند “اکتشاف، استخراج، تصفیه و فروش”، بیش از اندازه آرمانگرایانه نبود؟ آیا مصدق و مشاوران او اطلاعات دقیقی از بازار جهانی نفت داشتند؟ آیا دکتر فرشاد مومنی، دارای درجه دکتری در رشته ی اقتصاد، استاد و عضو هیئت علمی دانشکده ی اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی که در این سالها با نگاهی تاریخی عمدتا بر تبیین و تحلیل عوامل توسعه نیافتگی اقتصاد ایران در دوره ی معاصر متمرکز بوده ، در این ویژه نامه به طور مبسوط به این پرسش ها پاسخ داده است. مومنی قبلا با همکاری بهرام نقش تبریزی کتاب اقتصاد ایران در دوران دولت ملی را منتشر کرده که به ارزیابی اقتصادی دولت دکتر محمد مصدق در زمان تحریم نفتی می پردازد.
بحث دیگر این پرونده، مقاله ی “ایالات متحده، بریتانیای کبیر و مصدق” کاری از دیوید پینتر است. پینتر دانشیار تاریخ بینالملل در دانشگاه جورج تاون بوده است. او یکی از محققان جنگ سرد و سیاست خارجی ایالات متحده در طول قرن بیستم با تاکید ویژه بر رابطه آن ها با نفت است. “نفت و قرن آمریکایی” اولین کتاب او بود که در سال ۱۹۸۶ منتشر شد. پینتر در این کتاب بر اهمیت وابستگی اقتصاد آمریکا به نفت تاکید می کند و نشان می دهد که چگونه ایالات متحده از نفت برای پیگیری سیاست خارجی و اهداف استراتژیک داخلی خود استفاده و با ورود به درگیری های منطقه ای، فرآیند توسعه را در بسیاری از کشورهای نفت خیز مختل کرد.
“نبرد بر سر ایران: نفت، استبداد و جنگ سرد ۱۹۵۴-۱۹۵۱” از دیگر آثار این محقق برجسته است که در سال ۲۰۲۲ و با همکاری گریگوری بِرو منتشر شد. نکته ی جالب توجه در تحقیقات آنها، آشنایی زدایی از افسانه ی سیطره ی قریب الوقوع کمونیسم بر ایران، به عنوان بهانه ای برای مداخله در بحران نفتی ایران از جانب ایالات متحده است. آنها به این نتیجه رسیدند که هدف اصلی واشنگتن از براندازی مصدق به این دلیل نبود که ادامه رهبری وی منجر به تقدیم ایران به دنیای غیر آزاد! (کمونیسم) میشد بلکه به این دلیل بود که کنترل غرب بر ایران و در واقع همه منابع نفتی منطقه، مزایای اساسی برای حفظ نفوذ و قدرت جهانی آمریکا فراهم میکرد و جریان بینالمللی نفت برای سلامت اقتصادهای غربی و تسلیح متحدان تحت حمایت سازمان پیمان آتلانتیک و سایر پیمانهای دفاعی متقابل حیاتی بود.
البته پینتر نتیجه نمی گیرد که آمریکا صرفا برای نفت در کودتا مشارکت کرد بلکه میگوید نفت باید در مرکز تحلیل قرار داشته باشد و جنگ سرد، ترس از شوروی، حزب توده، منافع بریتانیا، وضعیت داخلی ایران و مسئله قدرت شاه باید در کنار آن مورد توجه قرار بگیرد. مقاله ی پینتر یک گزارش قابل توجه از موضع و عملکرد ایالات متحده در طول بحران نفتی ایران در نیمه ی قرن بیستم است.