آموزش و پرورش در انتظار «تغییر»

در خصوص آموزش و پرورش باید گفت همچنان، در به همان پاشنه می چرخد. طوری که تا به امروز تغییر معنادار در افراد، رویکردها، ساختار و برنامه های این سازمان صورت نگرفته است و کماکان بخش عمده مدیران آن، نگاه سنتی و غیر علمی به مقوله آموزش و پرورش دارند.

دکتر حسن روحانی با شعار تغییر در انتخابات 24 خرداد بر سایر رقبا پیروز شد. روند جامعه نشان داد که از سیاست های گذشته راضی نبوده و تفکر حاکم قبلی نزد اکثریت مردم جایگاهی ندارد بنابراین تصمیم گرفتند با رای به تغییر، آن سیاست ها را پشت سر گذاشته و طرحی نو در اندازند. اینک مردم انتظار دارند پس از استقرار دولت، شعار مذکور جامه ی عمل بپوشد و تغییر همه جانبه، در همه حوزه های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی اتفاق بیفتد تا بتواند در جریان امور جامعه بهبود به وجود آورد. برای این منظور شیوه هایی که کاربرد آنها کهنه شده، باید کنار گذاشته شود و به جای آن شیوه هایی که تصور میشود دست یابی به بهبود مورد نظر را میسر می سازد به آزمایش گذاشته شود. مسلماَ در هیچ حرکتی به خودی خود بهبود به وجود نمی آید و مدیران قبلی که عامل ایستایی و سکون بودند نمی توانند ایجاد کننده تغییر باشند.

به عنوان مثال همانطور که در سیاست خارجی شاهد تحولات مثبت هستیم و دولت با سیاست های منطقی و مبتنی بر عقلانیت (نه احساس و غریزه) به دنبال ارایه تصویر جدید از کشورمان می باشد. ضرورت دارد در داخل نیز رویکرد جدیدی اتخاذ شود تا از یک سو شاهد گشایش فضای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه باشیم و از سوی دیگر دولت در مسیر تعامل مثبت و سازنده با گروه های سیاسی، احزاب و تشکل های صنفی – مدنی گام های اساسی بردارد.

 در خصوص آموزش و پرورش باید گفت همچنان، در به همان پاشنه می چرخد. طوری که تا به امروز تغییر معنا دار در افراد، رویکردها، ساختار و برنامه های این سازمان صورت نگرفته است و کماکان بخش عمده مدیران آن نگاه سنتی و غیر علمی به مقوله آموزش و پرورش دارند. این سبک مدیریتی نظام آموزشی کشور را با چالش ها و مسائل اساسی مواجه نموده است. به گونه ای که آموزش و پروش پویایی خود را از دست داده و در تنگناهای بسیاری گرفتار آمده است. که به چند نمونه اشاره می شود:

1- حادتر شدن مسئله هویتی دانش آموزان. (در چند سال اخیر 60 در صد دانش آموزان مدال آور المپیادی به کشورهای خارجی مهاجرت کردند.)

2- جایگاه نامناسب معلمان از نظر معیشت و منزلت اجتماعی (مطابق آمارهای منتشره بیش از 70 در صد معلمان زیر خط فقر زندگی میکنند.)

3- تشدید افت تحصیلی ( الف) افزایش میزان مردودی دانش آموزان ب) در سال های اخیر 50 در صد مدال آوری دانش آموزان المپیادی کم شده است.)

4- نظام آموزشی در مقطع ابتدایی با کمبود معلم و در متوسطه با مازاد معلم مواجه است

5- کسری بودجه پنج هزار میلیارد تومانی آموزش و پرورش و….

طبیعی است چنین نظام آموزشی نمیتواند پاسخ گوی نیازهای پیچیده نسل جدید آن هم در هزاره سوم باشد همچنین قادر نخواهد بود در جامعه نقش تحول آفرینی ایفا نماید. تجربه بشری ثابت نموده است مسائل تازه را نمی توان با روش های کهنه و قدیمی حل کرد. آنچه مسلم است آغاز، اجرا و استمرار تغییر و دگرگونی در هر سازمانی معمولا به وسیله مدیران صورت میگیرد. متأسفانه آقای فانی در این زمینه تاکنون برنامه ای ارائه نکرده است. باید گفت: برنامه ریزی نکردن یعنی برنامه ریزی برای شکست. اصلاح طلبان یک بار در دوره ی وزارت آقای مظفر دچار این اشتباه و شکست شدند.

