به موقعیت صبحگاهی بر نگردیم

در وضع نیمروزی به موقعیت صبح گاهی بر نمی گردند؟
بله وضع بن بست است، درست است. راه ها را بسته اند. حسن اقا کلیدش هم در قفل گیر کرده است. اصلاح طلبان هم فقط نصیحت می کنند.

حکومت ایران دولت روحانی را قفل کرده است البته به کمک جریان ترامپ در امریکا. ترامپ و حکومت ایران با هم بدند اما راهبرد شان در عمل می شود اسقاط ایران.

دولت منجی نیست. حکومت ایران هم سرکوب می کند. بن بست ایجاد شده است. وقتی که با بن بست روبرو می شویم چه می کنیم: دیوار را خراب می کنیم.
دست روی دست می گذاریم ناله و فریاد می کنیم. راه جدیدی را جستجو می کنیم. راه حل من راه سوم است.

در این مسیر راه حل فوری برای عمل موضع گیری برای تغییر ساختار به وسیله موسوی و کروبی و دیگران است تا بخشی از حاکمیت و جامعه مدنی با هم همراه شوند.در باره قبلا گفته ام ایشان از نظر من مسولیت دارند موضع ایشان امید و راه ایجاد می کند.

اگر این دو تن چنین نکردند مردم چه کنند.چرا دنیا به آخر نمی رسد. این جا می شود به رفتار رهنورد توجه کرد یعنی موضع گیری خرد و اما بزنگاهی برای زنده نگه داشتن امید در دل ها. چرا که جامعه مدنی ایران هنوز موثر است رفتارش بر حکومت و نظام تاثیر دارد. اگر نداشت تا همین حد هم دولت روی مواضع اش در مواجه با حکومت نمی ایستاد.

پس همین جامعه مدنی ژله ای باید بماند.  اما چگونه می ماند؟ اگر حکومت دولت را شکست دهد نظام نمی ریزد اما جامعه مدنی له می شود یا محو می شود البته نابود نمی شود. پس دولت روحانی به دلیل تاکتیکی برای جامعه مدنی مهم است، همین .
اما برای این که همین این جامعه مدنی با کمک روشنفکران و فعالان سیاسی و هم صنفی حمایت و هدایت شود و امید آن نا امید نشود چه باید بکند.
نا امیدی مرگ است. هم گونه که توهم به دولت منجی سم است. این وضع بن بستی را با خراب کردن دیوار نظام که نه عملی است و نه ممکن نباید تغییر داد.
‏درست است که کلید اصلاح در دولت هم نمی چرخد. در این مواقع بازی در عرض می کنند بازی در عرض حوصله می خواهد و هم استمرارو هم مدامت .
دموکراسی به هر میزانش در بازی عرضی تولید می شود. فراموش نکنیم که سازگاری ایرانی هم خلاق ، هم منفعل است.
‏شرایط به سمت سازگاری منفعل ایرانی می رود که اکثریت را با خود می برد و اقلیتی را هم رادیکال هم بدون دستاورد خواهد کرد البته با هزینه بالا.
پس باید از تحلیل صبح گاهی پرهیز کرد تحلیل صبح گاهی همان تحلیل از نوع حنیف نژادی و جزنی است.که قهرمان اندک می سازد و میلیون ها تماشا چی بی اثر درست می کند.
ما در نیمروز حادثه به بن بست رسیده ایم. ماجرا تمام نشده است .
در ذهن خود ماجرا تمام نکنیم به تحلیل صبح گاهی و شروع از صفر نپردازیم که این تحلیل پیشتاز جان برکف می خواهد با تمایل و توان اکثریت مردم همراه نیست.چنین عنصر پیشتازی هم نداریم پس انفعال مضاعف خلق می کنیم.
هنوز جامعه مدنی ژله ای ما بازی گر است موثر است. پس اگر بازی اصلاح طلبی در نیمروز حادثه به بن بست رسیده است می تواند بازی در عرض را ادامه داد.
اما بازی در عرض چیست؟

مطالب مرتبط

دکتر نسیب حطیط: مترجم علی سرداری

استقبال برخی لبنانی‌ها از حمله احتمالی «سوریه» ـ با این تصور که چنین حمله‌ای رؤیای آنان برای شکست مقاومت و جامعه شیعه را محقق می‌کند ـ گناه و حماقت سیاسی است. زیرا هنگامی که تکفیری‌ها برسند، همه بدون توجه به فرقه یا مذهب، هدف قرار خواهند گرفت.

أيمن مرابط:مترجم علی سرداری

به‌طور ضمنی، جنگ جدیدی از بامداد چهارشنبه آغاز شد؛ زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، حادثهٔ هلیکوپتر آپاچی را بهانه‌ای برای حملات گسترده به مناطق وسیعی از ایران قرار داد و سپس اعلام کرد: «ایران فرصت دستیابی به توافق را از دست داد». این حمله را نمی‌توان از حملهٔ ایران به اسرائیل جدا دانست؛ در واقع آمریکا به‌جای اسرائیل وارد پاسخ‌گویی شده است. در این میان، اسرائیل بار دیگر معادلهٔ «بیروت – شمال» را با بمباران حومهٔ شهر خواهد شکست تا هزینهٔ تهران را افزایش دهد و کارت لبنان را ــ به شکلی که «عجیب» با تصمیم دولت لبنان هم‌پوشانی دارد ــ از میان بردارد؛ تصمیمی که با هدف تل‌آویو برای نابودی آنچه «زیرساخت‌های حزب‌الله» می‌نامد، همسو است، در حالی که این زیرساخت‌ها در واقع روستاها و شهرهای جنوب لبنان‌اند.
روزهای آینده

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

افزون بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ، یعنی تغییر رژیم، نیز وجود داشت؛ نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ. همه این عوامل ترامپ را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ – همان چیزی که نتانیاهو آرزو دارد – ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. همین موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

مطالب پربازدید

مقاله