تداوم پایان‌ناپذیر حصر، حبس و اعدام

بیانیه ۱۵۰ فعّال سیاسی، مدنی و فرهنگی در اعتراض به سرکوب‌های مداوم حاکمیت پساجنگ

به‌نام هستی‌بخش
@iranfardamag
▪️ در حالی حصر خانگی میرحسین موسوی از پس ۱۶ سال هم‌چنان ادامه دارد و برای سه تن از حمایت کنندگان از بیانیه‌ی اخیر وی حکم زندان و حبس صادر شده است که کشور در شرایط خطیری قرار دارد. شوربختانه جنگ و تجاوز خارجی در شرایطی به کشور تحمیل شده که با اقتصادِ به گِل نشسته و سیاستِ ورشکسته در داخل، بنیان های امنیت ملی بیش از پیش سست شده است.
🔸این جنگ معلول اقدامات، رویه ها و ساختارهای معیوبی است که بنیان های امنیت ملّی را نشانه گرفت و تضعیف کرد، ورنه تجاوز و جنگ و تخریب، شیوه ی ثابت امپریالیسم است. آنچه باعث شد تا بر این خاک طمع کنند و برای غارتش دست به تهاجم بزنند پیش از هر چیز به رفتار سرکوب‌گرایانه حاکمیتی برمی‌گردد که هر مطالبه‌ای را با داغ و درفش پاسخ داد و در هر اعتراض اجتماعی، خون بی‌گناهی را بر زمین ریخت و ملتی را داغدار کرد. ملتی که اکنون نیز در هجوم امپریالیستی دشمنان این سرزمین و در میانه جنایات سبعانه در لامرد و میناب و بمپور و عزادار فرزندان بی‌گناه خویش شده، و در عین حال ناباورانه شاهد اعدام‌ها و احکام سنگین برای شمار زیادی از معترضان دی ماه گذشته می‌باشد.
قویا معتقدیم، بحران های فزآینده و تودرتویی که کشور را در کام هولناک خود گرفته، ناشی از کج‌ کارکردی‌ها و تناقضات درونی ساختار قانون اساسی فعلی است که قاطبه ی ایرانیان را از عاملیت و اثرگذاری در حق تعیین سرنوشت محروم کرده و منجر به رشد فسادهای سیاسی-اقتصادی-امنیتی و تضعیف بنیان های امنیت ملی شده است. این ساختار توان و پویایی لازم برای تبلور نظر و آرای جمهور مردم را ندارد. در حالی که چیرگی بر بحران‌های حال حاضر ایران و از همه مهم‌تر، خروج از زیر سایه جنگ و تجاوز خارجی، نیازمند تبلور آرا و عاملیت یافتن قاطبه ی مردم، بویژه جامعه مدنی ایران است.
🔸ما امضا کنندگان این بیانیه ضمن محکومیت رفتار ظالمانه و غیر قانونی حاکمیت در ادامه‌ی حصر میرحسین موسوی و بانو زهرا رهنورد، و نیز اعتراض به حکم زندان برای آقایان علیرضا بهشتی‌شیرازی، ناصر دانشفر و محمدجواد دردکشان، نیک‌مردان دغدغه مندی که جز صلاح ملک و ملت را نخواسته اند، حمایت مجدد خود را از این عزیزان و بیانیه‌ی اخیر میرحسین موسوی مبنی بر اهتمام بر فرایند « همه پرسی قانون اساسی با تشکیل جبهه ای فراگیر ، متشکل از همه ی سلایق ملی، بر اساس سه اصل عدم مداخله ی خارجی، نفی استبداد و گذار دموکراتیک مسالمت آمیز» اعلام می‌داریم.
: اسامی
رضا آقاخانی، ابوطالب آدینه‌وند، محمّد آزادی، حمید آصفی، سیدیعقوب آل شفیعی فومنی، سیّدمحمود باقری، آرزو باهر، رضا ابراهیم زاده، هادی احتظاضی، پیمان احمدی، سعید اردشیری، فاطمه افشاری، مهدی اقبال، سیدعبدالمجید الهامی، الهه امیرانتظام، مهدی امینی زاده، مجتبی بدیعی، رویا بلوری، امیر بهمنی، بهنام بیات، فاطمه بیگدلی آذری، محمد بینازاده، مطهره پارسی، مهدی پناهی، حبیب‌الله پیمان، پروین تاج محمدی، محمدرضا تحویلداری، علی تقی پور، مصطفی تنها، مهدی توفیق حق، مجید تولایی، حسین جزایری، محمد جمادی، فرشته جمشیدی، فرانک چالاک، بهنام چگینی، علی حدیثی، منا حدیثی، محمدعلی حسن نژاد، علی‌رضا حسین نیا، بهزاد حق پناه، امیر حقیقت جوان، محمود حقیقت جوان، مسعود حکمت، عبدالکریم حکیمی، حمیدرضا خادم، آرش خاندل، شیرین خسروشاهی، واحده خوش سیرت، ابراهیم خوش‌سیرت، رضا دبیر، محمد دردکشان، جواد درستی، امیرخسرو دلیرثانی، رسول راست‌گفتار، عباس راستی‌بروجنی، محمدجواد رجايیان، علیرضا رجایی، الهه رجایی، علیرضا رجبیان، محترم رحمانی، یونس رستمی، بهروز رشیدیانی، امیرعلی رضازاده، امیرحسن رفیعی، حسین رفیعی فنود، شایان زارع، رقیه زارع پورحیدری، مهدی زمانی، طیبه سالاری، فریدون سحابی، عیسی سحرخیز، حسین سربندی، میثم سعادت، رضا سید زاده، محمودرضا شاه‌حسینی، علی شریعتی، هرمز شریفیان، شادیه شهیدی، فیروزه صابر، رویا صدر، کیوان صمیمی، طاهره طالقانی علایی، علیرضا عبدی، بهزاد عربگل، علی‌اکبر عربگل، روئین عطوفت، اسماعیل علوی، محمود عمرانی، ابوالفضل غسّالی، نسرین غلامحسین زاده، میثم غنیان، حیدر فتح‌الله‌زاده، منیژه فتحی، مهدی فخرزاده، کیومرث فرشاد، علی فرید یحیایی، ابوالفضل قدیانی، فرخنده قربانی، محسن قشقایی، رضا کاظمی، علیرضا کاظمی، مجتبی کاظمی، محمد کریمی، صدیقه کنعانی، بهناز کیانی، رضا کیایی، بیژن گل افرا، فاطمه گوارایی، مسعود مانیان، مصطفی محب کیا، محمد محب‌کیا، زهره محققی، سیدفرزاد محمدی، محمد محمدی‌اردهالی، مهرو مدرسی، حسین مدرسی سریزدی، سعید مدنی، عبدالله مرادی، عبدالله مرادیان، مینو مرتاضی‌لنگرودی، مجید مسعودی، اکرم مصباح، محسن مصدق، مهدی مظفری، محمدرضا مقیسه، اصغر ممبینی، نوگل منشوری، محسن مهدیان، سیداحمد موسوی، عبدالله مومنی، عبدالله ناصری، خسرو نسیم پور، اکرم نقابی، رضا نقابیان، محمّدامین هادوی، سیدسجاد هاشمی نژاد، علیرضا همتی، حسین یزدی، حسن یوسفی اشکوری.
#ایران_فردا #میرحسین_موسوی
#علیرضا_بهشتی‌شیرازی #ناصر_دانشفر #محمدجواد_دردکشان