فرهنگیان از آقای فانی انتظار دارند شجاع و قاطع باشد و تحت تاثیر برخی گروه ها و محافل روش ها و افراد آزموده شده را دوباره نیازمایند به عبارت دیگر آنچه در هشت سال گذشته مورد عمل قرار گرفته، یا آزمایش شده و آموزش و پرورش را با معضلات زیادی مواجه نموده، رها و شیوه های جدید مبتنی بر نگاه کارشناسی، تخصص و تجربه را جایگزین نمایند. به گونه ای که همگان احساس کنند امور در آموزش و پرورش متفاوت تر از گذشته شده است.

آقای دکتر فانی نباید دچار اشتباه محاسبه شوند. زیرا ماه عسل معلمان با او همیشگی نخواهد بود. و رویکرد حمایتی فرهنگیان و تشکل های صنفی – مدنی با ایشان به معنی دادن چک سفید نیست. به عبارت دیگر نگاه معلمان و تشکل ها به آقای فانی و عملکرد وی نگاهی موردی خواهد بود. یعنی از ایشان می خواهند به سمت تغییر (پایان دادن به برخورد با فعالان صنفی – مدنی فرهنگیان، قبلا در دیدار با نمایندگان تشکل ها قول آنرا داده اند – بهبود معیشت معلمان – تحول در اقتصاد آموزش و پرورش و متنوع ساختن منابع مالی آن – تأمین کسری بودجه آموزش و پرورش – اختصاص شهریه مناسب به مدارس – بازتر شدن فضا برای فعالیت های صنفی – مدنی در آموزش و پرورش…) جهت گیری روشن تری نشان دهند و مطمئن باشند هر گام مفیدی که در راستای احقاق حقوق فرهنگیان و تأمین اهداف مشترک آنان برداشته شود، معلمان از آن پشتیبانی خواهند نمود.

به عقیده برخی کارشناسان وضعیت نظام آموزشی کشور در خیلی از مدارس درگیر بحران های زیادی است که دست کمی از بحران های اقتصادی ندارد و نیاز به اصلاح و تغییر در آنها ضروری است به یقین اگر امروز چاره اندیشی نشود فردا خیلی دیر خواهد بود.

 سایت ملی  – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

دکتر نسیب حطیط: مترجم علی سرداری

استقبال برخی لبنانی‌ها از حمله احتمالی «سوریه» ـ با این تصور که چنین حمله‌ای رؤیای آنان برای شکست مقاومت و جامعه شیعه را محقق می‌کند ـ گناه و حماقت سیاسی است. زیرا هنگامی که تکفیری‌ها برسند، همه بدون توجه به فرقه یا مذهب، هدف قرار خواهند گرفت.

أيمن مرابط:مترجم علی سرداری

به‌طور ضمنی، جنگ جدیدی از بامداد چهارشنبه آغاز شد؛ زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، حادثهٔ هلیکوپتر آپاچی را بهانه‌ای برای حملات گسترده به مناطق وسیعی از ایران قرار داد و سپس اعلام کرد: «ایران فرصت دستیابی به توافق را از دست داد». این حمله را نمی‌توان از حملهٔ ایران به اسرائیل جدا دانست؛ در واقع آمریکا به‌جای اسرائیل وارد پاسخ‌گویی شده است. در این میان، اسرائیل بار دیگر معادلهٔ «بیروت – شمال» را با بمباران حومهٔ شهر خواهد شکست تا هزینهٔ تهران را افزایش دهد و کارت لبنان را ــ به شکلی که «عجیب» با تصمیم دولت لبنان هم‌پوشانی دارد ــ از میان بردارد؛ تصمیمی که با هدف تل‌آویو برای نابودی آنچه «زیرساخت‌های حزب‌الله» می‌نامد، همسو است، در حالی که این زیرساخت‌ها در واقع روستاها و شهرهای جنوب لبنان‌اند.
روزهای آینده

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

افزون بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ، یعنی تغییر رژیم، نیز وجود داشت؛ نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ. همه این عوامل ترامپ را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ – همان چیزی که نتانیاهو آرزو دارد – ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. همین موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

مطالب پربازدید

مقاله