اعتراضات دی ماه و قطبی سازی فضا

اعتراضات دیماه با کشته شدن کمتر از ۳۰ نفر که آمار زیادی هم است و هم سرکوب متقاضیانی که خواهان فضای بهتر و وضع اقتصادی مناسب بودند همراه شد. در این اعتراضات شعار های گوناگون مطرح شد اما برخی از شعارها را عمده تر کردند.
جامعه ما سه شکاف اصلی دارد
۱- فقیر و غنی
۲- شکاف شریعت با ازادی مدنی
۳- استبداد و دموکراسی.
شکاف ها جدی هستند. نیروهای در گیر این شکاف هم در صحنه سیاسی نماینده دارند. اگر چه نمایندگان گاهی داوطلب هستند اما برگزیده نیستند.

رهبری نظام خود را نماینده شریعت و هم عدالت نشان می دهد. برخی از براندازان خود را نماینده دموکراسی نشان می دهند .

اعتراضات دیماه را حضور خود انگیخته یا برانگیخته یا ترکیبی از هر دو بدانیم صدای را در جامعه ما بلند کرده است که تغییر می طلبد.

اما سمت این تغییر کدام است.به عبارتی بر این اعتراضات کدام شعار می خواهد حاکم شود.

۱- راست افراطی با شعار عدالت و شریعت فضا را قطبی کند و بگوید که یا ما یا هیچ کس.

۲- براندازان با گرایش سلطنت طلب شعار نظام اصلاح ناپذیر شعار برانداری برای دموکراسی را بدهند. براندازی هم در تقابل با راست افراطی قرار می گیرد این یعنی قطبی شدن.

۳- شعار رفراندم طلبان که در این میانه هیچ طرف را راضی نمی کنند . اما به همه جریان های متفاوت اصلاح طلبی را در عمل ضربه می زنند.

۴- اصلاح طلبان نرمال سازی که از براندازان ترس نشان می دهند و هم می ترسند. این ترس بر محافظه کاری اصلاح طلبان نرمال ساز می افزاید آنان را به کل نظام نزدیکتر می کند.

۵- اصلاح ساختاری با برنامه تغییر رفتار برای تغییر قانون که به اصلاح ساختاری منجر شود. این ایده در حکومت و جامعه مدنی و هم میان اصلاح طلبان زمینه دارد.
اعتراضات دیماه را می توان لنینی دید او گفت قیام ۱۹۰۵ لازم بود باید سرکوب می شد تا نظام تزاری بی آینده می شد. پس انقلاب شد.

در سال ۱۳۴۱ هم نظام قبلی ایران با سرکوب راه را برای سرنگونی باز کرد . اعتراضات دیماه را می توان تحول طلبانه دید که اصلاح ساختاری می طلبد.
اعتراضات دیماه را می توان شورش دید و سرکوب کرد.
اعتراضات دیماه را می تواند تب دید و باز به نرمال سازی ادامه داد.

اما بررسی این که اعتراضات دیماه چه ماهیتی داشت؟ شورش یا اعتراضات، انقلاب یا جنبش .

این بحثی است که به خلق راهبردی موثر کمک می کند اما نیروها ارزوها و منافع خود را بر وقایع حاکم می کنند. باید دید کدام راهبرد درست بوده کدام راهبرد عملی تر بوده کدام راهبرد هم راه دشمن را هموار کرده است.

راست افراطی در صدد قطبی کردن فضا است براندازان با گرایش سلطنت طلب به هر قیمت هم به دنبال قطبی کردن فضا هستند اگر فضا قطبی شود در این میان که له می شود .پس باید مراقب بود.

مطالب مرتبط

دکتر نسیب حطیط: مترجم علی سرداری

استقبال برخی لبنانی‌ها از حمله احتمالی «سوریه» ـ با این تصور که چنین حمله‌ای رؤیای آنان برای شکست مقاومت و جامعه شیعه را محقق می‌کند ـ گناه و حماقت سیاسی است. زیرا هنگامی که تکفیری‌ها برسند، همه بدون توجه به فرقه یا مذهب، هدف قرار خواهند گرفت.

أيمن مرابط:مترجم علی سرداری

به‌طور ضمنی، جنگ جدیدی از بامداد چهارشنبه آغاز شد؛ زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، حادثهٔ هلیکوپتر آپاچی را بهانه‌ای برای حملات گسترده به مناطق وسیعی از ایران قرار داد و سپس اعلام کرد: «ایران فرصت دستیابی به توافق را از دست داد». این حمله را نمی‌توان از حملهٔ ایران به اسرائیل جدا دانست؛ در واقع آمریکا به‌جای اسرائیل وارد پاسخ‌گویی شده است. در این میان، اسرائیل بار دیگر معادلهٔ «بیروت – شمال» را با بمباران حومهٔ شهر خواهد شکست تا هزینهٔ تهران را افزایش دهد و کارت لبنان را ــ به شکلی که «عجیب» با تصمیم دولت لبنان هم‌پوشانی دارد ــ از میان بردارد؛ تصمیمی که با هدف تل‌آویو برای نابودی آنچه «زیرساخت‌های حزب‌الله» می‌نامد، همسو است، در حالی که این زیرساخت‌ها در واقع روستاها و شهرهای جنوب لبنان‌اند.
روزهای آینده

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

افزون بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ، یعنی تغییر رژیم، نیز وجود داشت؛ نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ. همه این عوامل ترامپ را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ – همان چیزی که نتانیاهو آرزو دارد – ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. همین موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

مطالب پربازدید

مقاله