مطالب مرتبط

حامد نقی‌لو

نشانه‌هایی در خلیج فارس در حال ظهور است که وزن آنها از تمام سال‌های گذشته سنگین‌تر است. نشانه‌هایی که به‌روشنی از فرسایش مدل امنیت وارداتی حکایت دارد و تداوم آن، منطقه را در معرض بی‌ثباتی ساختاری قرار می‌دهد. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس می‌توانند این پیام را با دقت بیشتری بخوانند؛ زیرا امنیتی که از بیرون تأمین شود، در لحظه تهدید کارکرد خود را از دست می‌دهد و حتی به عامل آسیب‌‌پذیری تبدیل می‌شود. حضور نظامی آمریکا، با هزینه سالانه سنگین و شبکه گسترده پایگاه‌ها، نتوانسته از وقوع بحران‌های امنیتی جلوگیری کند‌. ناکارآمدی‌ای که ریشه در ماهیت فرامنطقه‌ای این حضور دارد؛ حضوری که در آن منافع محلی هیچ‌گاه در اولویت قرار نمی‌گیرد.

محمد آیش:مترجم علی سرداری

سؤال اینجاست: چرا روزنامه‌نگاری در جهان غرب همچنان موفق و سودآور است، در حالی که روزنامه‌ها در جهان عرب با زیان‌های انباشته و متوالی مواجه‌اند؟ چرا روزنامه‌نگاران عرب با واقعیتی غم‌انگیز روبه‌رو هستند، در حالی که وضعیت همکارانشان در کشورهای دیگر متفاوت است؟ چه چیزی مانع موفقیت رسانه‌ها در کشورهای عربی می‌شود؟

سعید مدنی

جنبش مهسا به نظرم لولای ورود کنش‌های جمعی به موج سوم و دوره‌ای جدید بود. از‌این‌رو با شما کاملاً موافقم که اعتراضات دی‌ماه نشان از دور جدیدی از اعتراضات با ویژگی‌های متفاوت نسبت به کنش‌های جمعی پیشین داشت: چرخش از مطالبات اقتصادی به اعتراضات سیاسی، فراگیری در سطح ملی، تکثر و رادیکالیسم بیشتر برخی از ویژگی‌های دور جدید کنش‌های جمعی است. علاوه بر این‌ها، بین اعتراضات دی ماه در فاصله‌ی ۶ تا ۱۷ دی‌ماه و بعد از فراخوان آقای پهلوی در ۱۸ و ۱۹ دی نیز تفاوت‌هایی وجود دارد. نگاه به اعتراضات دی‌ماه به شدت تحت تاثیر فاجعه‌ی کشتار هزاران زن و مرد و دختر و پسر جوان در ۱۸ و ۱۹ دی قرار گرفته و اغلب در آن خلاصه می‌شود؛ اما همچنان که حاجی‌زادگان (۱۴۰۵) در پژوهش خلاقانه‌ی «جان‌های دی‌ماه» به‌زیبایی توضیح داده، «همان‌طور که اعتراضات ۱۴۰۱را نمی‌شود به واکنشی هیجانی نسبت به یک "اتفاق" فروکاست، اعتراضات ۱۴۰۴ را نیز نمی‌توانیم به پذیرش ساده‌انگارانه‌ی یک "فراخوان" تقلیل بدهیم».